سطح بالای متوسط - موفقیت، شکست و انگیزه
اینجا شما کلمات برای موفقیت، شکست و انگیزه مانند انگیزه، شکست، چالش و پیروزی را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح B2 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Der innere Antrieb oder Grund, warum man etwas tut

انگیزه, محرک
انگیزه برای تسهیل یادگیری ضروری است.
Jemanden zu einer Handlung oder Reaktion motivieren oder anregen

برانگیختن, ترغیب کردن
تشویق کردن تیم به تلاش بیشتر.
Das Gegenteil eines Sieges

شکست, باخت
شکست او در بازی شطرنج همه را شگفتزده کرد.
Mit einer Absicht, einem Plan oder Vorhaben keinen Erfolg haben

شکست خوردن, ناکام ماندن
او سه بار در امتحان شکست خورد.
Der innere Antrieb oder konkrete Anlass für eine Handlung oder Entscheidung

انگیزه, محرک
دلیل واقعی نامشخص باقی ماند.
Nicht wie geplant verlaufen

به مشکل خوردن, اشتباه پیش رفتن، خراب شدن
جشن به دلیل باران به اشتباه رفت.
Eine Schwierigkeit, ein Hindernis oder eine Herausforderung, die überwunden werden muss, um ein Ziel zu erreichen

مانع, سد
تعصبات فرهنگی میتوانند مانعی برای یکپارچگی باشند.
Eine schwierige Aufgabe oder Situation, die Anstrengung erfordert

چالش
او با کمال میل هر چالش را میپذیرد.
Sich in einer schwierigen Situation oder über Zeit als zuverlässig, stark oder erfolgreich erweisen

(خود را) ثابت کردن, امتحان (خود را) پس دادن
پل حتی پس از 50 سال نیز عالی ثابت شد.
Jemanden so behandeln oder etwas so machen, dass die Person zufrieden ist

راضی کردن
راضی کردن تمام آرزوها دشوار است.
Ein plötzlicher Erfolg oder Fortschritt in einem Bereich

موفقیت
پیشرفت او در صنعت موسیقی با اولین آلبوم آمد.
Etwas, das durch große Anstrengung erreicht wurde

دستاورد, موفقیت
او به دستاوردهای تحصیلی خود افتخار میکند.
Ein großer Erfolg oder Sieg

پیروزی, موفقیت
پیروزی او با صدای بلند جشن گرفته شد.
Eine Person, die etwas gewinnt oder siegt

پیروز, برنده
فقط یک برنده جایزه را دریافت میکند.
Ein Versuch, der nicht erfolgreich ist

شکست, عدم موفقیت
پس از شکست، او مجبور شد دوباره برنامهریزی کند.
Motivation oder innerer Impuls, etwas zu tun

انگیزه, محرک
انگیزه قوی او به او کمک کرد تا پروژه را به پایان برساند.
Der starke Wunsch, Erfolg zu haben und besser zu werden

بلندپروازی, جاهطلبی
جاهطلبی میتواند مفید باشد، اما همچنین میتواند طاقتفرسا باشد.
Eine intensive, begeisterte emotionale Haltung gegenüber einer Sache oder Aktivität

اشتیاق, وجد
معلم با اشتیاقی تدریس میکند که دانشآموزان را انگیزه میدهد.
Etwas, das jemanden motiviert oder antreibt

انگیزه, محرک
موفقیت بزرگترین انگیزه او بود.
Will etwas tun und strengt sich dafür an

باانگیزه, راغب
او هر روز باانگیزه به سر کار میآید.
Ein Problem oder eine schwierige Sache schaffen oder lösen

فایق آمدن, از عهده برآمدن
با صبر میتوان بر هر چالشی غلبه کرد.
Nicht erfolgreich sein

شکست خوردن, با شکست مواجه شدن
با وجود تلاش زیاد، پروژه شکست خورد.
Bei einer Arbeit oder Sache Fortschritte machen

پیشرفت کردن
ما به آرامی پیش میرویم، اما کار میکند.
