افعال عبارتی با استفاده از 'Up' - امنیت، محدود کردن یا پنهان کردن
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
زندانی کردن
بچهها در طول سفر جادهای طولانی احساس میکردند در حبس هستند و مشتاقانه منتظر فرصتی برای کشیدن پاهایشان بودند.
پنهان کردن
کارمند سعی کرد با سریع اصلاح کردن صفحهگسترده قبل از اینکه کسی متوجه شود، خطا را پنهان کند.
بستن (دکمه و زیپ لباس)
همانطور که هوا سردتر شد، وقت آن بود که دکمه بالای کت را ببندیم تا گرمای بیشتری داشته باشیم.
زمینگیر کردن
دوستم برای چند هفته با پای شکسته در بستر افتاده بود.
چیزی را قفل کردن (به منظور ایمن کردن آن)
فرد وسایل شخصی خود را در یک کمد ذخیرهسازی قفل کرد.
زندانی کردن
مقامات قانونی بارون مواد مخدر را به دلیل مشارکت در تجارت مواد مخدر به زندان فرستادند.
چیزی را بستن (مثل سوراخ)
لولهکش مجبور شد لوله را مسدود کند تا از نشت بیشتر آب جلوگیری شود.
زیپ چیزی را بستن
او خم شد تا چکمههای مچ پایش را ببندد قبل از اینکه بیرون برود.
بستهبندی کردن
او تصمیم گرفت از بستهبندی حبابدار برای پیچیدن مجسمه ظریف چینی استفاده کند.