سینما و تئاتر - دست اندرکاران سینما و تئاتر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به افراد درگیر در سینما و تئاتر مانند "نماینده"، "کارگردان" و "ویراستار" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سینما و تئاتر
agent [اسم]
اجرا کردن

نماینده

Ex:

او با یک نماینده موسیقی قرارداد بست تا به پیشرفت حرفه‌ای او به عنوان یک موزیسین کمک کند.

اجرا کردن

کارگردان هنری

Ex: As the art director of the advertising agency , he leads a team of designers and illustrators to create captivating campaigns for clients .

به عنوان کارگردان هنری آژانس تبلیغاتی، او تیمی از طراحان و تصویرگران را رهبری می‌کند تا کمپین‌های جذابی برای مشتریان ایجاد کند.

playwright [اسم]
اجرا کردن

نمایشنامه‌نویس

Ex: Many great playwrights have influenced the development of modern drama .

بسیاری از نمایشنامه‌نویسان بزرگ بر توسعه درام مدرن تأثیر گذاشته‌اند.

producer [اسم]
اجرا کردن

تهیه‌کننده (رادیو، تلویزیون و...)

Ex: He became a famous producer known for his blockbuster films .

او به یک تهیه‌کننده مشهور معروف به فیلم‌های پرفروش تبدیل شد.

اجرا کردن

فیلمنامه‌نویس

Ex: He started his career as a screenwriter , writing scripts for independent films .

او کار خود را به عنوان فیلمنامه‌نویس آغاز کرد و برای فیلم‌های مستقل فیلمنامه نوشت.

stagehand [اسم]
اجرا کردن

کارگر پشت صحنه (تئاتر)

usher [اسم]
اجرا کردن

کنترل‌چی سینما (مرد)

director [اسم]
اجرا کردن

کارگردان

Ex: The director of the movie was overjoyed when he won an Oscar .

کارگردان فیلم وقتی که اسکار را برد بسیار خوشحال شد.

dramatist [اسم]
اجرا کردن

نمایشنامه‌نویس

Ex: The theater company invited a talented dramatist to write an original script for their upcoming production .

شرکت تئاتر یک نمایشنامه‌نویس بااستعداد را برای نوشتن فیلمنامه‌ای اصلی برای تولید آینده‌شان دعوت کرد.

dresser [اسم]
اجرا کردن

طراح لباس (سینما و...)

Ex: He started as a dresser before eventually becoming a costume designer , inspired by the magic of theatrical transformations .

او به عنوان یک لباس‌کننده شروع کرد قبل از اینکه در نهایت به یک طراح لباس تبدیل شود، الهام گرفته از جادوی دگرگونی‌های تئاتری.

editor [اسم]
اجرا کردن

تدوین‌گر

Ex: The editor used special effects and sound editing techniques to enhance the final cut of the movie .

ویرایشگر از جلوه‌های ویژه و تکنیک‌های ویرایش صدا برای بهبود نسخه نهایی فیلم استفاده کرد.

auteur [اسم]
اجرا کردن

کارگردان صاحب‌سبک

Ex: The French New Wave movement celebrated directors as auteurs , elevating them to the status of artists whose films bear their unique stamp of authorship .

جنبش موج نوی فرانسه کارگردانان را به عنوان auteur جشن گرفت، آن‌ها را به جایگاه هنرمندانی ارتقا داد که فیلم‌هایشان مهر منحصر به فرد نویسندگی آن‌ها را دارد.

filmmaker [اسم]
اجرا کردن

فیلم‌ساز

Ex: He earned a reputation as a groundbreaking filmmaker with his debut feature .

او با اولین فیلم بلند خود به عنوان یک فیلمساز پیشگام شهرت یافت.

gaffer [اسم]
اجرا کردن

مسئول برق و نورپردازی

grip [اسم]
اجرا کردن

مسئول تجهیزات صحنه

Ex: The director relied on grips to set up the complex scene .
key grip [اسم]
اجرا کردن

مسئول تجهیزات فیلم‌برداری

اجرا کردن

مهندس نورپردازی

Ex: During the concert , the lighting engineer coordinated the lights to match the music 's rhythm .

در طول کنسرت، مهندس روشنایی نورها را برای مطابقت با ریتم موسیقی هماهنگ کرد.

اجرا کردن

طراح لباس

Ex: Each actor was fitted by the costume designer before the show .

هر بازیگر قبل از نمایش توسط طراح لباس اندازه‌گیری شد.

tragedian [اسم]
اجرا کردن

نویسنده تراژدی

Ex: Critics praised the modern tragedian for his poignant and moving plays .

منتقدان از تراژدینویس مدرن به خاطر نمایش‌نامه‌های تکان‌دهنده و متحرکش تقدیر کردند.