فرد کماهمیت (در مقایسه با دیگران)
سیاستمدار کسی است که سخنرانی میکند، اما مدیر کمپین موز دوم است که مطمئن میشود همه چیز به آرامی پیش میرود.
رئیس
در مهمانی شام، میزبان به وضوح آقای بالا بود، که کل رویداد را سازماندهی میکرد.
پول
کار جدید وعده یک مقدار خوبی از پول را داد، که به اهداف مالیشان کمک میکرد.
گوش گلکلمی
مربی بر اهمیت محافظت از گوش برای جلوگیری از گل کلم گوش در تیم تأکید کرد.
بسیار خونسرد
an eccentric, crazy, or mentally unstable person
گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده
انتقاد مداوم او از دستاوردهای دیگران فقط انگور ترش به دلیل عدم موفقیت خودش است.
لیمو
عمر باتری تلفن آنقدر ضعیف بود که به وضوح یک لیمو بود.
پول
او در کازینو مقدار زیادی پول را در قمار از دست داد.
مثل سیبی که از وسط نصف شده باشد
گوهر
ساعت قدیمی یک گوهری است که به خاطر طراحی بیزمان و صنعتگری آن تحسین میشود.
عالی
او یک ارائه عالی داد که تمام مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.
گیر
او با قبول تعهدات زیاد خود را در مشکل انداخت.
معتاد به تلویزیون
به جای بیرون رفتن و ورزش کردن، او انتخاب میکند که تمام روز یک تنبل باشد.
موضوع جنجالی
مسئله کسری بودجه به یک سیب زمینی داغ در دولت تبدیل شده است، زیرا مقامات تمایلی به پیشنهاد اقدامات غیرمحبوب برای حل آن ندارند.
فرد یا چیزی بیاهمیت