علوم طبیعی SAT - اشیاء فنی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اشیاء فنی، مانند "stratum"، "اسیلوسکوپ"، "رچت" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SATs خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم طبیعی SAT
anchor [اسم]
اجرا کردن

لنگر

Ex:

زنجیر لنگر هنگامی که از کف اقیانوس بالا کشیده می‌شد صدا کرد.

helix [اسم]
اجرا کردن

مارپیچ

Ex: The metal coil in a car 's suspension is often designed as a helix for flexibility .

سیم پیچ فلزی در سیستم تعلیق ماشین اغلب به صورت مارپیچ برای انعطاف پذیری طراحی می‌شود.

console [اسم]
اجرا کردن

کنسول بازی

Ex: Consoles often come with wireless controllers for ease of use .

کنسول‌ها اغلب با کنترلرهای بی‌سیم برای سهولت استفاده ارائه می‌شوند.

drone [اسم]
اجرا کردن

پهپاد

Ex: During the search and rescue mission , drones provided crucial aerial views of the disaster zone .

در طول ماموریت جستجو و نجات، پهپادها دید هوایی حیاتی از منطقه فاجعه ارائه دادند.

foam [اسم]
اجرا کردن

فوم

Ex: The microphone was packed in foam to prevent damage during transport .

میکروفون در فوم بسته‌بندی شده بود تا از آسیب در هنگام حمل و نقل جلوگیری شود.

payload [اسم]
اجرا کردن

بار مفید

Ex: The missile 's payload carried precision-guided munitions for targeted strikes .

بار مفید موشک، مهمات هدایت شونده دقیق برای حملات هدفمند را حمل می‌کرد.

replica [اسم]
اجرا کردن

المثنی

Ex: The movie set included a replica of a historical artifact used in filming .

صحنه فیلم شامل یک رونوشت از یک اثر تاریخی مورد استفاده در فیلمبرداری بود.

vessel [اسم]
اجرا کردن

شناور

Ex: Maritime law requires vessels to maintain safety standards and follow navigation rules .

قانون دریایی مستلزم آن است که کشتی‌ها استانداردهای ایمنی را رعایت کرده و از قوانین ناوبری پیروی کنند.

canoe [اسم]
اجرا کردن

قایق کانو

Ex: In some cultures , canoes have been traditionally crafted from wood or bark for centuries .

در برخی فرهنگ‌ها، قایق‌های باریک به طور سنتی از چوب یا پوست درخت برای قرن‌ها ساخته شده‌اند.

submersible [اسم]
اجرا کردن

زیردریایی

Ex: The underwater archaeologists discovered a shipwreck using a remote-controlled submersible .

باستان‌شناسان زیر آب با استفاده از یک زیردریایی کنترل از راه دور یک کشتی شکسته را کشف کردند.

hull [اسم]
اجرا کردن

بدنه کشتی

Ex: The submarine 's hull was made of titanium alloy to withstand the pressures of deep-sea exploration .

بدنه زیردریایی از آلیاژ تیتانیوم ساخته شده بود تا فشارهای اکتشاف در اعماق دریا را تحمل کند.

projectile [اسم]
اجرا کردن

پرتابه

Ex: The hunter aimed carefully before releasing the projectile from his crossbow .

شکارچی قبل از رها کردن پرتابه از کمان خود، با دقت نشانه گرفت.

اجرا کردن

اسیلوسکوپ

Ex: The researcher recorded brainwave patterns using an oscilloscope during the study .

محقق الگوهای امواج مغزی را با استفاده از اسیلوسکوپ در طول مطالعه ثبت کرد.

contraption [اسم]
اجرا کردن

دستگاه

Ex: The children were fascinated by the contraption in the museum that demonstrated how butter was churned in the past .

بچه‌ها از دستگاه در موزه که نشان می‌داد چگونه در گذشته کره به هم زده می‌شد، شگفت‌زده شدند.

waterwheel [اسم]
اجرا کردن

چرخ آب

Ex: The ancient civilization used waterwheels to lift water for irrigation in their agricultural fields .

تمدن باستانی از چرخاب‌ها برای بالا بردن آب به منظور آبیاری در مزارع کشاورزی خود استفاده می‌کرد.

linotype [اسم]
اجرا کردن

لاینوتایپ

Ex: The museum displayed a restored linotype as a centerpiece of its printing technology exhibit .

موزه یک لاینوتایپ مرمت شده را به عنوان قطعه مرکزی نمایشگاه فناوری چاپ خود به نمایش گذاشت.

stratum [اسم]
اجرا کردن

طبقه

Ex: The political stratum comprises different levels of power and influence , from local governance to international diplomacy .

لایه سیاسی شامل سطوح مختلف قدرت و نفوذ، از حکومت محلی تا دیپلماسی بین‌المللی می‌شود.

gauge [اسم]
اجرا کردن

اندازه‌گیر

Ex: The water gauge on the coffee maker indicates when the reservoir is empty .

گیج آب روی قهوه ساز نشان می‌دهد که مخزن خالی است.

brocade [اسم]
اجرا کردن

پارچه زرباف با طرح برجسته

Ex: The royal tapestries were woven with exquisite brocade detailing .

فرش‌های سلطنتی با جزئیات ظریف بروکاد بافته شده بودند.

caulk [اسم]
اجرا کردن

مواد درزبندی

Ex: The plumber used a bead of caulk to seal the pipe joint .

لوله‌کش از یک رشته درزگیر برای مهر و موم کردن اتصال لوله استفاده کرد.

tarp [اسم]
اجرا کردن

برزنت

Ex: The trucker used a tarp to cover the cargo and protect it from road dust .

راننده کامیون از یک برزنت برای پوشاندن بار و محافظت از آن در برابر گرد و غبار جاده استفاده کرد.

antique [اسم]
اجرا کردن

عتیقه

Ex:

او یک ساعت جیبی عتیقه را به ارث برد که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود.

odometer [اسم]
اجرا کردن

کیلومترشمار

Ex: The mechanic replaced the odometer in the truck to ensure accurate mileage recording .

مکانیک کیلومترشمار را در کامیون تعویض کرد تا ضبط دقیق مسافت پیموده شده را تضمین کند.

quill [اسم]
اجرا کردن

قلم پر

Ex: The author wrote the manuscript with a quill , evoking a sense of tradition .

نویسنده دستنوشته را با قلم پر نوشت، که حس سنت را برمی‌انگیزد.

vane [اسم]
اجرا کردن

پره

Ex: The windmill 's vane rotated to face the prevailing wind for maximum efficiency .

پره آسیاب بادی برای مواجهه با باد غالب برای حداکثر کارایی چرخید.

munition [اسم]
اجرا کردن

تجهیزات جنگی

Ex:

نیروی هوایی تمریناتی را برای آزمایش دقت موشک‌های هدایت شونده خود انجام داد.

torpedo [اسم]
اجرا کردن

اژدر

Ex: The sudden sound of the torpedo made the engineer stop the train

صدای ناگهانی اژدر باعث شد مهندس قطار را متوقف کند.

barb [اسم]
اجرا کردن

یک خار

Ex: The sharp barbs caught on the sleeves of his jacket as he climbed over the fence .

خارهای تیز به آستینهای کتش هنگامی که از نرده بالا میرفت گیر کرد.

rushlight [اسم]
اجرا کردن

شمع نی

Ex: The rushlight burned slowly , providing a dim glow throughout the night .

چراغ نی‌ای به آرامی می‌سوخت و نور کم‌رنگی را در طول شب فراهم می‌کرد.

lathe [اسم]
اجرا کردن

دستگاه تراش

Ex: Modern lathes are equipped with digital readouts and computer controls for increased accuracy and efficiency .

تراش‌کاری‌های مدرن مجهز به نمایشگرهای دیجیتال و کنترل‌های کامپیوتری برای دقت و کارایی بیشتر هستند.

buttress [اسم]
اجرا کردن

پشت‌بند(معماری)

Ex:

کاخ رنسانس دارای مجموعه‌ای از پشتبندهای پرنده بود که با ظرافت بین دیوارها و سقف قوس می‌زدند و وزن سازه را توزیع می‌کردند.

linen [اسم]
اجرا کردن

کتان (پارچه)

Ex: The artisan crafted intricate embroidery on the linen napkins , adding a personalized touch to the dining experience .

صنعتگر روی دستمال‌های کتانی گلدوزی‌های پیچیده‌ای انجام داد و تجربه غذا خوردن را شخصی‌سازی کرد.

aqueduct [اسم]
اجرا کردن

آباره

Ex: Engineers repaired the old aqueduct to restore water flow .

مهندسان آبراه قدیمی را تعمیر کردند تا جریان آب را بازگردانند.

viaduct [اسم]
اجرا کردن

پل راه‌آهن

Ex: The viaduct provides a scenic route for motorists , offering panoramic views of the countryside .

ویاداکت مسیری دیدنی برای رانندگان فراهم می‌کند، که چشم‌اندازهای پانورامایی از حومه شهر ارائه می‌دهد.

processor [اسم]
اجرا کردن

پردازشگر

Ex: Engineers designed a custom processor for the device to optimize its performance and efficiency .

مهندسان یک پردازنده سفارشی برای دستگاه طراحی کردند تا عملکرد و کارایی آن را بهینه کنند.