علوم طبیعی SAT - کالبدشناسی و ژنتیک

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به آناتومی و ژنتیک، مانند "طحال"، "شریان"، "هاپلوئید" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم طبیعی SAT
diaphragm [اسم]
اجرا کردن

دیافراگم (کالبدشناسی)

Ex: Hiccups occur due to involuntary spasms of the diaphragm .

سکسکه به دلیل اسپاسم‌های غیرارادی دیافراگم رخ می‌دهد.

appendix [اسم]
اجرا کردن

آپاندیس

Ex: The function of the appendix in the human body is still debated by scientists .

عملکرد آپاندیس در بدن انسان هنوز توسط دانشمندان مورد بحث است.

intestinal [صفت]
اجرا کردن

روده‌ای

Ex: Intestinal inflammation , such as in Crohn 's disease or ulcerative colitis , can cause abdominal pain , diarrhea , and other gastrointestinal symptoms .

التهاب روده‌ای، مانند بیماری کرون یا کولیت اولسراتیو، می‌تواند باعث درد شکم، اسهال و سایر علائم گوارشی شود.

spleen [اسم]
اجرا کردن

طحال

Ex: Enlargement of the spleen , known as splenomegaly , can occur due to various conditions , including infections , liver disease , or blood disorders .

بزرگ شدن طحال، که به عنوان اسپلنومگالی شناخته می‌شود، می‌تواند به دلیل شرایط مختلفی از جمله عفونت‌ها، بیماری کبدی یا اختلالات خونی رخ دهد.

enamel [اسم]
اجرا کردن

مینای دندان

Ex:

مینای دندان سخت‌ترین ماده در بدن انسان است، حتی از استخوان هم قوی‌تر است.

clavicle [اسم]
اجرا کردن

ترقوه

Ex: The surgeon set the displaced clavicle with a plate .

جراح ترقوه جابجا شده را با یک صفحه ثابت کرد.

torso [اسم]
اجرا کردن

بالاتنه

Ex: He flexed his abdominal muscles , revealing a defined torso sculpted from years of dedicated training .

او عضلات شکم خود را منقبض کرد، تنه‌ای مشخص را آشکار کرد که از سال‌ها تمرین وقف‌شده تراشیده شده بود.

artery [اسم]
اجرا کردن

سرخرگ

Ex: The walls of arteries are thicker and more muscular compared to veins , allowing them to withstand the high pressure of blood pumped by the heart .
joint [اسم]
اجرا کردن

مفصل

Ex:

او در مفصل ران خود احساس سفتی و ناراحتی کرد، که او را به دنبال مراقبت پزشکی سوق داد.

spine [اسم]
اجرا کردن

ستون فقرات

Ex: Strengthening the muscles around the spine can provide better support and reduce strain .

تقویت عضلات اطراف ستون فقرات می‌تواند حمایت بهتری فراهم کند و فشار را کاهش دهد.

tract [اسم]
اجرا کردن

دستگاه (کالبدشناسی)

coronary [صفت]
اجرا کردن

وابسته به شریان‌های اکلیلی

Ex: A coronary angiogram is a diagnostic procedure used to visualize the coronary arteries and identify blockages or narrowing .

آنژیوگرام کرونری یک روش تشخیصی است که برای مشاهده شریان‌های کرونری و شناسایی انسدادها یا تنگی‌ها استفاده می‌شود.

thyroid [اسم]
اجرا کردن

تیروئید

Ex: She underwent surgery to remove her thyroid due to a benign tumor .

او به دلیل یک تومور خوش‌خیم تحت عمل جراحی برای برداشتن تیروئید خود قرار گرفت.

talus [اسم]
اجرا کردن

استخوان قاپ

Ex: X-rays revealed a small crack in the talus after the patient twisted their ankle .

اشعه ایکس یک ترک کوچک در استخوان قاپ پس از پیچ خوردن مچ پای بیمار نشان داد.

bladder [اسم]
اجرا کردن

مثانه

Ex: He drank a lot of water , ensuring his bladder stayed healthy and functioning well .

او مقدار زیادی آب نوشید، اطمینان حاصل کرد که مثانه او سالم و به خوبی عمل می‌کند.

اجرا کردن

تولید مثل

Ex: Reproductive technology assists couples in conceiving children through methods like in vitro fertilization .

فناوری تولید مثل به زوج‌ها در بچه‌دار شدن از طریق روش‌هایی مانند لقاح آزمایشگاهی کمک می‌کند.

sensory [صفت]
اجرا کردن

حسی

Ex: Sensory information from the eyes and ears helps us navigate and interact with our environment .

اطلاعات حسی از چشم‌ها و گوش‌ها به ما کمک می‌کند تا با محیط خود تعامل داشته باشیم و در آن حرکت کنیم.

tactile [صفت]
اجرا کردن

لامسه‌ای

Ex:

بررسی لمسی ناهمواری‌هایی در بافت پارچه نشان داد که نشان‌دهنده نقص‌های احتمالی در فرآیند تولید است.

retinal [صفت]
اجرا کردن

مربوط به شبکیه چشم

auditory [صفت]
اجرا کردن

شنوایی

Ex:

اختلال پردازش شنوایی بر توانایی مغز در درک اطلاعات صوتی تأثیر می‌گذارد.

optical [صفت]
اجرا کردن

بصری

Ex: The artist 's paintings often explore optical effects and how light interacts with surfaces .

نقاشی‌های هنرمند اغلب به بررسی اثرات نوری و نحوه تعامل نور با سطوح می‌پردازد.

genome [اسم]
اجرا کردن

ژنوم

Ex: The genome of the fruit fly , Drosophila melanogaster , has been extensively studied as a model for understanding genetic principles .

ژنوم مگس میوه، Drosophila melanogaster، به عنوان مدلی برای درک اصول ژنتیکی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است.

genotype [اسم]
اجرا کردن

ژنوتیپ

Ex: The study of genetics involves examining the genotype to understand how genes contribute to the development and functioning of organisms .

مطالعه ژنتیک شامل بررسی ژنوتیپ برای درک چگونگی مشارکت ژن‌ها در رشد و عملکرد ارگانیسم‌ها می‌شود.

phenotype [اسم]
اجرا کردن

رُخ‌نمود

Ex: The coat color , size , and behavior of animals represent their phenotypes .

رنگ پوشش، اندازه و رفتار حیوانات نشان‌دهنده فنوتیپ‌های آن‌ها است.

allele [اسم]
اجرا کردن

آلل

Ex: Geneticists study the distribution of alleles within populations to understand inheritance patterns .

ژنتیک‌دانان توزیع آلل‌ها را در جمعیت‌ها مطالعه می‌کنند تا الگوهای وراثت را درک کنند.

dominant [صفت]
اجرا کردن

غالب (ژنتیک)

Ex:

یک ژن غالب برای موهای صاف می‌تواند هر ژن مغلوب برای موهای موج‌دار را پنهان کند.

expression [اسم]
اجرا کردن

بیان ژن

Ex:

تکنیک‌هایی مانند PCR و میکرواری‌ها برای مطالعه بیان ژن در بافت‌های مختلف استفاده می‌شوند.

to modify [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: The team modified the plant ’s DNA to improve its nutrient profile and shelf life .

تیم DNA گیاه را تغییر داد تا پروفایل مواد مغذی و ماندگاری آن را بهبود بخشد.

mutation [اسم]
اجرا کردن

جهش (زیست‌شناسی)

Ex: Scientists are studying the mutation responsible for giving certain plants drought resistance .

دانشمندان در حال مطالعه جهش مسئول مقاومت به خشکی در برخی گیاهان هستند.

to inherit [فعل]
اجرا کردن

به ارث بردن

Ex: He inherited his mother 's gift for storytelling and became a successful author .

او استعداد داستان‌گویی را از مادرش به ارث برد و به یک نویسنده موفق تبدیل شد.

lineage [اسم]
اجرا کردن

انتقال صفات از یک نسل به نسل دیگر

Ex: The scientist studied the genetic lineage of the endangered species to understand its evolutionary history .

دانشمند تبار ژنتیکی گونه در معرض انقراض را مطالعه کرد تا تاریخ تکاملی آن را درک کند.

progenitor [اسم]
اجرا کردن

جد

Ex: The artist 's unique style became the progenitor of a new artistic movement that swept through the art world .

سبک منحصر به فرد هنرمند به پیشرو یک جنبش هنری جدید تبدیل شد که دنیای هنر را درنوردید.

geneticist [اسم]
اجرا کردن

متخصص ژنتیک

Ex: During his career as a geneticist , he made groundbreaking discoveries that revolutionized the way we think about DNA .

در طول حرفه‌اش به عنوان یک ژنتیک‌دان، او اکتشافات انقلابی انجام داد که روش تفکر ما درباره DNA را دگرگون کرد.

karyotype [اسم]
اجرا کردن

کروموزوم‌نگاره

Ex: Research often involves analyzing karyotypes to understand genetic variations .

تحقیق اغلب شامل تجزیه و تحلیل کاریوتایپ برای درک تغییرات ژنتیکی می‌شود.

eugenics [اسم]
اجرا کردن

بهنژادی

Ex: Many scientists now view eugenics as a pseudoscience with harmful implications .

بسیاری از دانشمندان اکنون بهنژادی را به عنوان یک شبه علم با پیامدهای مضر می‌بینند.

trisomy [اسم]
اجرا کردن

تریزمی

Ex: Genetic counseling is recommended for families affected by trisomy .

مشاوره ژنتیک برای خانواده‌های تحت تأثیر تری‌زومی توصیه می‌شود.

centromere [اسم]
اجرا کردن

سانترومر

Ex: Errors in centromere function can lead to conditions such as aneuploidy .

خطاها در عملکرد سانترومر می‌تواند منجر به شرایطی مانند آنوپلوئیدی شود.

اجرا کردن

سیتوژنتیک

Ex: Researchers in cytogenetics use fluorescent in situ hybridization ( FISH ) to identify specific DNA sequences .

محققان در سیتوژنتیک از هیبریداسیون فلورسنت در جایگاه (FISH) برای شناسایی توالی‌های خاص DNA استفاده می‌کنند.

autosome [اسم]
اجرا کردن

اتوزوم

Ex: The study focused on identifying genes located on autosomes that contribute to height .

این مطالعه بر شناسایی ژن‌های واقع شده بر روی اتوزوم‌ها که به قد کمک می‌کنند، متمرکز بود.

genetically [قید]
اجرا کردن

از نظر ژنتیکی

Ex: The characteristic was determined genetically , influenced by the individual 's genetic makeup .

ویژگی به صورت ژنتیکی تعیین شد، تحت تأثیر ساختار ژنتیکی فرد قرار گرفت.

haploid [اسم]
اجرا کردن

هاپلوئید

Ex: The haploid stage occurs in the life cycle of many plants and algae before fertilization .

مرحله هاپلوئید در چرخه زندگی بسیاری از گیاهان و جلبک‌ها قبل از لقاح رخ می‌دهد.