علوم طبیعی SAT - علوم پزشکی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به علوم پزشکی، مانند "جنین"، "پیشگیرانه"، "کالبد شکافی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم طبیعی SAT
اجرا کردن

داروشناس

Ex: Pharmacologists analyze the pharmacokinetics and pharmacodynamics of drugs to optimize dosage regimens .

داروشناسان فارماکوکینتیک و فارماکودینامیک داروها را تحلیل می‌کنند تا رژیم‌های دوزی را بهینه کنند.

pathologist [اسم]
اجرا کردن

متخصص پاتولوژی

Ex: Patients often do n't directly interact with pathologists , but their work is crucial for accurate diagnoses .

بیماران اغلب مستقیماً با پاتولوژیست‌ها تعامل ندارند، اما کار آنها برای تشخیص‌های دقیق حیاتی است.

اجرا کردن

متخصص اطفال

Ex: He recommended a pediatrician who could provide specialized care for children with chronic conditions .

او یک متخصص اطفال را توصیه کرد که می‌تواند مراقبت‌های تخصصی برای کودکان مبتلا به شرایط مزمن ارائه دهد.

اجرا کردن

روان‌شناس

Ex:

او به عنوان یک روانشناس بالینی تخصص داشت و به افراد مبتلا به اختلالات روانی مختلف درمان ارائه می‌داد.

اجرا کردن

دامپزشک

Ex: The veterinarian counseled the pet owner on proper nutrition and exercise for their dog .

دامپزشک به صاحب حیوان خانگی در مورد تغذیه و ورزش مناسب برای سگشان مشاوره داد.

dysfunction [اسم]
اجرا کردن

نارسایی

Ex: Cognitive dysfunction in the elderly can manifest as memory loss and impaired decision-making abilities .

اختلال شناختی در سالمندان می‌تواند به صورت از دست دادن حافظه و اختلال در توانایی تصمیم‌گیری ظاهر شود.

to diagnose [فعل]
اجرا کردن

تشخیص دادن

Ex: Last week , the doctor promptly diagnosed the root cause of the symptoms .

هفته گذشته، پزشک به سرعت علت اصلی علائم را تشخیص داد.

اجرا کردن

تجویز کردن

Ex: It is crucial to administer antibiotics precisely as prescribed to avoid the development of resistance .

تجویز دقیق آنتی‌بیوتیک‌ها همانطور که تجویز شده است برای جلوگیری از ایجاد مقاومت بسیار مهم است.

therapeutic [صفت]
اجرا کردن

درمانی

Ex: Breathing exercises are part of therapeutic interventions .

تمرینات تنفسی بخشی از مداخلات درمانی هستند.

restorative [اسم]
اجرا کردن

بازسازي

Ex:

گیاه‌شناسان گیاهان تجدیدکننده را برای ارتقای سلامت کلی و حمایت از عملکرد ایمنی توصیه می‌کنند.

اجرا کردن

پیشگیرانه

Ex: Wearing sunscreen daily is a simple but effective preventative practice to protect your skin from UV damage .

استفاده روزانه از کرم ضد آفتاب یک روش پیشگیرانه ساده اما مؤثر برای محافظت از پوست در برابر آسیب‌های UV است.

side effect [اسم]
اجرا کردن

عارضه جانبی (دارو)

Ex: Researchers are currently studying the long-term side effects of the vaccine to ensure its safety and efficacy in various populations .

محققان در حال حاضر در حال مطالعه عوارض جانبی بلندمدت واکسن هستند تا از ایمنی و اثربخشی آن در جمعیت‌های مختلف اطمینان حاصل کنند.

اجرا کردن

کمبود ایمنی

Ex: Living a healthy lifestyle and following medical recommendations are essential for managing immunodeficiency .

زندگی کردن با سبک زندگی سالم و پیروی از توصیه‌های پزشکی برای مدیریت نقص ایمنی ضروری است.

اجرا کردن

پاسخ ایمنی

Ex: After the infection , her body 's immune response helped her recover quickly .

پس از عفونت، پاسخ ایمنی بدنش به او کمک کرد تا به سرعت بهبود یابد.

placebo [اسم]
اجرا کردن

دارونما

Ex: Ethical guidelines require researchers to disclose the use of placebos to study participants .

دستورالعمل‌های اخلاقی مستلزم آن است که محققان استفاده از پلاسیبو را به شرکت‌کنندگان در مطالعه افشا کنند.

infective [صفت]
اجرا کردن

عفونی

Ex: The infective condition required immediate medical intervention to prevent complications .

شرایط عفونی نیاز به مداخله پزشکی فوری برای جلوگیری از عوارض داشت.

pathogen [اسم]
اجرا کردن

عامل بیماری‌زا

Ex: Proper hand hygiene and sanitation practices are crucial in preventing the spread of pathogens in healthcare settings .

بهداشت مناسب دست و روش‌های بهداشتی در جلوگیری از گسترش عوامل بیماری‌زا در محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی بسیار مهم هستند.

homeostasis [اسم]
اجرا کردن

هموستاز

Ex: When you feel thirsty and drink water , it helps restore the body 's water balance , maintaining homeostasis .

وقتی احساس تشنگی می‌کنید و آب می‌نوشید، به بازگرداندن تعادل آب بدن کمک می‌کند و همئوستازی را حفظ می‌کند.

psychiatric [صفت]
اجرا کردن

روان‌پزشکی

Ex:

ارزیابی‌های روانپزشکی برای ارزیابی عملکرد شناختی انجام می‌شوند.

prenatal [صفت]
اجرا کردن

پیش از تولد

Ex: The healthcare provider discussed important prenatal guidelines with the mother .

ارائه‌دهنده مراقبت‌های بهداشتی در مورد دستورالعمل‌های مهم پیش از زایمان با مادر صحبت کرد.

embryo [اسم]
اجرا کردن

جنین

Ex: In the laboratory , scientists can observe the growth and development of a mouse embryo under controlled conditions .

در آزمایشگاه، دانشمندان می‌توانند رشد و نمو یک جنین موش را در شرایط کنترل شده مشاهده کنند.

اجرا کردن

تکاملی

Ex: The developmental approach emphasizes continuous learning and adaptation .

رویکرد توسعه‌ای بر یادگیری و سازگاری مداوم تأکید می‌کند.

lymphoid [صفت]
اجرا کردن

لنفوئید

Ex: Scientists are studying lymphoid cells to better understand their role in fighting infections .

دانشمندان در حال مطالعه سلول‌های لنفاوی هستند تا نقش آنها را در مبارزه با عفونت‌ها بهتر درک کنند.

lesion [اسم]
اجرا کردن

جراحت

Ex: The cut resulted in a painful lesion .
fibrosis [اسم]
اجرا کردن

فیبروز

Ex: Researchers are developing drugs to slow the progression of fibrosis in patients with chronic diseases .

محققان در حال توسعه داروهایی برای کند کردن پیشرفت فیبروز در بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن هستند.

to implant [فعل]
اجرا کردن

کاشتن (پزشکی)

Ex: Researchers are exploring the possibility of implanting electronic devices in the brain to assist with certain neurological conditions .

محققان در حال بررسی امکان کاشت دستگاه‌های الکترونیکی در مغز برای کمک به برخی شرایط عصبی هستند.

autopsy [اسم]
اجرا کردن

کالبدشکافی

Ex: Experiencing the process of an autopsy helped us gain clarity and acceptance .

تجربه فرآیند کالبدشکافی به ما کمک کرد تا وضوح و پذیرش به دست آوریم.

اجرا کردن

داروی تجویزی

Ex: The hospital 's formulary restricted that pharmaceutical to use only when first‑line therapies failed .

دارو در فهرست بیمارستان محدود شد تا تنها زمانی استفاده شود که درمان‌های خط اول شکست خورده باشند.

systolic [صفت]
اجرا کردن

سیستولی

Ex: Monitoring systolic function is essential for assessing heart health .

نظارت بر عملکرد سیستولیک برای ارزیابی سلامت قلب ضروری است.

antiseptic [اسم]
اجرا کردن

ماده ضدعفونی‌کننده

Ex:

او یک بطری کوچک از ضدعفونی‌کننده در جعبه کمک‌های اولیه خود برای موارد اضطراری حمل می‌کرد.

اجرا کردن

*اسکوربیک اسید

Ex:

گنجاندن غذاهای غنی از اسید اسکوربیک، مانند میوه‌ها، برای یک رژیم غذایی سالم ضروری است.

اجرا کردن

دستگاه گوارش

Ex: Absorption primarily occurs in the small intestine , a vital component of the digestive system , where nutrients enter the bloodstream .

جذب عمدتاً در روده کوچک، یک جزء حیاتی از سیستم گوارشی، اتفاق می‌افتد که در آن مواد مغذی وارد جریان خون می‌شوند.

respiratory [صفت]
اجرا کردن

تنفسی

Ex: Respiratory exercises , like deep breathing or using a spirometer , can improve lung function and respiratory health .

تمرینات تنفسی، مانند تنفس عمیق یا استفاده از اسپیرومتر، می‌توانند عملکرد ریه و سلامت تنفسی را بهبود بخشند.

probiotic [اسم]
اجرا کردن

پروبیوتیک

Ex:

پزشک پس از یک دوره آنتی‌بیوتیک، مکمل پروبیوتیک را توصیه کرد.

to sanitize [فعل]
اجرا کردن

ضدعفونی کردن

Ex: Childcare facilities sanitize toys regularly to prevent the spread of illnesses among children .

تسهیلات مراقبت از کودکان اسباب‌بازی‌ها را به طور منظم ضدعفونی می‌کنند تا از شیوع بیماری‌ها در بین کودکان جلوگیری کنند.

gestational [صفت]
اجرا کردن

حاملگی

Ex: Gestational surrogacy offers an option for couples unable to conceive naturally .

حاملگی جایگزین گزینه‌ای برای زوج‌هایی است که نمی‌توانند به طور طبیعی باردار شوند.

sputum [اسم]
اجرا کردن

خلط

Ex: The nurse observed the patient 's sputum for signs of blood or pus .

پرستار خلط بیمار را برای یافتن علائم خون یا چرک مشاهده کرد.

phlegm [اسم]
اجرا کردن

بلغم

Ex: The color and consistency of phlegm can provide clues about the underlying cause of respiratory symptoms .

رنگ و قوام خلط می‌تواند سرنخ‌هایی درباره علت اصلی علائم تنفسی ارائه دهد.

اجرا کردن

توموگرافی گسیل پوزیترون

Ex:

اخیراً بیمارستان تجهیزات خود را به روز کرده است تا شامل اسکنرهای توموگرافی گسیل پوزیترون پیشرفته شود.

respiration [اسم]
اجرا کردن

تنفس

Ex: The control of respiration involves both voluntary and involuntary mechanisms .

کنترل تنفس شامل مکانیسم‌های داوطلبانه و غیرداوطلبانه می‌شود.

tonic [اسم]
اجرا کردن

داروی تقویت‌کننده

menopause [اسم]
اجرا کردن

یائسگی

Ex:

یائسگی با کاهش تولید استروژن توسط تخمدان‌ها مشخص می‌شود.

اجرا کردن

*شاخص توده بدنی

Ex: Athletes and trainers monitor changes in body mass index to optimize performance and training .

ورزشکاران و مربیان تغییرات در شاخص توده بدنی را برای بهینه‌سازی عملکرد و تمرین زیر نظر می‌گیرند.

اجرا کردن

حرکت سریع چشم

Ex:

رویاها در طول خواب حرکت سریع چشم اغلب شامل تصاویر زنده و روایت‌های پیچیده می‌شوند.