سطح بالای متوسط - موفقیت، شکست و انگیزه
اینجا شما کلمات برای موفقیت، شکست و انگیزه مانند انگیزه، شکست، چالش و پیروزی را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح B2 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Der innere Antrieb oder Grund, warum man etwas tut

انگیزه, محرک
مشوقهای مالی میتوانند انگیزه کارکنان را افزایش دهند.
Jemanden zu einer Handlung oder Reaktion motivieren oder anregen

برانگیختن, ترغیب کردن
این اقدام برای تشویق مشتریان به خرید بیشتر طراحی شده است.
Das Gegenteil eines Sieges

شکست, باخت
علیرغم شکست، روحیه تیم قوی باقی ماند.
Mit einer Absicht, einem Plan oder Vorhaben keinen Erfolg haben

شکست خوردن, ناکام ماندن
او هرگز شکست نخورد، فقط یاد گرفت.
Der innere Antrieb oder konkrete Anlass für eine Handlung oder Entscheidung

انگیزه, محرک
بدون انگیزه، او هیچ کاری نکرد.
Nicht wie geplant verlaufen

به مشکل خوردن, اشتباه پیش رفتن، خراب شدن
جشن به دلیل باران به اشتباه رفت.
Eine Schwierigkeit, ein Hindernis oder eine Herausforderung, die überwunden werden muss, um ein Ziel zu erreichen

مانع, سد
تعصبات فرهنگی میتوانند مانعی برای یکپارچگی باشند.
Eine schwierige Aufgabe oder Situation, die Anstrengung erfordert

چالش
پیادهروی یک چالش دشوار بود.
Sich in einer schwierigen Situation oder über Zeit als zuverlässig, stark oder erfolgreich erweisen

(خود را) ثابت کردن, امتحان (خود را) پس دادن
پل حتی پس از 50 سال نیز عالی ثابت شد.
Jemanden so behandeln oder etwas so machen, dass die Person zufrieden ist

راضی کردن
شرکت سعی میکند انتظارات مشتریان را برآورده کند.
Ein plötzlicher Erfolg oder Fortschritt in einem Bereich

موفقیت
پیشرفت کل پروژه را تغییر داد.
Etwas, das durch große Anstrengung erreicht wurde

دستاورد, موفقیت
آموزش یک دستاورد مهم جامعه است.
Ein großer Erfolg oder Sieg

پیروزی, موفقیت
هر پیروزی به ادامه دادن انگیزه میدهد.
Eine Person, die etwas gewinnt oder siegt

پیروز, برنده
همه میخواهند برنده باشند.
Ein Versuch, der nicht erfolgreich ist

شکست, عدم موفقیت
علیرغم شکست، او تسلیم نشد.
Motivation oder innerer Impuls, etwas zu tun

انگیزه, محرک
انگیزه قوی او به او کمک کرد تا پروژه را به پایان برساند.
Der starke Wunsch, Erfolg zu haben und besser zu werden

بلندپروازی, جاهطلبی
جاهطلبی او کل تیم را انگیزه میدهد.
Eine intensive, begeisterte emotionale Haltung gegenüber einer Sache oder Aktivität

اشتیاق, وجد
اشتیاق او به هنر رنسانس منجر به یک نمایشگاه بزرگ شد.
Etwas, das jemanden motiviert oder antreibt

انگیزه, محرک
انگیزه از دوستانش آمد.
Will etwas tun und strengt sich dafür an

باانگیزه, راغب
یک هدف خوب مرا انگیزهمند میکند.
Ein Problem oder eine schwierige Sache schaffen oder lösen

فایق آمدن, از عهده برآمدن
با صبر میتوان بر هر چالشی غلبه کرد.
Nicht erfolgreich sein

شکست خوردن, با شکست مواجه شدن
با وجود تلاش زیاد، پروژه شکست خورد.
Bei einer Arbeit oder Sache Fortschritte machen

پیشرفت کردن
اگر تمرین کنی، پیشرفت میکنی.
