واژگان ضروری برای TOEFL - غذا و رستوران
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد غذا و رستوران را یاد خواهید گرفت، مانند "تلخ"، "شام"، "هم زدن" و غیره که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the specific taste that a type of food or drink has

مزه, طعم
او مقداری ادویه اضافه کرد تا طعم کاری را بهبود بخشد.
having a sharp acidic taste like lemon

ترش
او از طعم ترش میوه متعجب شد.
having a strong taste that is unpleasant and not sweet

تلخ
او در برابر داروی تلخ صورت در هم کشید، بلع آن را دشوار یافت.
(of food, particularly cake and bread) not fresh anymore, due to exposure to air or prolonged storage

بیات, مانده
او متوجه شد که کراکرهای داخل انباری بیات شدهاند و تردی معمول خود را از دست دادهاند.
(of food) having a firm, dry texture that makes a sharp, crunching sound when broken or bitten

ترد, برشته
او از بافت ترد مرغ سوخاری، با پوشش طلایی-قهوهای آن لذت برد.
(of food) having large pieces

با تکههای درشت
او گواکامولی خود را تکهتکه ترجیح میدهد، با تکههای بزرگ آووکادو و گوجهفرنگی.
a dish that consists of eggs mixed together and cooked in a frying pan

املت
او برای ناهار یک املت ژامبون و پنیر با سیبزمینی سرخ شده ترد سفارش داد.
a loaf of bread that is narrow and long

نان باگت
دستور غذا خواستار برش دادن باگت به قطعات و تست کردن آنها برای کروستینی بود.
a layer of food that is spread over the top of a dish to make it taste or look better

روکش, لایه رویی
بستنی تاپینگ شکلاتی داشت.
a meal eaten in the evening, typically lighter than dinner and often the last meal of the day

شام سبک
کافه مجموعهای از سوپها و ساندویچها را برای کسانی که به دنبال یک گزینه سریع برای شام هستند ارائه میدهد.
a small dish that is eaten before the main part of a meal

پیشغذا, اشتهاآور
رستوران یک پیش غذا رایگان از زیتون و نان چوبی در حالی که منتظر غذای اصلی بودیم ارائه داد.
(of a restaurant, store, etc.) providing customers with the chance to serve themselves and then pay for it

سلفسرویس
ما از راحتی کیوسکهای خودخدمت در فرودگاه برای چک-این سریع لذت بردیم.
a meal with many dishes from which people serve themselves at a table and then eat elsewhere

بوفه
میهمانان از بوفه غذای دریایی لذت بردند که شامل صدف تازه، میگو و پاهای خرچنگ بود.
a meal bought from a restaurant or store to be eaten somewhere else

غذای بیرونبر
غذای بیرونبر در کمتر از 30 دقیقه مستقیماً به درب خانه ما تحویل داده شد.
an extra amount of food that is served with the main course, such as salad

مخلفات
پوره سیب زمینی یک غذای جانبی کلاسیک در بسیاری از وعده های غذایی است.
a meal served late in the morning, as a combination of breakfast and lunch

چاشت
برانچ اغلب در تعطیلات آخر هفته به آرامی لذت برده میشود، که به دوستان و خانواده اجازه میدهد دور هم جمع شوند و در یک وعده غذایی آرام اجتماعی کنند.
an amount of food served to one person

پرس (غذا)
پرسهای رستوران به اندازهای بزرگ بودند که بین دو نفر قابل تقسیم باشند.
pleasing or agreeable to the sense of taste

خوشطعم
او از طعمهای خوشمزه بره پوشیده از گیاهان لذت برد، که به طور کامل برای خوشحال کردن جوانههای چشایی او ادویهدار شده بود.
a method or style of cooking that is specific to a country or region

سبک آشپزی
او یک کلاس آشپزی گرفت تا تکنیکهای آشپزی فرانسوی را یاد بگیرد و غذاهای کلاسیک درست کند.
to repeatedly mix something using a spoon, fork, etc.

هم زدن, مخلوط کردن
او مجبور بود خمیر را برای چند دقیقه هم بزند تا همه گلولهها از بین بروند.
to move a spoon, etc. around in a liquid or other substance to completely mix it

هم زدن
همینطور که آشپز خمیر را هم میزد، آشپزخانه پر از عطر کلوچههای تازه شد.
a sour liquid that is commonly used in cooking, cleaning, or to preserve food

سرکه
آنها از سرکه برای ترشی انداختن خیارها استفاده کردند و آنها را به ترشیهای ترد و تند خانگی تبدیل کردند.
a plant with seeds, leaves, or flowers used for cooking or medicine, such as mint and parsley

سبزی, گیاه چاشنی یا دارویی
نعناع یک گیاه خنک کننده است که به خوبی با میوه ها، سالادها و نوشیدنی ها ترکیب می شود.
the red or green fruit of a particular type of pepper plant, used in cooking for its hot taste

فلفل
a long and thin vegetable with dark green skin

کدوسبز
کدو سبز با سایر سبزیجات برای یک ترکیب خوشمزه و رنگارنگ کباب شد.
milk from which almost all the fat content has been removed

شیر بدونچربی
دستور تهیه به جای شیر کامل، شیر بدون چربی را برای تهیه دسر سبک تر درخواست کرده بود.
a type of food similar to butter, made from vegetable oils or animal fats

کره گیاهی, مارگارین
آنها تصمیم گرفتند به جای کره از مارگارین برای گزینهای سالمتر در آشپزی خود استفاده کنند.
food made from grain, eaten with milk particularly in the morning

غلات صبحانه
فروشگاه مواد غذایی انواع مختلفی از غلات دارد، از گزینههای شیرین گرفته تا انتخابهای غلات کامل و ارگانیک.
a drink that is not water

نوشیدنی
کافهخانه انتخاب گستردهای از نوشیدنیها را ارائه میدهد، از جمله قهوه، چای، اسموتیها و آبمیوههای تازه فشرده شده.
an alcoholic drink made by mixing several drinks together

کوکتل
بارتندر یک کوکتل امضا برای منو تهیه کرد که شامل نوشیدنیهای محلی و گیاهان تازه بود.
a type of fizzy water that can be mixed with other drinks such as gin or vodka

آب تونیک (نوعی نوشابه گازدار)
او از ودکای خود با مقداری تونیک برای یک نوشیدنی سبک و گازدار لذت برد.
(of drinks) containing bubbles or carbonation

گازدار, کفدار
او لیوانهایی از سیدر گازدار ریخت تا این مناسبت خاص را جشن بگیرد.
(of a drink) not having bubbles in it

بدون گاز, بیگاز
او برای خود یک لیوان آب سیب بدون گاز ریخت تا همراه صبحانهاش باشد.
(of a fizzy drink) not having bubbles anymore

بدونگاز (برای یک نوشیدنی که قبلاً گاز داشته)
او یک جرعه از کولا تخت خود نوشید و اخم کرد.
(particularly of alcoholic drinks) not mixed with anything

خالص (نوشیدنی الکلی)
او یک جین خالص سفارش داد، همانطور که همیشه انجام میدهد.
to drink a liquid by taking a small amount each time

جرعهجرعه نوشیدن, مزهمزه کردن
کودک با احتیاط شکلات داغ را جرعه جرعه نوشید تا از سوختن زبانش جلوگیری کند.
a small tool with a pointy spiral metal for pulling out corks from bottles

دربازکن (بطری)
سبد پیک نیک کاملاً مجهز به بشقاب، دستمال و یک دربازکن برای بطری شراب قرمزی بود که آورده بودند.