افعال عبارتی با استفاده از 'Up' - امن کردن، محدود کردن یا پنهان کردن
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to securely fasten something

سفت کردن
قبل از کوهنوردی، یادتان باشد بطری آب خود را محکم ببندید.
to shut or bring edges together, often to seal a gap or opening

بستن
فراموش نکنید که در فریزر را کاملاً ببندید.
to keep someone or something in a small or limited space

زندانی کردن
کار کردن از خانه گاهی باعث میشود مردم احساس محبوس شدن کنند، مشتاق آزادی حرکت بیشتر.
to prevent something from being discovered or revealed

پنهان کردن, مخفی کردن
کارآگاه به تلاشی برای پوشاندن جرم مشکوک شد وقتی که برخی جزئیات کلیدی در تحقیقات جور در نمیآمد.
to fasten, button, zip, or otherwise secure something, often related to clothing or accessories

بستن (دکمه و زیپ لباس)
بازیگر به سرعت نیاز داشت که ببندد دکمههای آستین پیراهنش را قبل از رفتن روی صحنه.
to make a plan, agreement, or decision more definite or secure

قطعی کردن, مشخص کردن
بیایید برنامه رویداد را محکم کنیم تا مطمئن شویم همه چیز به خوبی پیش میرود.
(of an illness or injury) to confine someone to bed

زمینگیر کردن
یک مورد شدید مسمومیت غذایی فرد را بستری کرد، که نیاز به آبرسانی و استراحت در تخت داشت.
to close or secure something in a place where it cannot be removed or accessed without the appropriate authorization, key, or combination

چیزی را قفل کردن (به منظور ایمن کردن آن)
کتابدار کتابهای نادر را در یک آرشیو ویژه قفل کرد.
to imprison someone as a punishment

زندانی کردن, مجازات کردن
سرانجام پلیس شواهد کافی برای زندانی کردن کلاهبردار به خاطر طرحهای مالیاش داشت.
to seal something tightly

چیزی را بستن (مثل سوراخ)
برای جلوگیری از هرگونه ریزش در حین حمل و نقل، پیک اطمینان حاصل کرد که دهانههای بستهبندی شکننده را بهطور ایمن مسدود کند.
to fasten a piece of clothing, etc. with a zipper

زیپ چیزی را بستن
کت زمستانی طراحی شده است تا وقتی که کاملاً زیپ شده است شما را گرم نگه دارد.
to fasten an object securely with ropes

چیزی را بستن (با طناب)
او جعبه هدیه را با یک روبان تزئینی محکم بست.
to cover something by putting paper or a similar material around it

بستهبندی کردن
گلفروش گلها را با یک روبان تزئینی میپیچد.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Up' | |||
|---|---|---|---|
| امن کردن، محدود کردن یا پنهان کردن | Others | ||