to make a mess of or ruin something, often through reckless actions or poor decision-making

خراب کردن, خرابکاری کردن
شکست مدیر در انتقال اطلاعات حیاتی به تیم، پتانسیل خراب کردن کل پروژه را داشت.
to relax and take a break especially when feeling stressed or upset

آرام گرفتن, آرام شدن
درمانگر چند تکنیک پیشنهاد کرد تا به آرامش ذهن شما کمک کند.
to be unable to remember something clearly

به یاد نیاوردن, در یادآوری چیزی ناتوان ماندن
an awkward or nerdy person focused on studies at the expense of social grace

احمق
او هویت خود را به عنوان یک خوره پذیرفت و با افتخار مجموعه کتابهای کمیک نادر خود را نشان داد.
to cause worry or annoyance for someone

کسی را ناراحت یا نگران کردن
او میدانست که استرس کار او را میخورد و نیاز به استراحت دارد.
an examination or assessment administered at the end of an academic term or course

امتحان نهایی, فاینال
امتحان نهایی تحت نظارت در سالن ورزشی برگزار خواهد شد.
to become extremely upset, agitated, or overwhelmed by fear, anxiety, or excitement

وحشت زده شدن, از کوره در رفتن
من وحشت زده شدم وقتی متوجه شدم جلسه مهم را فراموش کردهام.
irritated or enraged to the point of frustration

بسیار خشمگین
to escape punishment for one's wrong actions

قسر در رفتن
او سعی کرد در امتحان تقلب کند، اما نتوانست از مجازات فرار کند زیرا معلم او را گرفت.
used to express astonishment, disbelief, or incredulity in response to something surprising or extraordinary

برو بیرون!, شوخی میکنی!
برو بیرون, به من میگی که ملکه انگلستان رو دیدی؟
to no longer bother someone and leave them alone

دست از سر کسی برداشتن
used to show one's disbelief or disagreement about what someone has just said

برو بابا, امکان نداره، عمرا
to say, especially used when one is orally narrating something

گفتن
کنجکاو درباره سر و صدای عجیب، پرسیدم، و او گفت : « این فقط لولهکشی قدیمی است. »
to feel intense feelings of sexual attraction for someone

تو نخ کسی بودن, کسی چشم کسی را گرفتن
(of a person) living a life free of stress and tension

ریلکس
used to provide an example

بهطور مثال, مثل
او میوههایی مانند سیب، پرتقال و موز را دوست دارد.
lacking awareness or understanding due to being uninformed

بی خبر, ناآگاه
با رد کردن جلسه آموزش، مارک هنگام استفاده از نرمافزار جدید سر در گم بود.
to cause someone to become extremely angry or upset without intending to

کسی را (ناخواسته) ناراحت یا عصبانی کردن
someone who is considered the teacher's favorite student and therefore has advantage over others in the classroom

نور چشم معلم, دانش آموز مورد علاقه معلم
شاگرد مورد علاقه معلم بودن او را در بین همکلاسیهایش محبوب نکرد.
to endure, resist, or survive adverse conditions or challenges

دوام آوردن, تحمل کردن
درخت بلوط قدیمی در برابر بادهای بسیاری از طوفانها ایستادگی کرد.
