آبراکادابرا!
آبراکادابرا، جادوگر زمزمه کرد، در حالی که خرگوش را از کلاه ناپدید میکرد.
این حروف ندا به عنوان طلسم در زمینه اجراهای جادویی یا به عنوان فریادهای خرافی برای جلوگیری از بدشانسی استفاده میشوند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
آبراکادابرا!
آبراکادابرا، جادوگر زمزمه کرد، در حالی که خرگوش را از کلاه ناپدید میکرد.
بیبیدی-بوبیدی-بو
او دستش را تکان داد و گفت 'بیبیدی-بوبیدی-بو'، و اتاق به هم ریخته ناگهان تمیز و منظم شد.
و همینطور
با یک حرکت مچ دست و پاشیدن کمی گرد پری، پرسو چانگو، دستمال به یک دسته گل تبدیل میشود!
همین
او دستش را در جیبش کرد، یک مشت سکه بیرون آورد، و وقتی گفت « hey presto » به گل تبدیل شدند.
ابرکادابرا
با یک موج از چوبدستیم و پاشیدن گرد پری، هوکوس پوکوس، و خرگوش از کلاه ظاهر میشود!
آبراکادابرا
شعبده باز زمزمه کرد 'الاکازام' و به صندوق قفل شده ضربه زد، و آن در مقابل چشمان ما باز شد.
باز شو کنجد
جادوگر گفت 'باز شو کنجد،' و پرده بالا رفت تا یک صحنه تماشایی را آشکار کند.
سیم سالا بیم
او 'سیم سالا بیم' را زمزمه کرد در حالی که گرد درخشان را روی جعبه خالی میپاشید.
جنکس! دقیقاً همان چیزی را گفتی که من فکر میکردم.
جنکس ! این چیزی بود که میخواستم بگویم.
خرگوش سفید! امیدوارم این ماه برای همه ما خوش شانسی و رفاه به ارمغان بیاورد.
فراموش نکنید که به محض بیدار شدن 'خرگوش سفید' بگویید تا ماهی پر از شانس در پیش داشته باشید.
به تخته زدن (استعاری)
بن در حال بهبودی خوبی است، چوب را لمس کن.
بزنم به تخته
تیم ما در یک رشته پیروزی است و امیدوارم ادامه پیدا کند، به چوب بزن، گفت و به میزش زد.