قیمت کمرشکن
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
قیمت کمرشکن
خواب دیدی خیر باشه
میخواهی پروژه را تا فردا تمام کنی؟ شانسی نیست, کار بزرگی است.
چاق
بچهها او را مسخره کردند و گفتند که شبیه یک کشتی هوایی است.
تمومش کن
او گفت که مسابقه را با فاصله زیاد برده است، و دوستانش پاسخ دادند: « بیخیال؛ پایان نزدیکی بود. »
سیبزمینی سرخکرده
رستوران سیبزمینی سرخکرده سیبزمینی شیرین را به عنوان یک گزینه سرو میکند.
یک وعده کوچک برای خوردن آماده کردن
در ناآرامی بودن
to become overwhelmed by strong emotions
*همه چیز را خوردن
بعد از مهمانی، او باقی مانده کیک را در یک نشست تمام کرد.
مجلل
مجتمع لوکس امکانات انحصاری از جمله ساحل خصوصی، خدمات اسپا و رستورانهای گرانقیمت ارائه میداد.
دیوانه بودن
غذای بی مزه و آبکی
او از خوردن غذای بیمزه و آبکی در سینی خود خودداری کرد.
بوی بد دادن
رفتار او با همکارانش تعفن آور است؛ کاملاً بی احترامی است.
در جای خود خشک شدن
مخفیانه به کسی اطلاع دادن
او نمیخواست رقبای خود را از راهاندازی محصول جدید مطلع کند.
برای کمک به قورت دادن غذا چیزی نوشیدن
او از غذای تند لذت برد و تصمیم گرفت آن را با یک لیوان آب سرد بنوشد.
*مکان تفریحی سطح پایین
بعد از فیلم، به محل رفتیم تا دسر بخوریم.
با اشتیاق خوردن
او عاشق خوردن با اشتیاق غذای تند است.
حذف کردن
لطفاً گوجهفرنگیها را حذف کنید در رپ من.
روح زنده
او یک روح زنده مهربان است که همیشه به دیگران کمک میکند.
چاق
او اجازه نمیدهد کسی او را چاق صدا بزند، حتی به شوخی.
to enter or begin involvement in a particular place, situation, or context, often implying the start of an experience or journey
to deliberately fail to give a proper tip or to withhold payment for services rendered by a waiter, usually implying an act of poor or unfair behavior
used to describe something or someone that is extremely rare, unique, or extraordinary, often with a positive connotation
از شادی در آسمان به سر بردن
a typical full-time job that operates during standard business hours, typically from 9 AM to 5 PM, Monday to Friday
to surf toward the front of the surfboard so that the toes of both feet are hanging over the edge of the board
پیانوی بزرگ
آخرین اثر آهنگساز به طور خاص برای هشتاد و هشت نوشته شده است.
used to emphasize that something has been repeated many times, often in frustration or to convey exasperation