علوم طبیعی SAT - زندگی حیوانات و تکامل

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زندگی حیوانات و تکامل، مانند "زهر"، "زیستگاه"، "روزانه" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم طبیعی SAT
carnivorous [صفت]
اجرا کردن

گوشت‌خوار

Ex: Sharks are carnivorous fish that prey on a variety of marine animals .

کوسه‌ها ماهی‌های گوشتخوار هستند که از انواع حیوانات دریایی شکار می‌کنند.

herbivorous [صفت]
اجرا کردن

گیاه‌خوار

Ex: Gorillas are herbivorous primates that primarily eat fruits , leaves , and stems .

گوریل‌ها نخستی‌سانان گیاه‌خوار هستند که عمدتاً از میوه‌ها، برگ‌ها و ساقه‌ها تغذیه می‌کنند.

parasitic [صفت]
اجرا کردن

انگلی

Ex:

گیاهان انگلی، مانند دارواش، برای آب و مواد مغذی به گیاهان میزبان خود متکی هستند.

heterotroph [اسم]
اجرا کردن

هتروتروف

Ex:

گیاهان اتوتروف هستند، در حالی که بیشتر باکتری‌ها هتروتروف هستند و برای انرژی به ترکیبات آلی وابسته‌اند.

predatory [صفت]
اجرا کردن

شکارچی (جانور)

Ex: Wolves display highly coordinated predatory tactics .
اجرا کردن

به خواب زمستانی رفتن

Ex: Dormice are known to hibernate in nests hidden away in tree hollows or underground tunnels .

مشهور است که موش‌های خواب‌آلود در لانه‌هایی که در سوراخ‌های درختان یا تونل‌های زیرزمینی پنهان شده‌اند زمستان‌خوابی می‌کنند.

arousal [اسم]
اجرا کردن

بیداری

Ex: Circadian rhythms play a crucial role in the arousal patterns of many animals .

ریتم‌های شبانه‌روزی نقش حیاتی در الگوهای بیداری بسیاری از حیوانات دارند.

venom [اسم]
اجرا کردن

زهر (حیوان)

Ex: The bite delivered a potent venom .
toxicity [اسم]
اجرا کردن

سمیت

Ex: The biologist studied the toxicity of algae blooms in the lake and their impact on fish populations .

زیست‌شناس سمیت شکوفه‌های جلبک در دریاچه و تأثیر آن بر جمعیت ماهی‌ها را مطالعه کرد.

potency [اسم]
اجرا کردن

قدرت

Ex: Potency in some animals is exhibited through elaborate mating displays and physical prowess .

توانایی در برخی حیوانات از طریق نمایش‌های پیچیده جفت‌گیری و قدرت فیزیکی نشان داده می‌شود.

habitat [اسم]
اجرا کردن

زیستگاه

Ex: Wetlands serve as a critical habitat for migrating birds .

تالاب‌ها به عنوان زیستگاه حیاتی برای پرندگان مهاجر عمل می‌کنند.

ecosystem [اسم]
اجرا کردن

بوم‌سازگان

Ex: Conservation efforts aim to protect and restore ecosystems to maintain ecological balance and sustainability .

تلاش‌های حفاظتی به منظور محافظت و بازسازی اکوسیستم‌ها برای حفظ تعادل اکولوژیکی و پایداری انجام می‌شود.

diurnal [صفت]
اجرا کردن

فعال در روز

Ex: Due to their diurnal nature , bees are busiest in the morning and afternoon , collecting pollen and nectar from flowers .

به دلیل طبیعت روزانه خود، زنبورها در صبح و بعد از ظهر شلوغ‌ترین هستند، گرده و شهد را از گلها جمع می‌کنند.

nocturnal [صفت]
اجرا کردن

شب‌زی

Ex: Nocturnal predators like owls and foxes rely on their keen senses to locate prey under the cover of night .

شکارچیان شب‌زی مانند جغدها و روباه‌ها به حواس تیز خود متکی هستند تا طعمه را در پوشش شب پیدا کنند.

crepuscular [صفت]
اجرا کردن

دوگاه‌زی

Ex: As the sky darkened , the crepuscular bats swooped low over the lake , hunting insects attracted to the water 's surface .

همان‌طور که آسمان تاریک می‌شد، خفاش‌های گرگ و میش پایین بر فراز دریاچه شیرجه زدند و حشرات جذب شده به سطح آب را شکار کردند.

اجرا کردن

برگرداندن

Ex: The mother wolf regurgitated her meal to provide her pups with easily digestible food .

گرگ ماده غذای خود را برگرداند تا به توله‌هایش غذایی قابل هضم بدهد.

exoskeleton [اسم]
اجرا کردن

استخوان‌بندی خارجی

Ex: The spider 's exoskeleton protects it from predators .

اسکلت خارجی عنکبوت آن را از شکارچیان محافظت می‌کند.

extinct [صفت]
اجرا کردن

منقرض‌شده

Ex:

انقراض برخی از گونه‌های کلیدی می‌تواند اثرات آبشاری بر کل اکوسیستم‌ها داشته باشد.

اجرا کردن

اهلی

Ex: Some domesticated birds , like parrots and canaries , are known for their ability to mimic human speech .

برخی از پرندگان اهلی، مانند طوطی و قناری، به دلیل توانایی تقلید از گفتار انسان شناخته شده‌اند.

اجرا کردن

حفظ منابع طبیعی

Ex: The conservation of forests plays a key role in maintaining global biodiversity .
cloning [اسم]
اجرا کردن

تاگ‌سازی

Ex: The cloning of endangered species could help in conservation efforts .

شبیه‌سازی گونه‌های در معرض خطر می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

اجرا کردن

تکاملی

Ex: Evolutionary biologists study genetic variations to understand the mechanisms driving evolutionary change .

زیست‌شناسان تکاملی تغییرات ژنتیکی را مطالعه می‌کنند تا مکانیسم‌های محرک تغییر تکاملی را درک کنند.

primitive [صفت]
اجرا کردن

نخستین

Ex: Primitive man relied on basic survival skills , such as hunting and gathering .

انسان ابتدایی به مهارت‌های بقای اولیه، مانند شکار و جمع‌آوری متکی بود.

endangered [صفت]
اجرا کردن

مستعد انقراض

Ex:

دانشمندان در حال مطالعه رفتار گونه‌های در معرض خطر هستند تا استراتژی‌های حفاظتی مؤثری توسعه دهند.

endemic [صفت]
اجرا کردن

بومی

Ex: The endemic poverty in the rural areas requires targeted social welfare programs .

فقر بومی در مناطق روستایی نیازمند برنامه‌های رفاه اجتماعی هدفمند است.

mastodon [اسم]
اجرا کردن

ماستودون

Ex:

کشف اسکلت تقریباً کامل یک ماستودون جامعه علمی را هیجان زده کرد.

neanderthal [اسم]
اجرا کردن

نئاندرتال

Ex:

یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهند که نئاندرتال‌ها ابزارهایی ساختند و جوامع پیچیده‌ای داشتند.