سطح بالای متوسط - دانش و درک
اینجا، شما کلماتی برای دانش و درک مانند آموزش، تحقیق، درک و حافظه را یاد میگیرید که برای زبانآموزان سطح B2 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Das Verständnis oder Wissen über einen bestimmten Bereich

برداشت, دیدگاه، نظر
سخنرانی او به ما بینش عمیقی در تاریخ داد.
Ein längerer, geplanter Vortrag an einer Universität oder Hochschule, bei dem ein Dozent Wissen vermittelt

سخنرانی, درس نظری
امروز سه سخنرانی در دانشگاه دارم.
Etwas klar und genau erklären, damit es besser verstanden wird

توضیح دادن, تشریح کردن
معلم قواعد دستور زبان را توضیح میدهد.
Systematisch nach neuen Erkenntnissen suchen oder wissenschaftlich untersuchen

پژوهش کردن, جستن
او سالهاست که در زمینه زیستشناسی تحقیق میکند.
Sich auf ein bestimmtes Fachgebiet oder eine Tätigkeit konzentrieren und darin besondere Kenntnisse erwerben

تخصص یافتن, مهارت کسب کردن
پس از فارغالتحصیلی، میخواهم در هوش مصنوعی تخصص پیدا کنم.
Etwas ohne Hilfsmittel aus dem Gedächtnis wiedergeben können

حفظ, حفظ شده، از حفظ
آیا میتوانی شماره تلفن را از بر بدانی؟
Etwas, das nützliches Wissen oder wichtige Erfahrungen vermittelt

آموزنده, یاددهنده
کودکان کارتونهای آموزنده را دوست دارند.
Eine Einrichtung, die berufliche oder allgemeine Weiterbildungskurse anbietet

کارگاه آموزشی
من در یک دوره زبان در مرکز آموزش محلی ثبتنام کردم.
Eine Person, die die Schule verlassen hat und ins Berufsleben oder weitere Ausbildung wechselt

فارغالتحصیل, دانشآموخته
تعداد فارغالتحصیلان بیکار افزایش یافته است.
Etwas durch Lernen, Übung oder eigene Anstrengung erwerben

آموختن, فراگرفتن، یاد گرفتن
اگر صبور باشی، میتوانی همه چیز را کسب کنی.
Sich in einem Bereich gut auskennen

واقف بودن, شناختن، آگاه بودن
پدربزرگ من آشنایی دارد با موتورسیکلتهای قدیمی.
Die Eigenschaft, klar und leicht verständlich zu sein

قابلیت درک, توان فهم، قابلیت فهم
دانشمندان باید به قابل درک بودن متون خود توجه کنند.
Der Prozess des Lernens und Erwerbens von Wissen und Fähigkeiten

تحصیلات
آموزش شانسها در زندگی را بهبود میبخشد.
Jemandem Wissen oder Fähigkeiten vermitteln

درس دادن, آموزش دادن، آموزاندن
معلم ریاضیات را تدریس میکند.
Eine feste Regel oder Gleichung zur Berechnung oder Beschreibung

فرمول
او فرمول شیمیایی آب را توضیح داد.
Eine Wissenschaft, die sich mit der Natur und ihren Gesetzen beschäftigt

علوم طبیعی, علوم
او به علوم طبیعی بسیار علاقهمند است.
Etwas verstehen oder realisieren

درک کردن, فهمیدن
مدت زیادی طول کشید تا او موقعیت را درک کرد.
Etwas verstehen oder wahrnehmen

متوجه شدن, متوجه (چیزی) شدن
کامپیوتر به طور خودکار تمام دادهها را ثبت میکند.
Intelligent oder klug

باهوش
دانشآموزان باهوش اغلب سؤال میپرسند.
Etwas verstehen oder erkennen

متوجه شدن
میپذیرم که اشتباه کردم.
Die Fähigkeit, Informationen zu speichern und sich daran zu erinnern

حافظه, قدرت به یادآوری
حافظه خوب به یادگیری کمک میکند.
Eine wichtige Prüfung, oft am Ende eines Studiums oder einer Ausbildung

امتحان, آزمون
او آزمون را با نمرات خوب گذراند.
Etwas im Gedächtnis behalten

به خاطر سپردن, حفظ کردن
شماره تلفن را به خاطر بسپار !
Etwas, das noch einmal gemacht oder gesagt wird

تکرار
تکرار به یادگیری بهتر کمک میکند.
Etwas verstehen oder begreifen

فهمیدن, شیر فهم شدن
آیا وظیفه را فهمیدی ؟
Wissen über viele Themen, das viele Menschen kennen

معلومات عمومی
دانش عمومی در مدرسه کمک میکند.
Ein Experte in einem bestimmten Fachgebiet

دانشمند متخصص
متخصصان علمی اغلب سخنرانی میکنند.
