واژگان ضروری برای TOEFL - پخش و روزنامه نگاری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره پخش و روزنامه‌نگاری، مانند "سانسور"، "مطبوعات"، "رتبه‌بندی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
to air [فعل]
اجرا کردن

پخش کردن (از رادیو و تلویزیون)

Ex: The sports network aired the championship game between the two rival teams .

شبکه ورزشی مسابقه قهرمانی بین دو تیم رقیب را پخش کرد.

to televise [فعل]
اجرا کردن

از تلویزیون پخش کردن

Ex: The news program will televise the event as it unfolds .

برنامه خبری این رویداد را پخش خواهد کرد همانطور که اتفاق می‌افتد.

اجرا کردن

پخش کردن (برنامه رادیویی یا تلویزیونی)

Ex: Can you broadcast the sports events live to subscribers ?
to screen [فعل]
اجرا کردن

اکران کردن

Ex: The local community center plans to screen classic films for residents every month .

مرکز جامعه محلی برنامه‌ریزی کرده است که هر ماه فیلم‌های کلاسیک را برای ساکنان نمایش دهد.

to censor [فعل]
اجرا کردن

سانسور کردن

Ex: In some countries , authorities actively censor online content to control information flow .

در برخی کشورها، مقامات به طور فعال محتوای آنلاین را سانسور می‌کنند تا جریان اطلاعات را کنترل کنند.

to announce [فعل]
اجرا کردن

اعلام کردن (برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی)

Ex: The TV guide announced a marathon of classic movies to be aired on New Year 's Eve .

راهنمای تلویزیون یک ماراتن از فیلم‌های کلاسیک را که در شب سال نو پخش خواهد شد اعلام کرد.

commentary [اسم]
اجرا کردن

گزارش (تلویزیون یا رادیو)

Ex: The live stream of the awards ceremony included colorful commentary from the hosts .

پخش زنده مراسم اهدای جوایز شامل توضیحات رنگارنگ مجریان بود.

broadcast [اسم]
اجرا کردن

برنامه (تلویزیونی یا رادیویی)

Ex: Television networks often schedule live broadcasts of major sporting events , attracting large audiences of sports fans .

شبکه‌های تلویزیونی اغلب پخش زنده رویدادهای ورزشی بزرگ را برنامه‌ریزی می‌کنند، که تماشاگران زیادی از طرفداران ورزش را جذب می‌کند.

اجرا کردن

نوشتن (در روزنامه، مجله و غیره)

Ex: She hopes to contribute more frequently to the magazine ’s lifestyle section .

او امیدوار است که بیشتر به بخش سبک زندگی مجله مشارکت کند.

اجرا کردن

خبرنگار اعزامی

Ex:

پوشش خبرنگار خارجی در مورد فاجعه طبیعی، بینش‌های ارزشمندی در مورد بحران بشردوستانه ارائه کرد.

columnist [اسم]
اجرا کردن

ستون‌‌نویس (روزنامه)

Ex: The columnist 's weekly column on technology reviews has a loyal following .

ستون هفتگی ستون‌نویس درباره بررسی‌های فناوری، دنبال‌کنندگان وفاداری دارد.

coverage [اسم]
اجرا کردن

پوشش (خبری)

Ex: The magazine ’s coverage of fashion trends was always up-to-date .

پوشش مجله از روندهای مد همیشه به روز بود.

editorial [اسم]
اجرا کردن

سرمقاله

Ex:

بخش سرمقاله روزنامه اغلب نویسندگان مهمان را به نمایش می‌گذارد.

journalism [اسم]
اجرا کردن

خبرنگاری

Ex: Journalism plays a crucial role in keeping the public informed .

روزنامه‌نگاری نقش حیاتی در آگاه نگه داشتن عموم ایفا می‌کند.

news agency [اسم]
اجرا کردن

خبرگزاری

Ex: The news agency is known for its reliable and fast news delivery .

خبرگزاری به دلیل تحویل اخبار قابل اعتماد و سریع شناخته شده است.

newsroom [اسم]
اجرا کردن

تحریریه

Ex: The intern was excited to land a position in the bustling newsroom of a major newspaper .

کارآموز از گرفتن موقعیت در اتاق خبر شلوغ یک روزنامه بزرگ هیجان زده بود.

press [اسم]
اجرا کردن

مطبوعات

Ex: After the announcement , the press was quick to report on the reactions .
readership [اسم]
اجرا کردن

مخاطب (روزنامه، مجله و غیره)

Ex: The online publication tracks readership metrics to assess the popularity of articles and topics .

انتشار آنلاین، معیارهای خوانندگان را برای ارزیابی محبوبیت مقالات و موضوعات ردیابی می‌کند.

tabloid [اسم]
اجرا کردن

روزنامه نیم‌قطع

Ex: The tabloid 's front page featured a shocking exposé about a politician 's personal life .

صفحه اول روزنامه زرد یک افشاگری تکان دهنده درباره زندگی شخصی یک سیاستمدار را منتشر کرده بود.

bulletin [اسم]
اجرا کردن

خبر کوتاه

Ex: The hospital posted a bulletin in the lobby with information about visiting hours .

بیمارستان یک بولتن در لابی با اطلاعات درباره ساعات ملاقات پست کرد.

circulation [اسم]
اجرا کردن

تیراژ

Ex: The magazine has a circulation of 200,000 .

مجله تیراژ 200,000 نسخه دارد.

reception [اسم]
اجرا کردن

سیگنال دریافتی

Ex: Her cellphone reception is much better when she ’s near the city center .

دریافت سیگنال تلفن همراه او وقتی نزدیک مرکز شهر است خیلی بهتر است.

antenna [اسم]
اجرا کردن

آنتن

Ex: The scientist adjusted the antenna to optimize the reception of data from the distant probe .

دانشمند آنتن را برای بهینه‌سازی دریافت داده‌ها از کاوشگر دور تنظیم کرد.

frequency [اسم]
اجرا کردن

فرکانس

Ex: The frequency of the sound waves determines the pitch of the sound .

فرکانس امواج صوتی زیر و بم صدا را تعیین می‌کند.

panel [اسم]
اجرا کردن

گروه کارشناسی

Ex: During the debate , the panel answered questions from the audience .

در طول مناظره، پنل به سوالات مخاطبان پاسخ داد.

اجرا کردن

نشست خبری

Ex: During the news conference , the spokesperson answered questions from the media .

در طول کنفرانس خبری، سخنگو به سوالات رسانه‌ها پاسخ داد.

prime time [اسم]
اجرا کردن

زمان اوج (بیشترین مخاطب تلویزیونی)

Ex: She enjoys watching her favorite game show every evening during prime time .

او از تماشای برنامه بازی مورد علاقه خود هر شب در زمان پربیننده لذت می‌برد.

pamphlet [اسم]
اجرا کردن

جزوه

Ex: Before the workshop , attendees received pamphlets outlining the agenda and topics to be covered during the session .

قبل از کارگاه، شرکت‌کنندگان بروشورهایی دریافت کردند که برنامه و موضوعاتی که در طول جلسه پوشش داده می‌شود را خلاصه می‌کرد.