واژگان ضروری برای TOEFL - خانه‌ها و ساختمان‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد خانه‌ها و ساختمان‌ها، مانند "زیرزمین"، "انبار"، "بتن" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
mansion [اسم]
اجرا کردن

عمارت

Ex: The old mansion has been converted into a boutique hotel .

عمارت قدیمی به یک هتل بوتیک تبدیل شده است.

lighthouse [اسم]
اجرا کردن

فانوس دریایی

Ex: The lighthouse stood as a symbol of resilience , weathering countless storms and centuries of maritime history .

فانوس دریایی به عنوان نمادی از استقامت ایستاده بود، طوفان‌های بی‌شمار و قرن‌هایی از تاریخ دریانوردی را پشت سر گذاشت.

skyscraper [اسم]
اجرا کردن

آسمان‌خراش

Ex: From the top of the skyscraper , you can see the entire city .

از بالای آسمانخراش، می‌توانید تمام شهر را ببینید.

warehouse [اسم]
اجرا کردن

انبار

Ex: The warehouse is strategically located near the port to facilitate easy shipping and receiving of goods .

انبار به صورت استراتژیک در نزدیکی بندر قرار دارد تا حمل و نقل و دریافت کالاها را آسان کند.

shelter [اسم]
اجرا کردن

پناهگاه

Ex: The park has shelters for picnics .
cellar [اسم]
اجرا کردن

زیرزمین

Ex: He installed a temperature control system in the cellar to keep his wine collection at the perfect temperature .

او یک سیستم کنترل دما در انبار زیرزمینی نصب کرد تا مجموعه شراب خود را در دمای مناسب نگه دارد.

landmark [اسم]
اجرا کردن

بنای تاریخی

Ex: The Taj Mahal in India , with its stunning white marble architecture , is a universally recognized landmark .

تاج‌محل در هند، با معماری خیره‌کننده‌ی مرمر سفیدش، یک نشانه جهانی شناخته‌شده است.

property [اسم]
اجرا کردن

ملک

Ex: Property values in the city have been steadily increasing due to high demand and limited supply .

ارزش ملک در شهر به دلیل تقاضای بالا و عرضه محدود به طور پیوسته در حال افزایش است.

shed [اسم]
اجرا کردن

سوله

Ex: During the storm , the family stored their bicycles in the backyard shed to keep them dry .

در طول طوفان، خانواده دوچرخه‌هایشان را در کلبه حیاط خلوت نگهداری کردند تا خشک بمانند.

tomb [اسم]
اجرا کردن

مقبره

Ex: Historians studied the artifacts found in the tomb for clues about the past .

تاریخ‌دانان آثار یافت شده در قبر را برای یافتن سرنخ‌هایی درباره گذشته مطالعه کردند.

column [اسم]
اجرا کردن

ستون

Ex: The architect designed the modern office building with sleek , minimalist columns .

معمار ساختمان اداری مدرن را با ستون‌های شیک و مینیمالیستی طراحی کرد.

structure [اسم]
اجرا کردن

بنا

Ex: The architect designed a sustainable structure using environmentally friendly materials .

معمار یک سازه پایدار را با استفاده از مواد دوستدار محیط زیست طراحی کرد.

اجرا کردن

ساختن

Ex: Architects designed the blueprint , and construction crews worked together to construct the modern skyscraper .

معماران طرح را طراحی کردند و تیم‌های ساختمانی برای ساختن آسمان‌خراش مدرن با هم همکاری کردند.

concrete [اسم]
اجرا کردن

بتن

Ex: They added rebar to the concrete for extra reinforcement .

آنها میلگرد را به بتن اضافه کردند تا مقاومت بیشتری داشته باشد.

floor plan [اسم]
اجرا کردن

نقشه ساختمان

Ex: A well-designed floor plan can make a small apartment feel much larger and more functional .

یک پلان طبقه خوب طراحی شده می‌تواند باعث شود یک آپارتمان کوچک بسیار بزرگ‌تر و کاربردی‌تر به نظر برسد.

exterior [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: Exterior lights were installed along the pathway for better visibility .

چراغ‌های خارجی در مسیر برای دید بهتر نصب شدند.

interior [صفت]
اجرا کردن

داخلی

Ex:

پانل‌های در داخلی با مواد عایق صدا پوشانده شده بودند.

rooftop [اسم]
اجرا کردن

پشت‌بام

Ex: He loves to relax on the rooftop with a book and a cup of coffee .

او دوست دارد با یک کتاب و یک فنجان قهوه روی پشت بام استراحت کند.

chimney [اسم]
اجرا کردن

دودکش

Ex: The chimney was cleaned before starting the fireplace .

دودکش قبل از روشن کردن شومینه تمیز شد.

aisle [اسم]
اجرا کردن

راهرو (بین صندلی‌ها)

Ex: They sat in the middle seats , so they had to get up and step into the aisle each time someone needed to pass by .

آنها در صندلی‌های وسط نشستند، بنابراین هر بار که کسی نیاز به عبور داشت، باید بلند می‌شدند و به راهرو می‌رفتند.

decor [اسم]
اجرا کردن

دکوراسیون

Ex: They chose a minimalist decor for their home to keep it simple and clean .

آنها یک دکور مینیمالیستی برای خانه‌شان انتخاب کردند تا آن را ساده و تمیز نگه دارند.

residential [صفت]
اجرا کردن

مسکونی

Ex: Residential streets are typically quieter and less congested than major thoroughfares .

خیابان‌های مسکونی معمولاً آرام‌تر و کم‌تر شلوغ هستند از شاهراه‌های اصلی.

spacious [صفت]
اجرا کردن

جادار

Ex: Their new house was spacious enough to accommodate their growing family comfortably .

خانه جدیدشان به اندازه کافی وسیع بود تا خانواده در حال رشدشان را به راحتی در خود جای دهد.

vacant [صفت]
اجرا کردن

خالی

Ex: The vacant house at the end of the street had been abandoned for years .

خانه خالی در انتهای خیابان سال‌ها رها شده بود.

abandoned [صفت]
اجرا کردن

متروکه

Ex: An abandoned suitcase lay in the empty station .

یک چمدان رها شده در ایستگاه خالی افتاده بود.

drain [اسم]
اجرا کردن

آبریز

Ex: A mesh screen was installed over the drain to catch debris and prevent it from entering the pipes .

یک صفحه توری روی زهکش نصب شد تا آشغال ها را بگیرد و از ورود آنها به لوله ها جلوگیری کند.

to collapse [فعل]
اجرا کردن

فرو ریختن

Ex: A gas explosion in the factory caused a section of the building to collapse .

انفجار گاز در کارخانه باعث فروریختن بخشی از ساختمان شد.

decorator [اسم]
اجرا کردن

طراح داخلی

Ex: A skilled decorator can transform a room entirely with color and texture .