ابزار آشپزی
او نتوانست وسیله مناسبی برای برگرداندن پنکیکها پیدا کند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اشیاء روزمره، مانند "دستگاه"، "فتیله"، "میراث خانوادگی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ابزار آشپزی
او نتوانست وسیله مناسبی برای برگرداندن پنکیکها پیدا کند.
پرسلان (ظروف)
فروشگاه در چینیآلات عتیقه تخصص دارد.
لباس
او از دوخت پیچیده روی لباس قدیمی تحسین کرد، گواهی بر هنر دست یک دوران گذشته.
وسیله
دستگاه اندازهگیری کیفیت هوا، دادههای لحظهای درباره سطوح آلودگی ارائه داد.
فتیله
او فتیله قدیمی چراغ نفت را با یک فتیله جدید برای کارایی بهتر جایگزین کرد.
دربازکن (بطری)
بعد از جستجو در کشوهای آشپزخانه، او بالاخره دربازکن را که در پشت قایم شده بود پیدا کرد.
جزوه
قبل از کارگاه، شرکتکنندگان بروشورهایی دریافت کردند که برنامه و موضوعاتی که در طول جلسه پوشش داده میشود را خلاصه میکرد.
تصفیه کننده
او یک تصفیهکننده برای ماشینش خرید تا بوها و آلایندهها را از هوا حذف کند.
قطعه یدکی
او یک ذخیره در کشو نگه داشت تا مطمئن شود هرگز باتریها تمام نمیشوند.
رسید
پمپ بنزین پس از پر کردن باک، رسید ارائه میدهد.
تی
تیم نظافت یک تاپ جدید آورد تا با آشفتگی مقابله کند.
قرقره
او نشان داد که چگونه قرقره میتواند تلاش لازم برای جابجایی وزن را کاهش دهد.
گرانول
کشاورز از گرانول برای کوددهی یکنواخت خاک استفاده کرد.
کلک (نوعی قایق)
آنها لوازم را روی کلک بستهبندی کردند برای ماجراجویی یک روزه رودخانهای خود.
تراشه
پنجره شکست، تکهها را همه جا پخش کرد.
مشبککاری
توریهای چدنی پیچیده پنجرههای قوسی عمارت پرزرق و برق ویکتوریایی را پوشانده بود.
توزیع کننده
دستگاه توزیع کننده ضدعفونی کننده دست در ورودی، کنترل عفونت را ترویج میدهد.
لوستر
عمارت تاریخی به یک لوستر چشمگیر در راهروی ورودی میبالید، که با نوری گرم و دعوتکننده از مهمانان استقبال میکرد.
*قلاده
مربی استفاده از هارنس را برای توله سگ توصیه کرد تا از فشار بر گردنش جلوگیری شود.
تخته پرش
بچهها به نوبت از تخته پرش به داخل آب پریدند.
پرده
صحنه تئاتر با پردههای قرمز نمایشی تزئین شده بود که حال و هوای اجرا را مشخص میکرد.
سوغاتی
او یک سوغاتی کلید زنجیری از فروشگاه هدیه خرید تا سفرش به پاریس را به یاد بیاورد.
یادگار
آلبوم عکس پر از یادگاریهای گرانبها بود، هر کدام لحظهای گرانبها را در زمان ثبت میکرد.
*روتختی بلند
بعد از مرتب کردن تخت، او با دقت روتختی را صاف کرد.
یک افغان
او خود را در چینهای نرم افغان پیچید در حالی که کتاب میخواند.
لوازم و اثاثیه ثابت
قفسههای کتاب توکار به عنوان تجهیزات ثابت در نظر گرفته میشوند و در فروش خانه گنجانده شدهاند.
آتش زنه
کشفکنندگان زغال را از کف جنگل جمعآوری کردند تا آتش کمپ خود را روشن کنند.
میراث
پتوی میراثی با دقت در یک محفظه نمایش ویژه حفظ شده بود.
ابزار مناسب
معلم ابزارهای آموزشی مانند ماژیک، گچ و پاککن را در کلاس درس ذخیره کرد.
چشم بند
در طول تمرین تیم سازی، شرکت کنندگان مجبور بودند با چشمان بسته با چشم بند از یک مسیر موانع عبور کنند.
کیف پول
او یک کیف پول جدید با چندین بخش برای سازماندهی وسایلش خرید.
تزئین
کیک عروسی با تزئینات پیچیده ساخته شده از فوندانت و گل های شکر تزئین شده بود.
قطعه
او تکههای گلدانی که روی زمین شکسته بود را به هم چسباند.
محفظه
ظرف پلاستیکی کلوچهها را برای روزها تازه نگه داشت.
روبنده
حجاب او را از بادهای شدید صحرا در طول سفرهایش محافظت میکرد.
گریل
آشپز سبزیجات را روی گریل گریل برای علامتهای زغالی قرار داد.