کتاب Street Talk 1 - نگاهی نزدیکتر: درس 9

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب Street Talk 1
fanny [اسم]
اجرا کردن

کپل

Ex: The hike was so steep it left everyone ’s fannies feeling sore .

پیاده‌روی آنقدر شیب دار بود که کپل همه را دردناک کرد.

to on the fritz [عبارت]
اجرا کردن

از کار افتادن

Ex: My computer is on the fritz , and I ca n't seem to fix it .
guy [اسم]
اجرا کردن

مرد

Ex: The new guy at work seems really friendly and helpful .

پسر جدید در محل کار واقعاً دوستانه و مفید به نظر می‌رسد.

اجرا کردن

مرد همه‌فن‌حریف

Ex: She 's a jack of all trades in the office , handling everything from administrative tasks to marketing .
john [اسم]
اجرا کردن

مشتری یک فاحشه

اجرا کردن

چیزی را کامل بلد بودن

Ex: After years of practice , he has the presentation down pat and can deliver it without any hesitation .
اجرا کردن

از یک نفر قرض گرفتن و به دیگری دادن

Ex: Taking a loan from one bank to pay off another is just like robbing Peter to pay Paul .
اجرا کردن

به تدریح پایان یافتن

Ex:

اشتیاق او به پروژه پس از فروکش کردن هیجان اولیه به نظر کم رنگ شد.

roger [حرف ندا]
اجرا کردن

(پیام) دریافت شد

Ex:

راجر، ما روش خود را تنظیم خواهیم کرد.

اجرا کردن

آدم شکاک

Ex:

او واقعاً یک توماس شکاک است؛ تا زمانی که اعلامیه رسمی را نبیند، باور نمی‌کند که کنسرت لغو شده است.

willy-nilly [قید]
اجرا کردن

خواسته یا ناخواسته

Ex: Tourists were swept willy-nilly into the protest crowd .

گردشگران خواسته یا ناخواسته به جمع معترضان کشیده شدند.