مشاوره
فرایند مشاوره شامل گوش دادن فعال، همدلی و حل مسئله مشارکتی برای رسیدگی به نگرانیهای مشتریان میشود.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد پیشنهادات و قوانین، مانند "مشورت کردن"، "اصرار کردن"، "سررسید" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مشاوره
فرایند مشاوره شامل گوش دادن فعال، همدلی و حل مسئله مشارکتی برای رسیدگی به نگرانیهای مشتریان میشود.
مشاور
با پیشینه مالی خود، سارا به یک مشاور پرطرفدار تبدیل شد که به مشتریان در استراتژیهای سرمایهگذاری و برنامهریزی مالی متناسب با اهدافشان کمک میکند.
مشورت کردن
قبل از پذیرفتن پیشنهاد کار، با خانوادهام مشورت کردم تا نظرشان را بگیرم.
طرح
او یک پیشنهاد برای یک استراتژی بازاریابی جدید ارائه داد.
به چالش کشیدن
مدیر به چالش میکشد کارکنان را برای ارائه ایدههای نوآورانه.
مطرح کردن
او پیشنهاد تعویق جلسه را مطرح کرد.
عمل کردن (به نصیحت و...)
برای حفظ آگاهی زیستمحیطی، او تصمیم گرفت بر اساس شیوههای زندگی پایدار عمل کند.
شدیداً توصیه کردن
منتور بر اصرار به پشتکار در پیگیری اهداف شخصی و حرفهای علیرغم شکستها تأکید کرد.
متناوباً
شما میتوانید محصول را به صورت آنلاین خریداری کنید، یا به عنوان گزینه دیگر، به صورت حضوری از فروشگاه دیدن کنید.
بازخورد
من از بازخورد شما در مورد پیشنهادم قدردانی میکنم؛ این به من کمک میکند تا آن را اصلاح کنم.
راهنمایی
رهبر معنوی راهنمایی را به اعضای جامعه ارائه داد، در زمانهای بحران خرد و حمایت فراهم کرد.
به صورت ضمنی اشاره کردن
او با اشاره به دسرهای خوشمزهاش، به طور ظریف اشاره کرد که برای شام یک رستوران خاص را ترجیح میدهد.
مربیگری کردن
به عنوان بخشی از برنامه کارآموزی، کارمندان ارشد داوطلب شدند تا به عنوان منتور برای تازهواردان در فرهنگ و رویههای شرکت عمل کنند.
درس اخلاق دادن
معلم به دانشآموزان هشدار داد که در مورد باورهای سیاسی خود در خلال بحثهای کلاسی موعظه نکنند و بر اهمیت گفتگوی محترمانه تأکید کرد.
موعد (پرداخت، انجام کاری و...)
او متوجه شد که پرداخت کارت اعتباریش سررسید شده و سریعاً انتقال را انجام داد.
اجازه دادن
او به فرزندانش اجازه نداد فیلم را تماشا کنند زیرا درجهبندی R داشت.
وظیفه
امضای اجاره نامه یک تعهد قانونی برای پرداخت به موقع اجاره بها هر ماه برای آنها ایجاد کرد.
ممنوع
عشق ممنوع بین دو عاشق نگونبخت به تراژدی انجامید.
اجباری
شرکت در یک دوره زبان برای دانشجویان در سال اول دانشگاه اجباری است.
تحمیل کردن
رئیس تصمیم گرفت یک مهلت تحمیل کند، فشار بر تیم برای تکمیل سریع پروژه.
رهنمود
با رعایت دستورالعملهای ایمنی، کارگران ساختمانی در محل کار کلاه ایمنی و جلیقههای ایمنی پوشیدند.
قانون
صنعت هواپیمایی مشمول مقررات سختگیرانه در مورد ایمنی و امنیت مسافران است.
محدودیت
محدودیت مدرسه در استفاده از تلفنهای همراه در ساعات کلاس با هدف به حداقل رساندن حواسپرتیها بود.
منع کردن
قانون جدید منع میکند فروش الکل در فاصله 500 متری از مدارس و اماکن مذهبی.
رعایت کردن
مدرسه به شدت رعایت میکند سیاستهای ضد قلدری را برای ایجاد یک محیط یادگیری امن و فراگیر برای دانشآموزان.
سختگیری
سختگیری والدین در بین خانوادهها متفاوت بود و بر رفتار و رشد کودکان تأثیر گذاشت.
نیاز
یادگیری ارتباط موثر یک ضرورت برای ایجاد روابط قوی در هر دو محیط شخصی و حرفهای است.
تعهد
سازمان تعهد خود را به پایداری محیط زیست با کاهش ردپای کربن نشان داد.
پیروی (از قانون و غیره)
انطباق با استانداردهای بینالمللی به محصولات اجازه میدهد تا در سطح جهانی صادر و فروخته شوند.
نقض کردن
معترضان به دلیل تخطی از شرایط مجوز تجمع خود دستگیر شدند.