علوم طبیعی SAT - Geology

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زمین شناسی، مانند "زلزله"، "رسوب"، "معدن" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم طبیعی SAT
geologist [اسم]
اجرا کردن

زمین‌شناس

Ex: Geologists contribute to understanding natural hazards such as earthquakes and volcanic eruptions .

زمین‌شناسان به درک خطرات طبیعی مانند زمین‌لرزه‌ها و فوران‌های آتشفشانی کمک می‌کنند.

اجرا کردن

زلزله شناس

Ex: Seismologists collaborate globally to study earthquake patterns and improve early warning systems .

زلزله‌شناسان در سطح جهانی همکاری می‌کنند تا الگوهای زمین‌لرزه را مطالعه و سیستم‌های هشدار زودهنگام را بهبود بخشند.

epicenter [اسم]
اجرا کردن

کانون زمین‌لرزه

Ex: The small town , once the epicenter of the cultural movement , still retained its vibrant artistic community .

شهر کوچک، که زمانی مرکز جنبش فرهنگی بود، هنوز جامعه هنری پر جنب و جوش خود را حفظ کرده بود.

temblor [اسم]
اجرا کردن

زلزله

Ex: The seismograph detected a minor temblor , leading to further monitoring of seismic activity .

لرزه‌نگار یک زلزله جزئی را تشخیص داد که منجر به نظارت بیشتر بر فعالیت‌های لرزه‌ای شد.

tremor [اسم]
اجرا کردن

زمین‌لرزه خفیف

volcanology [اسم]
اجرا کردن

آتشفشان‌شناسی

Ex: The focus of volcanology is understanding volcanic processes .

تمرکز آتشفشان‌شناسی بر درک فرآیندهای آتشفشانی است.

eruption [اسم]
اجرا کردن

فوران آتشفشانی

Ex: Scientists closely monitored the volcano for signs of another eruption .

دانشمندان به دقت آتشفشان را برای نشانه‌های فوران دیگری زیر نظر گرفتند.

caldera [اسم]
اجرا کردن

کاسه آتش‌فشانی

Ex: The Yellowstone Caldera in the United States is one of the largest and most well-known calderas globally .

کالدرای یلوستون در ایالات متحده یکی از بزرگترین و معروف‌ترین کالدراهای جهان است.

magma [اسم]
اجرا کردن

ماگما

Ex: When magma cools underground , it forms intrusive igneous rocks like granite .

وقتی ماگما در زیر زمین سرد می‌شود، سنگ‌های آذرین نفوذی مانند گرانیت را تشکیل می‌دهد.

outcrop [اسم]
اجرا کردن

برونزدگی

Ex: The construction project was temporarily halted as the engineers examined the outcrop to ensure stable ground conditions .

پروژه ساخت و ساز به طور موقت متوقف شد در حالی که مهندسان برونزدگی را برای اطمینان از شرایط پایدار زمین بررسی می‌کردند.

geothermal [صفت]
اجرا کردن

زمین‌گرمایی

Ex: Geothermal drilling involves extracting heat from underground sources for various industrial processes .

حفاری ژئوترمال شامل استخراج گرما از منابع زیرزمینی برای فرآیندهای صنعتی مختلف است.

basin [اسم]
اجرا کردن

حوضه

Ex:

حوضه آمازون در آمریکای جنوبی منطقه‌ای وسیع است که توسط رودخانه آمازون و شاخه‌های آن زهکشی می‌شود.

subduction [اسم]
اجرا کردن

فرورانش

Ex: Japan experiences frequent earthquakes due to the subduction of the Pacific Plate beneath the Philippine Sea Plate .

ژاپن به دلیل فرورانش صفحه اقیانوس آرام به زیر صفحه دریای فیلیپین، زلزله‌های مکرری را تجربه می‌کند.

mantle [اسم]
اجرا کردن

گوشته

Ex: Geologists study seismic waves to gain insights into the composition and structure of the mantle .

زمین‌شناسان امواج لرزه‌ای را مطالعه می‌کنند تا بینشی در مورد ترکیب و ساختار گوشته به دست آورند.

quarry [اسم]
اجرا کردن

معدن

Ex: Environmental regulations govern quarry operations to minimize impacts on surrounding ecosystems .

مقررات زیست‌محیطی عملیات معدن را برای به حداقل رساندن تأثیرات بر اکوسیستم‌های اطراف تنظیم می‌کنند.

fault [اسم]
اجرا کردن

گسل

Ex: Geologists study faults to understand how and why earthquakes occur .
bedrock [اسم]
اجرا کردن

سنگ بستر

Ex: Engineers conducted a geological survey to assess the bedrock 's strength before planning the construction of the dam .

مهندسان یک بررسی زمین‌شناسی انجام دادند تا استحکام سنگ بستر را قبل از برنامه‌ریزی ساخت سد ارزیابی کنند.

shale [اسم]
اجرا کردن

شیل

Ex:

ذخایر شیل اغلب حاوی ذخایر قابل توجهی از گاز طبیعی هستند.

basalt [اسم]
اجرا کردن

بازالت

Ex:

بازالت به دلیل دوام خود معمولاً در ساخت‌وساز استفاده می‌شود.

اجرا کردن

فسیل شاخص

Ex: Index fossils help establish the geological timeline and the sequence of events in Earth 's history .

فسیل‌های شاخص به تعیین جدول زمانی زمین‌شناسی و توالی رویدادها در تاریخ زمین کمک می‌کنند.

intrusion [اسم]
اجرا کردن

نفوذ گدازه

Ex: The intrusion cooled slowly underground , forming large crystals .

نفوذ به آرامی در زیر زمین خنک شد و کریستال‌های بزرگی تشکیل داد.

igneous [صفت]
اجرا کردن

آذرین (سنگ)

Ex: Heat and pressure can transform igneous formations over time .

گرما و فشار می‌توانند با گذشت زمان سازندهای آذرین را دگرگون کنند.

metamorphic [صفت]
اجرا کردن

دگرگونی

Ex:

سنگ‌های دگرگونی مانند گنیس اغلب به دلیل فشار و گرمای شدید، الگوهای نواری متمایزی را نشان می‌دهند.

tectonic [صفت]
اجرا کردن

زمین‌ساخت

Ex: The Himalayas were formed by the collision of tectonic plates .

هیمالیا از برخورد صفحات تکتونیکی تشکیل شده است.

to smelt [فعل]
اجرا کردن

گداختن (فلزات)

Ex: While I was visiting the refinery , they were smelting gold bars .

در حالی که از پالایشگاه بازدید می‌کردم، آن‌ها در حال ذوب کردن شمش‌های طلا بودند.

slag [اسم]
اجرا کردن

سرباره

Ex: The slag from the iron smelter was carefully examined under a microscope to identify any valuable minerals still embedded within its glassy matrix .

سرباره کوره ذوب آهن به دقت زیر میکروسکوپ بررسی شد تا هر گونه ماده معدنی با ارزشی که هنوز در ماتریس شیشه‌ای آن قرار دارد، شناسایی شود.

mesozoic [اسم]
اجرا کردن

مزوزوئیک

Ex:

مزوزوئیک به دلیل تجزیه پانگه آ و تشکیل تدریجی قاره‌های مدرن شناخته می‌شود.

quartzite [اسم]
اجرا کردن

کوارتزیت

Ex: The temple walls were constructed from blocks of quartzite , showcasing its strength and longevity .

دیوارهای معبد از بلوک‌های کوارتزیت ساخته شده بودند که استحکام و دوام آن را نشان می‌داد.

argillite [اسم]
اجرا کردن

آرژیلایت

Ex:

کارگران ساختمانی از آرژیلایت برای عناصر تزئینی در نمای ساختمان استفاده کردند که دوام و جذابیت زیبایی‌شناختی آن را به نمایش می‌گذارد.

olivine [اسم]
اجرا کردن

الیوین

Ex: The lapidary expert carefully cut and polished the raw olivine into a faceted gemstone , revealing its dazzling clarity and color .

متخصص سنگ‌تراشی با دقت اولیوین خام را برش داده و به یک سنگ قیمتی چندوجهی صیقل داد، که وضوح و رنگ خیره‌کننده آن را آشکار کرد.

pyroxene [اسم]
اجرا کردن

پیروکسن

Ex: Mineral collectors prized rare varieties of pyroxene for their distinctive colors and crystal formations .

کلکسیونرهای مواد معدنی انواع نادر پیروکسن را به خاطر رنگ‌های متمایز و تشکیلات کریستالی‌شان ارزشمند می‌دانستند.

kaolinite [اسم]
اجرا کردن

کائولینیت

Ex:

داروسازان از پودر کائولینیت در داروهای ضد اسهال برای جذب سموم و تسکین ناراحتی گوارشی استفاده کردند.

feldspar [اسم]
اجرا کردن

فلدسپات

Ex: Glassmakers melted feldspar with silica and other minerals to produce clear , heat-resistant glass for windows and cookware .

شیشه‌گران فلدسپات را با سیلیس و سایر مواد معدنی ذوب کردند تا شیشه‌های شفاف و مقاوم در برابر حرارت برای پنجره‌ها و ظروف آشپزخانه تولید کنند.