علوم طبیعی SAT - جغرافیا و اقیانوس‌شناسی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به جغرافیا و اقیانوس‌شناسی را یاد خواهید گرفت، مانند "آلپاین"، "یخچال"، "بورال" و غیره که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم طبیعی SAT
geographer [اسم]
اجرا کردن

جغرافیدان

Ex:

جغرافیدانان توزیع منابع طبیعی را مطالعه می‌کنند تا درک کنند که چگونه در دسترس بودن و تأثیر آنها بر فعالیت‌های اقتصادی است.

اجرا کردن

هواشناس

Ex: Our local meteorologist warned about icy roads during the morning commute .

هواشناس محلی ما در مورد جاده های یخ زده در هنگام رفت و آمد صبحگاهی هشدار داد.

hemisphere [اسم]
اجرا کردن

نیمکره

Ex:

نیمکره شمالی شامل بیشتر اروپا، آمریکای شمالی و آسیا می‌شود.

اجرا کردن

استراتوسفر

Ex: Weather phenomena , such as clouds and precipitation , are uncommon in the stratosphere due to its stable conditions .

پدیده‌های آب‌وهوایی، مانند ابرها و بارش، در استراتوسفر به دلیل شرایط پایدار آن غیرمعمول هستند.

اجرا کردن

جنگل‌زدایی

Ex: The deforestation of mountain slopes increases the risk of landslides .

جنگل‌زدایی دامنه‌های کوهستانی خطر رانش زمین را افزایش می‌دهد.

اجرا کردن

توپوگرافیک

Ex: The topographical features of the landscape influence the flow of water and the formation of rivers and lakes .

ویژگی‌های توپوگرافی چشم‌انداز بر جریان آب و تشکیل رودخانه‌ها و دریاچه‌ها تأثیر می‌گذارند.

اجرا کردن

زیرزمینی

Ex:

مسیرهای آبی زیرزمینی اغلب بدون توجه در زیر مناظر شهری جریان دارند.

boreal [صفت]
اجرا کردن

بورئال

Ex:

منطقه بورئال روسیه به دلیل تایگای وسیعش شناخته شده است، که زیستگاه‌های مهمی برای پرندگان مهاجر و گونه‌های در معرض خطر ارائه می‌دهد.

landmass [اسم]
اجرا کردن

توده خشکی

Ex: The African landmass is home to a wide variety of ecosystems , from deserts to rainforests .

خشکی آفریقا میزبان طیف گسترده‌ای از اکوسیستم‌ها است، از بیابان‌ها گرفته تا جنگل‌های بارانی.

circumpolar [صفت]
اجرا کردن

قطبی محیطی

Ex: Polar bears and Arctic foxes are examples of wildlife that thrive in circumpolar habitats .

خرس‌های قطبی و روباه‌های قطبی نمونه‌هایی از حیات وحش هستند که در زیستگاه‌های قطبی رشد می‌کنند.

glacier [اسم]
اجرا کردن

یخچال طبیعی

Ex:

او منابع انرژی تجدیدپذیر را به سوخت‌های فسیلی ترجیح می‌دهد.

aquifer [اسم]
اجرا کردن

آبخوان

Ex: Geologists study the characteristics of aquifers to manage water resources .

زمین‌شناسان ویژگی‌های آبخوان‌ها را برای مدیریت منابع آب مطالعه می‌کنند.

geodetic [صفت]
اجرا کردن

ژئودتیک

Ex: Modern geodetic techniques , like GPS , allow for precise tracking of locations and movements across the globe .

تکنیک‌های ژئودتیک مدرن، مانند GPS، امکان ردیابی دقیق مکان‌ها و حرکات در سراسر جهان را فراهم می‌کنند.

overseas [قید]
اجرا کردن

در خارج از کشور

Ex: Students in the geography program had the opportunity to study overseas , exploring diverse ecosystems and cultures .

دانشجویان برنامه جغرافیا این فرصت را داشتند که در خارج از کشور تحصیل کنند و اکوسیستم‌ها و فرهنگ‌های متنوع را کشف کنند.

alpine [صفت]
اجرا کردن

آلپی

Ex:

گردشگران در فصل زمستان به استراحتگاه‌های آلپ برای اسکی و اسنوبورد می‌روند.

outback [اسم]
اجرا کردن

مناطق دورافتاده

Ex:

صنعت معدن‌کاری نقش مهمی در اقتصاد اوت‌بک استرالیا ایفا می‌کند.

highlands [اسم]
اجرا کردن

ارتفاعات

Ex:

کوه‌های آند یک چشم‌انداز چشمگیر از ارتفاعات ایجاد می‌کنند که در چندین کشور آمریکای جنوبی گسترده شده است.

atmospheric [صفت]
اجرا کردن

جوی

Ex: The satellite collects data on atmospheric temperature changes to monitor global warming .

ماهواره داده‌هایی درباره تغییرات دمای جوّی جمع‌آوری می‌کند تا گرمایش جهانی را زیر نظر بگیرد.

landfill [اسم]
اجرا کردن

خاک‌چال

Ex: Regulations require that all waste be sorted before it goes to the landfill .

مقررات الزام می‌کند که تمام زباله‌ها قبل از رفتن به زباله‌دانی تفکیک شوند.

اجرا کردن

اقیانوس‌شناس

Ex: Oceanographers collaborate with marine biologists to study the behavior of marine mammals .

اقیانوس‌شناسان با زیست‌شناسان دریایی همکاری می‌کنند تا رفتار پستانداران دریایی را مطالعه کنند.

epipelagic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به لایه بالایی منطقه اقیانوسی، که از سطح تا عمق حدود 200 متر امتداد دارد

mesopelagic [صفت]
اجرا کردن

متعلق به لایه میانی منطقه اقیانوسی

اجرا کردن

مربوط به لایه عمیق منطقه اقیانوسی، که از عمق حدود 1000 متر تا حدود 4000 متر زیر سطح گسترش می یابد

reservoir [اسم]
اجرا کردن

مخزن پشت سد

Ex: The city 's reservoir provides a reliable source of drinking water for its residents , ensuring a constant supply even during dry periods .

مخزن آب شهر منبع قابل اعتمادی از آب آشامیدنی برای ساکنان آن فراهم می‌کند و حتی در دوره‌های خشک نیز تأمین مداوم را تضمین می‌کند.

riparian [صفت]
اجرا کردن

کنارهای

Ex:

بوم‌شناسان اکوسیستم‌های کنار رودخانه‌ای را مطالعه می‌کنند تا نقش آنها را در حفظ کیفیت آب و تنوع زیستی ارزیابی کنند.

seaboard [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The development of seaside resorts has transformed the once quiet seaboard into a popular vacation destination .

توسعه استراحتگاه‌های ساحلی، ساحل یک‌بار آرام را به مقصدی محبوب برای تعطیلات تبدیل کرده است.

intertidal [صفت]
اجرا کردن

بین جزر و مدی

Ex: Fishermen harvest shellfish from intertidal mudflats during low tide for commercial purposes .

ماهیگیران در زمان جزر از مناطق گلی بین جزر و مدی برای مقاصد تجاری صدف جمع‌آوری می‌کنند.

aphotic [صفت]
اجرا کردن

آفوتیک

Ex: Aphotic ecosystems are crucial for understanding deep-sea biodiversity and ecological processes .

اکوسیستم‌های بی‌نور برای درک تنوع زیستی اعماق دریا و فرآیندهای اکولوژیکی حیاتی هستند.