واژگان برای دین به زبان آلمانی

در اینجا شما کلمات مربوط به دین مانند فرقه، ایمان، عبادتگاه و نماز را یاد خواهید گرفت که برای زبان‌آموزان سطح B2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح بالای متوسط
اجرا کردن

فرقه

Ex: Die katholische und die evangelische Konfession sind am weitesten verbreitet.

مذهب کاتولیک و پروتستان گسترده‌ترین هستند.

اجرا کردن

دینداری

Ex: Religiosität kann in verschiedenen Formen ausgedrückt werden.

دین‌داری می‌تواند به اشکال مختلف بیان شود.

اجرا کردن

آزادی ادیان

Ex: Glaubensfreiheit bedeutet, dass niemand wegen seiner Religion diskriminiert werden darf.

آزادی عقیده به این معنی است که هیچ‌کس نباید به دلیل دینش مورد تبعیض قرار گیرد.

اجرا کردن

الوهیت

Ex: Die alten Griechen hatten viele Gottheiten wie Zeus und Athena.

یونانیان باستان خدایان زیادی مانند زئوس و آتنا داشتند.

heiligen [فعل]
اجرا کردن

تقدیس کردن

Ex: Viele Kulturen heiligen bestimmte Orte oder Gegenstände.

بسیاری از فرهنگ‌ها مکان‌ها یا اشیای خاصی را تقدیس می‌کنند.

اجرا کردن

روحانی

Ex: Viele Geistliche tragen traditionelle Kleidung.

بسیاری از روحانیون لباس سنتی می‌پوشند.

der Mönch [اسم]
اجرا کردن

راهب

Ex: Mönche verbringen viel Zeit mit Gebet und Meditation.

راهبان زمان زیادی را به نماز و مراقبه می‌گذرانند.

اجرا کردن

مومن

Ex: Viele Gläubige besuchen regelmäßig den Gottesdienst.

بسیاری از مؤمنان به طور منظم در مراسم مذهبی شرکت می‌کنند.

der Atheist [اسم]
اجرا کردن

خداناباور

Ex: Viele Atheisten basieren ihren Glauben auf Wissenschaft.

بسیاری از بی‌خدایان باورهای خود را بر علم استوار می‌کنند.

اجرا کردن

انجیل

Ex: Viele Christen lesen täglich das Evangelium.

بسیاری از مسیحیان روزانه انجیل را می‌خوانند.

اجرا کردن

وحی

Ex: In der Bibel gibt es viele Offenbarungen Gottes.

در کتاب مقدس، وحی‌های زیادی از خدا وجود دارد.

die Predigt [اسم]
اجرا کردن

موعظه

Ex: Die Predigt findet meistens in der Mitte des Gottesdienstes statt.

موعظه معمولاً در وسط مراسم مذهبی برگزار می‌شود.

اجرا کردن

عبادتگاه

Ex: Viele Gläubige besuchen regelmäßig ihr Gotteshaus.

بسیاری از مؤمنان به طور منظم خانه عبادت خود را بازدید می‌کنند.

der Dom [اسم]
اجرا کردن

کلیسای جامع

Ex: Viele Touristen besuchen den Dom jedes Jahr.

کلیسای جامع هر ساله توسط بسیاری از گردشگران بازدید می‌شود.

die Abtei [اسم]
اجرا کردن

صومعه

Ex: In der Abtei leben viele Mönche in Gemeinschaft.

در صومعه بسیاری از راهبان در اجتماع زندگی می‌کنند.

der Altar [اسم]
اجرا کردن

محراب

Ex: Auf dem Altar liegen oft Kerzen und eine Bibel.

روی محراب اغلب شمع‌ها و یک کتاب مقدس قرار دارد.

die Andacht [اسم]
اجرا کردن

عبادت

Ex: Die Gemeinde versammelt sich zur Andacht in der Kapelle.

جماعت برای عبادت در کلیسای کوچک جمع می‌شود.

die Taufe [اسم]
اجرا کردن

غسل تعمید

Ex: Bei der Taufe wird dem Kind Wasser über den Kopf gegossen.

تعمید شامل ریختن آب بر سر کودک می‌شود.

اجرا کردن

عشای ربانی

Ex: Nach der Kommunion fühlen sich viele Gläubige besonders verbunden.

عشای ربانی باعث می‌شود بسیاری از مؤمنان احساس کنند به ویژه متصل هستند.

die Beichte [اسم]
اجرا کردن

اعتراف

Ex: Die Beichte hilft den Menschen, sich von Schuld zu befreien.

اعتراف به مردم کمک می‌کند تا از احساس گناه رها شوند.

fasten [فعل]
اجرا کردن

روزه گرفتن

Ex: Beim Fasten verzichtet man oft auf bestimmte Lebensmittel.

روزه‌داری اغلب به معنای پرهیز از برخی غذاهاست.

opfern [فعل]
اجرا کردن

قربانی کردن

Ex: Er opferte viel Zeit für seine Familie.

او زمان زیادی را برای خانواده‌اش قربانی کرد.

اجرا کردن

آخرت

Ex: Der Priester sprach über das Jenseits in seiner Predigt.

کشیش در موعظه‌اش درباره آخرت صحبت کرد.

اجرا کردن

پردیس

Ex: Das Paradies wird oft als Garten voller Licht und Freude beschrieben.

بهشت اغلب به عنوان باغی پر از نور و شادی توصیف می‌شود.

ungläubig [صفت]
اجرا کردن

بی‌دین

Ex: Die ungläubigen Menschen akzeptieren oft keine religiösen Erklärungen.

افراد بی‌ایمان اغلب توضیحات مذهلی را نمی‌پذیرند.

sündigen [فعل]
اجرا کردن

گناه کردن

Ex: Er hat bereut, dass er gesündigt hat.

او پشیمان شد که گناه کرده است.

pilgern [فعل]
اجرا کردن

(به زیارت) جایی رفتن

Ex: Die Familie pilgerte jedes Jahr zu einem bekannten Kloster.

خانواده هر سال به یک صومعه معروف زیارت می‌کرد.

taufen [فعل]
اجرا کردن

تعمید دادن

Ex: Viele Eltern lassen ihre Kinder taufen.

بسیاری از والدین فرزندان خود را تعمید می‌دهند.

verehren [فعل]
اجرا کردن

پرستیدن

Ex: In dieser Religion werden viele Götter verehrt.

در این دین، بسیاری از خدایان پرستش می‌شوند.

سطح بالای متوسط
ویژگی‌های انسانی ویژگی‌ها و مشخصات خاص احساسات و عواطف انواع جدایی و پایان روابط
لباس و ظاهر Heim حرفه‌ها، دنیای کار و اقتصاد حرکات بدنی و وضعیت بدن
ورزش و تجهیزات ورزش Reisen توضیح مکان‌ها
حمل و نقل Natur حیوانات و حیوانات خانگی آب و هوا و اقلیم
حفاظت از محیط زیست و طبیعت علوم پایه Mathematik Technologie
Astronomie پزشکی و بیماری‌ها سلامت روان و روانشناسی تغذیه و رژیم‌شناسی
Religion Politik Recht تنظیم و انضباط
جرم اینترنت و رسانه‌های اجتماعی Kommunikation استدلال و بحث
رسانه‌ها و اخبار عشق و روابط زندگی و زندگینامه اجتماعی
دانش و درک ادبیات و کتاب‌ها فرآیندهای ذهنی موفقیت، شکست و انگیزه
اوقات فراغت و فعالیت‌ها موافقت و مخالفت جامعه و فرهنگ رویدادها و حوادث
Verhalten ادراک و حواس تئاتر و هنر سینما اعضای بدن و آناتومی
مالی و اقتصاد زمان و مراجع زمانی آکادمی و تحصیلات امکانات
ارزیابی ذهنی منطق و عقل هنر و طراحی ابزارها و وسایل
خواب و استراحت اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ها معماری شهری و جاذبه‌های گردشگری ساختار و ترکیب
پیوندها و اتصالات ماوراءالطبیعه و عرفان مبادله و تجارت اسناد و پیوست‌ها
فوریت و فشار زمان کشاورزی و محیط زیست تحریک حسی و عاطفی تولید و محصولات
فریب و گمراهی مالکیت و تصرف در دسترس بودن و منابع زندگی حرفهای و شغلی
نظامی و دفاع آمار و تحلیل داده‌ها Sprache تنظیمات و نظرات
مواد و پارچه‌ها ترس‌ها و فوبیاها صداهای حیوانات کشورها و قاره‌ها
غذاها و خوراک‌ها مواد و استفاده از آنها ارزش‌ها و مفاهیم اخلاقی Veränderung
درد، بیماری و جراحی Migration Philosophie پست و تلفن
درجه شدت میوه‌ها