اصلا کسی را نشناختن
اصلا کسی را نشناختن
کپل
پیادهروی آنقدر شیب دار بود که کپل همه را دردناک کرد.
از کار افتادن
مرد
پسر جدید در محل کار واقعاً دوستانه و مفید به نظر میرسد.
مرد همهفنحریف
چیزی را کامل بلد بودن
از یک نفر قرض گرفتن و به دیگری دادن
به تدریح پایان یافتن
اشتیاق او به پروژه پس از فروکش کردن هیجان اولیه به نظر کم رنگ شد.
آدم شکاک
او واقعاً یک توماس شکاک است؛ تا زمانی که اعلامیه رسمی را نبیند، باور نمیکند که کنسرت لغو شده است.
خواسته یا ناخواسته
گردشگران خواسته یا ناخواسته به جمع معترضان کشیده شدند.