شخص سراسیمه و عصبی
اگر او به دنبال درمان و حمایت باشد، ممکن است از تبدیل شدن به یک آدم عصبی و پریشان در زمانهای سخت جلوگیری کند.
شخص سراسیمه و عصبی
اگر او به دنبال درمان و حمایت باشد، ممکن است از تبدیل شدن به یک آدم عصبی و پریشان در زمانهای سخت جلوگیری کند.
آروغ زدن
پس از لذت بردن از نوشیدنیهای گازدار، اغلب مجبور بود آروغ بزند.
به منظور اطمینان بررسی کردن
کارآگاه بررسی خواهد کرد که معذوریت معتبر است یا نه.
کسی را به شدت عصبانی کردن
بدون هماهنگی به ملاقات کسی رفتن
او تصمیم گرفت که برای گشتن در یک رمان جدید به کتابفروشی سر بزند.
(از نظر روانی) از هم پاشیدن
علیرغم ظاهر قوی در بیرون، او شروع به فروپاشی درونی کرد، با اضطرابهای پنهان دست و پنجه نرم میکرد.
مفتخور
ما باید مشکل سربار را در گروهمان حل کنیم که هرگز در هزینههای گروه مشارکت نمیکند.
رسیدگی کردن
او مذاکره را به صورت تهاجمی مدیریت کرد، که منجر به معامله بهتری شد.
سفر کردن
با ملاحظه رفتار کردن
به خود زحمت دادن (استعاری)
در رفاه کامل بودن
جا دادن
سازمان شرکتکنندگان را در خانههای خانوادههای میزبان محلی اسکان داد.
برگرداندن
قبل از ترک دفتر، او مطمئن شد که همه پروندهها را جای خود گذاشته است.
بیشتر از حد معمول خوابیدن
من معمولاً یکشنبهها دیرتر از خواب بیدار میشوم و روزی آرامتر را انتخاب میکنم.
به پرواز در آمدن
کشتی موشکی طراحی شده است تا به صورت عمودی از سکوی پرتاب بلند شود.
به خواب رفتن
مهمانان مهمانی پس از پایان جشن به خواب رفتند.
دروغ مصلحتی
کودک یک دروغ مصلحتی گفت تا از دردسر جلوگیری کند، ادعا کرد که گلدان شکسته یک تصادف بوده است.
گل گفتی
to search through the refrigerator, usually late at night or when hungry, often eating snacks or leftovers impulsively
to remain awake very late into the night, often until early morning, usually due to work, entertainment, or insomnia
to physically hit someone in the eye, causing visible bruising
لعنت بره! من این را ندیدم.
آتش آبی, واقعاً تمام کیک را تمام کردی؟
قرمز مثل چغندر
در پایان سخنرانی خشمگینش، صورتش قرمز مثل چغندر بود.
سنت قرمز
بدون شواهد، استدلال شما به یک سکه قرمز هم نمیارزد.
مثل گچ سفید
to observe someone’s emotions, such as fear or determination, especially when their expression is extreme or evident in their eyes