کاملا سیاه
کاملا سیاه
از هوش رفتن
ورزشکار پس از مسابقه شدید برای مدت کوتاهی هوش خود را از دست داد.
کاملا سیاه یا تاریک
رای مخالف دادن
آنها در رأیگیری نهایی، پیشنهاد را رد کردند.
لیست سیاه کردن
کارفرمایان ممکن است افراد را به دلیل بیصداقتی یا سوءرفتار لیست سیاه کنند.
در سودآوری
غمگین
هوای بارانی به نظر میرسید کاملاً با حال و هوای غمگین او مطابقت دارد.
افسردگی و اندوه
گوش دادن به موسیقی شاد به بلند کردن بلوز او کمک کرد.
ناگهانی
کسی را به فحش بستن
مسئله نامشخص
در تفسیر هنری، یک منطقه خاکستری خلاقانه وجود دارد که امکان دیدگاهها و معانی متنوع را فراهم میکند.
هوش فردی
این فقط در مورد حفظ کردن نیست؛ شما باید ماده خاکستری خود را درگیر کنید تا واقعاً موضوع را درک کنید.
بی تجربه
آنها از طبیعت سبز او سوء استفاده کردند، با علم به اینکه او در صنعت تازهوارد بود.
ناخوشاحوال
خوشدست بودن (در کاشتن و پرورش گیاهان)
همسایه من انگشت سبز دارد. باغش همیشه پر از گلهای پررنگ و برگهای سرسبز است.
بسیار حسود
حسادت
مرغ همسایه غازه
(فرد) صحیحوسالم
صورتی
همکارانش به شوخی او را pinko صدا میکردند به دلیل حمایتش از اصلاح سیستم مالیاتی و افزایش خدمات اجتماعی.
انگشت کوچک
قول های انگشت کوچک, حرکتی که در آن دو نفر انگشتان کوچک خود را برای مهر و موم کردن یک قول به هم قفل میکنند، در بسیاری از فرهنگها نماد اعتماد و دوستی هستند.
ذوقمرگ
در شرایط کسری بودجه
خوشگذرانی کردن
قرمز
بسیاری از سرخها در جنبشهای کارگری فعال بودند، که برای حقوق کارگران و برابری اجتماعی تبلیغ میکردند.
یک قران
سهام شرکت سقوط کرد، و سرمایهگذاران بدون حتی یک پول سرخ از سرمایهگذاری اولیه خود ماندند.
سرخ از خجالت
کودک سرخرو به وضوح پس از توبیخ شدن توسط معلمش ناراحت بود.
کاغذ بازی اداری
مقررات جدید حتی کاغذبازی بیشتری به یک سیستم از قبل پیچیده اضافه کرد.
روز بهیادماندنی
آنها در حال تجربه یک روز به یاد ماندنی هستند که برای دستاوردهای برجستهشان مورد تقدیر قرار میگیرند.
از کسی تماموکمال پذیرایی کردن
خون جلوی چشم کسی را گرفتن
مثل گچ سفید
پرهزینه و بیفایده
عمارت گسترده او پس از بازنشستگی به یک فیل سفید تبدیل شد.
دروغ مصلحتی
کودک یک دروغ مصلحتی گفت تا از دردسر جلوگیری کند، ادعا کرد که گلدان شکسته یک تصادف بوده است.
ترسو
او از خانه جنزده اجتناب کرد زیرا برای مقابله با ترسها بسیار ترسو بود.