کتاب Street Talk 1 - درس 2
واژگان، عبارات غیررسمی و انگلیسی محاورهای ارائهشده در Street Talk 1 درس 2 را بیاموزید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a lively and exuberant party

مهمانی, جشن
او یک مهمانی تولد حماسی برگزار کرد که همه از آن لذت بردند.
used when one is completely unable to guess or understand something

نمیدانم والا, از من نپرس
چطور بدون درس خواندن امتحان را قبول شد، از من نپرس.
to go directly and quickly towards someone or something, typically with a clear and focused intention, often without any delays or distractions along the way

یکراست رفتن سراغ, مستقیم رفتن طرف
سگ یکراست رفت طرف درِ باز.
the human body

بدن, جسم
لباس به طور کامل به بدن او چسبیده بود، منحنیهایش را برجسته میکرد.
having a very unpleasant appearance

زشت, بدمنظره
من آن نقاشی زشت در راهرو را دوست ندارم.
a food or a meal, especially in an informal or casual setting

خوردنی, غذا
از گرسنگی دارم میمیرم؛ آیا جای خوبی برای یک غذای سریع این دور و بر میشناسی؟
used for encouraging someone to hurry

عجله کن, بجنب، زود باش
to move in a slow and difficult manner

(خود را روی زمین) کشیدن
a man or male person, especially when referred to or addressed casually

یارو, طرف
to no longer be unrealistic, foolish, or unreasonable

جدی شدن, واقعگرا شدن
used to encourage someone to try their best in doing or achieving what they want

برو تو کارش!, تو میتونی!
having a lot of money or financial resources

خیلی پولدار, ثروتمند
آنها به لطف سرمایهگذاریهای ملکی خود پولدار هستند.
to become overwhelmed by strong emotions

از شدت احساسات کنترل خود را از دست دادن, از نظر احساسی فرو ریختن
used to firmly and decisively reject the suggestion or proposal

به هیچ وجه, اصلا ممکن نیست
به هیچ وجه! خوردن حشرات چندش آور است.
a home or living space someone regards as their own

محل سکونت
to eat excessively or greedily

حریصانه خوردن, زیاد خوردن
آنها در طول ماراتن فیلم پیتزا را حریصانه خوردند، به زحمت چند برش باقی گذاشتند.
