واژگان ضروری برای TOEFL - قلمرو حیوانات
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره قلمرو حیوانات، مانند "خزنده"، "جوندگان"، "جانور" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
any living thing that is able to move on its own, such as an animal, fish, etc.

جانور, موجود
کاشفان از تنوع موجوداتی که در اعماق اقیانوس با آنها مواجه شدند، از ماهیهای رنگارنگ تا اختاپوسهای گریزان، شگفتزده شدند.
all wild animals, considered as a whole, living in the natural environment

حیاتوحش
تلاشهای حفاظتی برای محافظت از حیات وحش در معرض خطر مهم هستند.
a group that animals, plants, etc. of the same type which are capable of producing healthy offspring with each other are divided into

گونه
فیل آفریقایی و فیل آسیایی دو گونه متفاوت از فیل هستند.
the place or area in which certain animals, birds, or plants naturally exist, lives, and grows

زیستگاه, محل سکونت
زیستگاه پاندا جنگلهای بامبو کوهستانی چین است.
an animal, usually a wild or dangerous one

حیوان (وحشی)
شکارچیان از جانوری که در سایهها کمین کرده بود میترسیدند.
a class of animals to which humans, cows, lions, etc. belong, have warm blood, fur or hair and typically produce milk to feed their young

پستاندار
کوآلاها کیسهدار هستند، نوعی از پستانداران که منحصر به استرالیا است.
any small mammal with a pair of strong front teeth, such as mice, hamsters, rats, etc.

جونده
موشها، نوع دیگری از جوندگان، به دلیل هوش و توانایی سازگاری با محیطهای متنوع شناخته شدهاند.
any cold-blooded animal with the ability to live both on land and in water, such as toads, frogs, etc.

دوزیست
سمندرها دوزیستان هستند که بدنی باریک و دمی بلند دارند و اغلب در نزدیکی زیستگاههای آب شیرین یافت میشوند.
a class of animals to which crocodiles, lizards, etc. belong, characterized by having cold blood and scaly skin

خزنده
تمساحها یکی از خطرناکترین گونههای خزندگان در طبیعت هستند.
describing an animal that its body temperature changes depending on the temperature of its surroundings

خونسرد (حیوان)
لاکپشتها، به عنوان موجوداتی خونسرد، برای تنظیم دمای بدن خود به محیطهای گرم متکی هستند.
any mammalian animal that belongs to the same group as humans, such as monkeys, apes, lemurs, etc.

نخستیسان (جانورشناسی), نخستی
a tailless animal similar to a monkey, such as chimpanzees and gorillas

میمون انساننما
محققان رفتارهای اجتماعی میمونها را در زیستگاه طبیعی آنها مشاهده کردند.
a toxic substance produced and secreted by certain animals, typically used for defense or hunting

زهر (حیوان)
زهر عنکبوت میتواند باعث درد و تورم شود.
(of an animal or insect) to pierce the skin of another animal or a human, typically injecting poison, either in self-defense or while preying

نیش زدن
پشهها از نیش خود برای گزیدن و تغذیه از خون میزبانان خود استفاده میکنند.
to blend in with the surroundings to avoid being seen or detected

استتار کردن, مخفی کردن
برخی حشرات با تقلید از ظاهر شاخهها یا برگها استتار میکنند.
(of an animal) to have sex and give birth to young

تولیدمثل کردن
سگ ما اخیراً با سگ همسایه جفتگیری کرده است و حالا منتظر تولهها هستیم.
(of a bird, insect, fish, etc.) to produce eggs

تخم گذاشتن
هر سال، لاکپشت دریایی به همان ساحل برمیگردد تا تخمهایش را در شن بگذارد.
the partner of an animal, especially for reproduction

جفت
پنگوئنها اغلب در هر فصل تولیدمثل همان همسر را انتخاب میکنند.
the hidden place where a wild predatory animal lives

لانه (حیوانات وحشی), کنام
روباهها در زمین لانه میکنند یا از لانههای موجود دوباره استفاده میکنند تا فرزندان خود را بزرگ کنند و از شکارچیان پناه بگیرند.
a group of birds of the same type, flying and feeding together

دسته پرندگان
همانطور که خورشید غروب میکرد، گله فلامینگوها در لبه آب جمع شدند، پرهای رنگارنگشان رنگ صورتی بر روی مرداب انداخت.
a group of animals, such as cows, sheep, etc. that are from the same species, which move and feed together

گله
یک گله بزرگ از فیلها از میان ساوانا حرکت کردند.
a group of animals of the same type hunting or living together, particularly wolves

گله, گروه
سگهای وحشی آفریقایی یک گروه منسجم تشکیل دادند، که با همکاری هم طعمههای بزرگ را شکار میکنند.
an animal's foot that typically has a combination of nails, claws, fur, and pads

پنجه
پنجههای گلی سگ بعد از بازی در بیرون ردهایی روی کف آشپزخانه باقی گذاشت.
a sharp and curved nail on the toe of an animal or a bird

پنجه, چنگ
چنگالهای عقاب محکم به شاخه چسبیده بود.
the hard or pointed part of a bird's mouth

منقار, نوک
نوک تیز عقاب به او در پاره کردن طعمه کمک کرد.
to change wild animals or plants for human use or cultivation

اهلی کردن, رام کردن
تمدنهای باستانی گیاهانی مانند گندم و برنج را اهلی کردند و آنها را به محصولات اصلی کشاورزی تبدیل کردند.
(of an animal, plant, etc.) not having any living members, either due to natural causes, environmental changes, or human activity

منقرضشده
دانشمندان بیوقفه کار میکنند تا از انقراض گونههای بیشتر با مطالعه و حفاظت از حیوانات در معرض خطر و زیستگاههایشان جلوگیری کنند.
(of fish, birds, or other animals) to move to different geographic areas according to seasons in order to breed, find food, or escape harsh environmental conditions

مهاجرت کردن, کوچ کردن
پرندگان هر زمستان به دنبال آب و هوای گرمتر به سمت جنوب مهاجرت میکنند.
a doctor who is trained to treat animals

دامپزشک
دامپزشک سگ زخمی را معاینه کرد و درمان مناسب را انجام داد.
