علوم طبیعی SAT - کشاورزی و جنگلداری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کشاورزی و جنگلداری را یاد خواهید گرفت، مانند "نیمه خشک"، "آبیاری"، "مالچ" و غیره که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم طبیعی SAT
to harvest [فعل]
اجرا کردن

برداشت کردن

Ex:

برداشت انگور از تاکستان در اوایل پاییز برای شراب سازی آغاز می شود.

اجرا کردن

کشت کردن

Ex: The company cultivates flowers for export to various countries .

شرکت گل‌ها را برای صادرات به کشورهای مختلف پرورش می‌دهد.

to yield [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن

Ex: Through sustainable farming practices , the organic garden yielded a diverse array of vegetables throughout the growing season .

از طریق شیوه‌های کشاورزی پایدار، باغ ارگانیک در طول فصل رشد محصولی متنوع از سبزیجات داشت.

to plow [فعل]
اجرا کردن

با گاوآهن شخم زدن

Ex: The agricultural workers plow the rice paddies to prepare them for seeding .

کارگران کشاورزی شالیزارها را برای آماده‌سازی جهت کاشت شخم می‌زنند.

to till [فعل]
اجرا کردن

خاک را برای کشاورزی آماده کردن

Ex: She tills the flower beds with a hand tiller to aerate the soil before sowing seeds .

او با استفاده از یک دستگاه شخم‌زن دستی، خاک باغچه‌ها را شخم می‌زند تا قبل از کاشت بذرها، خاک را هوا دهد.

fertilizer [اسم]
اجرا کردن

کود

Ex: The soil in my garden was very poor , so I mixed in some fertilizer to improve it .

خاک باغ من بسیار ضعیف بود، بنابراین کمی کود به آن اضافه کردم تا آن را بهبود بخشم.

irrigation [اسم]
اجرا کردن

آبیاری

Ex: Farmers rely on irrigation to ensure their fields receive adequate moisture during dry spells .

کشاورزان به آبیاری متکی هستند تا اطمینان حاصل کنند که مزارعشان در دوران خشکسالی رطوبت کافی دریافت می‌کنند.

اجرا کردن

the amount of water falling to a particular location over a specified period

Ex: Annual precipitation in the region averages 1200 mm .
semiarid [صفت]
اجرا کردن

نیمه خشک

Ex: Semiarid climates are known for their wide temperature fluctuations between day and night .

آب و هوای نیمه خشک به دلیل نوسانات گسترده دما بین روز و شب شناخته شده است.

اجرا کردن

جنگلداری

Ex: Sustainable silviculture practices promote biodiversity and carbon sequestration in forests .

روش‌های پایدار جنگلداری تنوع زیستی و جذب کربن در جنگل‌ها را تقویت می‌کنند.

seedling [اسم]
اجرا کردن

نهال

Ex: Seedlings require adequate sunlight and water to establish strong root systems .

نهال‌ها به نور کافی خورشید و آب برای ایجاد سیستم‌های ریشه‌ای قوی نیاز دارند.

organic [صفت]
اجرا کردن

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی)

Ex: Organic cotton is grown without the use of synthetic chemicals , making it a more eco-friendly choice for clothing and textiles .

پنبه ارگانیک بدون استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی کشت می‌شود، که آن را به انتخابی دوستدار محیط زیست برای لباس و منسوجات تبدیل می‌کند.

insecticide [اسم]
اجرا کردن

حشره‌کش

Ex: He read the label carefully to make sure the insecticide was safe for his plants .

او برچسب را با دقت خواند تا مطمئن شود حشره‌کش برای گیاهانش بی‌خطر است.

pesticide [اسم]
اجرا کردن

آفت‌کش

Ex: Some people prefer organic farming methods that avoid using synthetic pesticides .

برخی افراد روش‌های کشاورزی ارگانیک را ترجیح می‌دهند که از استفاده از آفت‌کش‌های مصنوعی اجتناب می‌کنند.

herbicide [اسم]
اجرا کردن

علف‌کش

Ex: Researchers are studying the long-term effects of herbicides on soil health and biodiversity .

محققان در حال مطالعه اثرات بلندمدت علف‌کش‌ها بر سلامت خاک و تنوع زیستی هستند.

to terrace [فعل]
اجرا کردن

تراس بندی کردن

Ex: By terracing the slopes , the farmers were able to increase their agricultural output .

با پله‌بندی شیب‌ها، کشاورزان توانستند تولید محصولات کشاورزی خود را افزایش دهند.

compost [اسم]
اجرا کردن

کود (گیاهی یا حیوانی)

Ex: Farmers apply compost in orchards each fall to improve soil aeration and feed beneficial microbes .

کشاورزان هر پاییز کمپوست را در باغ‌ها اعمال می‌کنند تا هوادهی خاک را بهبود بخشند و میکروب‌های مفید را تغذیه کنند.

to weed [فعل]
اجرا کردن

چیدن علف هرز

Ex: Weeding the ground around young plants helps them to thrive by reducing competition for nutrients .

وجین کردن زمین اطراف گیاهان جوان به رشد آنها کمک می‌کند با کاهش رقابت برای مواد مغذی.

to cross [فعل]
اجرا کردن

دورگه کردن

Ex: Responsible dog breeders may cross purebred dogs to introduce genetic diversity .

پرورش‌دهندگان مسئول سگ‌ها ممکن است سگ‌های نژاد خالص را تلاقی دهند تا تنوع ژنتیکی را معرفی کنند.

blight [اسم]
اجرا کردن

بیماری گیاهی

Ex: The tomato plants showed signs of blight , with curled leaves and brown spots .

گیاهان گوجه‌فرنگی علائم بلایت را نشان دادند، با برگ‌های پیچیده و لکه‌های قهوه‌ای.

vermin [اسم]
اجرا کردن

جانوران موذی

Ex: The old warehouse was condemned after inspectors found it overrun with vermin .

انبار قدیمی پس از آنکه بازرسان متوجه شدند که از آفات پر شده است، محکوم شد.

logging [اسم]
اجرا کردن

چوب‌بری

Ex:

روش‌های پایدار قطع درختان با هدف به حداقل رساندن تأثیر اکولوژیکی بر اکوسیستم‌های جنگلی انجام می‌شوند.

infestation [اسم]
اجرا کردن

تهاجم

Ex: The orchard suffered from an infestation of fruit flies , reducing the harvest 's quality .

باغ میوه از هجوم مگس‌های میوه رنج برد و این باعث کاهش کیفیت محصول شد.

agrarian [صفت]
اجرا کردن

کشاورزی

Ex: In agrarian regions , the rhythm of life is often dictated by the agricultural calendar .

در مناطق کشاورزی، ریتم زندگی اغلب توسط تقویم کشاورزی دیکته می‌شود.

wasteland [اسم]
اجرا کردن

زمین بایر

Ex: Conservation projects aim to prevent further degradation of wasteland areas .

پروژه‌های حفاظتی با هدف جلوگیری از تخریب بیشتر مناطق بیابانی انجام می‌شوند.

hydroponics [اسم]
اجرا کردن

هیدروپونیک

Ex: Researchers are exploring hydroponics as a solution for food production in space .

محققان در حال بررسی هیدروپونیک به عنوان راه حلی برای تولید غذا در فضا هستند.

اجرا کردن

یوتروفیکاسیون

Ex: Scientists study eutrophication to understand its effects on aquatic ecosystems and biodiversity .

دانشمندان یوتروفیکاسیون را مطالعه می‌کنند تا تأثیرات آن بر اکوسیستم‌های آبی و تنوع زیستی را درک کنند.

millet [اسم]
اجرا کردن

ارزن

Ex:

وقتی که او یک دستور جدید نان بر پایه ارزن کشف کرد، با هیجان یک نان پخت.

maize [اسم]
اجرا کردن

ذرت

Ex: As the summer sun set , a family gathered in the backyard , grilling maize skewers alongside juicy grilled meats .

همانطور که خورشید تابستان غروب می‌کرد، خانواده‌ای در حیاط خلوت جمع شدند و سیخ‌های ذرت را در کنار گوشت‌های کبابی آبدار کباب می‌کردند.

squash [اسم]
اجرا کردن

*کدو

Ex: He grew a beautiful yellow squash in his backyard garden and used it to make a delicious food.

او یک کدو زرد زیبا در باغ حیاط خلوتش پرورش داد و از آن برای تهیه یک غذای خوشمزه استفاده کرد.

safflower [اسم]
اجرا کردن

گلرنگ

Ex: As the sun set , the fields of safflower swayed gently in the breeze , creating a picturesque scene .

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، مزارع گلرنگ به آرامی در نسیم تکان می‌خوردند و صحنه‌ای نقاشی‌گونه خلق می‌کردند.

cauliflower [اسم]
اجرا کردن

گل‌کلم

Ex: Cauliflower rice has become a popular low-carb alternative to traditional rice for those watching their carbohydrate intake .

برنج گل‌کلم به یک جایگزین محبوب کم‌کربوهیدرات برای برنج سنتی برای کسانی که مراقب مصرف کربوهیدرات خود هستند تبدیل شده است.

milfoil [اسم]
اجرا کردن

گیاه آبزی با برگ‌های زیر آب به دقت تقسیم شده

Ex: Efforts to eradicate milfoil from the lake involved mechanical removal and herbicide treatments to restore native vegetation .

تلاش‌ها برای ریشه‌کن کردن میلفویل از دریاچه شامل حذف مکانیکی و درمان‌های علف‌کش برای بازگرداندن پوشش گیاهی بومی بود.

birch [اسم]
اجرا کردن

درخت غان

Ex: In autumn , the leaves of the birch turn a vibrant yellow before they fall .

در پاییز، برگ‌های توس قبل از ریزش به رنگ زرد درخشان درمی‌آیند.

hypha [اسم]
اجرا کردن

هیف

Ex: Fungal spores germinate and develop into hyphae , spreading through the substrate .

هاگ های قارچی جوانه می زنند و به هیف تبدیل می شوند، در سراسر بستر پخش می شوند.

asparagus [اسم]
اجرا کردن

مارچوبه

Ex: She served a side dish of roasted asparagus seasoned with garlic and parmesan cheese .

او یک غذای جانبی از مارچوبه کبابی چاشنی‌دار با سیر و پنیر پارمسان سرو کرد.

gourd [اسم]
اجرا کردن

کدو

Ex:

موزه سفالینه‌های باستانی ساخته شده از پوسته‌های intricately carved کدو را به نمایش گذاشت.

radish [اسم]
اجرا کردن

تربچه

Ex: She harvested a bunch of radishes from the garden and shared them with her neighbors .

او یک دسته تربچه از باغ چید و با همسایه‌هایش تقسیم کرد.

hemlock [اسم]
اجرا کردن

تسوگا

Ex: The lumber mill processed hemlock logs into timber for building houses .

کارخانه چوب بری کنده‌های هملاک را به الوار برای ساخت خانه‌ها تبدیل کرد.

legume [اسم]
اجرا کردن

حبوبات

Ex: Legumes are a staple food in many cultures around the world due to their nutritional value .

حبوبات به دلیل ارزش غذایی خود، یک غذای اصلی در بسیاری از فرهنگ‌های سراسر جهان هستند.

purslane [اسم]
اجرا کردن

خرفه پرپهن

Ex: She picked some fresh purslane from her garden and added it to her summer salad .

او مقداری خرفه تازه از باغش چید و به سالاد تابستانی اش اضافه کرد.