واژگان ضروری برای TOEFL - قلمرو حیوانات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره قلمرو حیوانات، مانند "خزنده"، "جوندگان"، "جانور" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
creature [اسم]
اجرا کردن

جانور

Ex: Biologists study the behavior and ecology of creatures in their natural habitats to better understand their roles in ecosystems and inform conservation efforts .

زیست‌شناسان رفتار و بوم‌شناسی موجودات را در زیستگاه‌های طبیعی‌شان مطالعه می‌کنند تا نقش آن‌ها در اکوسیستم‌ها را بهتر درک کنند و تلاش‌های حفاظتی را آگاه سازند.

wildlife [اسم]
اجرا کردن

حیات‌وحش

Ex: He enjoys watching wildlife documentaries in his spare time .

او از تماشای مستندهای حیات وحش در وقت آزاد خود لذت می‌برد.

species [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: The domestic dog is a species of the genus Canis that has been selectively bred by humans for thousands of years .

سگ خانگی یک گونه از سرده Canis است که برای هزاران سال توسط انسان‌ها به صورت انتخابی پرورش داده شده است.

habitat [اسم]
اجرا کردن

زیستگاه

Ex: Wetlands serve as a critical habitat for migrating birds .

تالاب‌ها به عنوان زیستگاه حیاتی برای پرندگان مهاجر عمل می‌کنند.

beast [اسم]
اجرا کردن

حیوان (وحشی)

Ex: The beast ’s sharp claws tore through the thick foliage .

چنگال‌های تیز جانور از میان شاخ و برگ انبوه عبور کرد.

mammal [اسم]
اجرا کردن

پستاندار

Ex: Whales , dolphins , and porpoises are all examples of marine mammals .

نهنگ‌ها، دلفین‌ها و گرازهای دریایی همگی نمونه‌هایی از پستانداران دریایی هستند.

rodent [اسم]
اجرا کردن

جونده

Ex: Guinea pigs , while resembling rodents , are actually classified in a separate family known as cavies .

خوکچه‌های هندی، هرچند شبیه به جوندگان هستند، در واقع در خانواده‌ای جداگانه به نام کاوی‌ها طبقه‌بندی می‌شوند.

amphibian [اسم]
اجرا کردن

دوزیست

Ex: Newts are small , brightly colored amphibians that typically inhabit ponds and streams , where they breed and lay eggs .

سمندرها دوزیستان کوچک و رنگارنگی هستند که معمولاً در برکه‌ها و نهرها زندگی می‌کنند، جایی که تولید مثل کرده و تخم می‌گذارند.

reptile [اسم]
اجرا کردن

خزنده

Ex: The reptile crawled slowly across the sunlit rock , soaking up warmth .

خزنده به آرامی روی صخره آفتاب‌گیر خزید، گرما را جذب می‌کرد.

اجرا کردن

خونسرد (حیوان)

Ex: Hibernate during colder months , frogs , cold-blooded amphibians , conserve energy .

قورباغه‌ها، دوزیستان خونسرد، با خواب زمستانی در ماه‌های سردتر انرژی ذخیره می‌کنند.

primate [اسم]
اجرا کردن

نخستی‌سان (جانورشناسی)

ape [اسم]
اجرا کردن

میمون انسان‌نما

Ex: Young apes learn essential survival skills by watching and imitating older members of their group .

میمون‌های جوان با مشاهده و تقلید از اعضای مسن‌تر گروه خود، مهارت‌های ضروری بقا را یاد می‌گیرند.

venom [اسم]
اجرا کردن

زهر (حیوان)

Ex: The bite delivered a potent venom .
to sting [فعل]
اجرا کردن

نیش زدن

Ex: The hornet stung the intruder repeatedly to defend its nest .

زنبور مهاجم را بارها نیش زد تا از لانه‌اش دفاع کند.

اجرا کردن

استتار کردن

Ex: The lizard camouflages itself by changing its skin color .

مارمولک با تغییر رنگ پوست خود استتار می‌کند.

to breed [فعل]
اجرا کردن

تولیدمثل کردن

Ex: These rabbits are known for breeding rapidly , so be prepared for more babies soon .

این خرگوش‌ها به دلیل تولید مثل سریع معروف هستند، بنابراین برای بچه‌های بیشتر به زودی آماده باشید.

to lay [فعل]
اجرا کردن

تخم گذاشتن

Ex: The salmon swim upstream to their spawning grounds to lay their eggs in the gravel .

ماهی سالمون به سمت بالا دست رودخانه به سمت محل تخم‌گذاری خود شنا می‌کند تا تخم‌های خود را در شن بگذارد.

mate [اسم]
اجرا کردن

جفت

Ex: The bird pairs with a single mate for life .
cub [اسم]
اجرا کردن

توله (شیر، خرس و...)

den [اسم]
اجرا کردن

لانه (حیوانات وحشی)

Ex:

گرگ‌ها از لانه برای پناه دادن به توله‌هایشان و به عنوان محل استراحت بین سفرهای شکار استفاده می‌کنند، که اغلب در پوشش گیاهی متراکم یا برآمدگی‌های سنگی قرار دارند.

flock [اسم]
اجرا کردن

دسته پرندگان

Ex: The flock of seagulls squawked and screeched as they fought over scraps of food along the shoreline .

گله مرغان دریایی جیغ و داد می‌کردند در حالی که بر سر تکه‌های غذا در کنار ساحل می‌جنگیدند.

herd [اسم]
اجرا کردن

گله

Ex: The zookeeper watched as the herd of giraffes wandered through the enclosure .

نگهبان باغ وحش تماشا می‌کرد که گله زرافه‌ها در محوطه می‌چرخید.

pack [اسم]
اجرا کردن

گله

Ex: The alpha male led the pack of hyenas , ensuring they maintained their dominance over other predators .

نر آلفا گله کفتارها را رهبری می‌کرد، مطمئن می‌شد که برتری خود را بر سایر شکارچیان حفظ کنند.

paw [اسم]
اجرا کردن

پنجه

Ex: The bear used its powerful paws to break open the beehive and access the honey inside .

خرس از پنجه‌های قدرتمند خود برای شکستن کندو و دسترسی به عسل داخل آن استفاده کرد.

claw [اسم]
اجرا کردن

پنجه

Ex: The bear ’s claws left deep marks in the bark of the tree .

چنگال‌های خرس روی پوست درخت جای عمیقی گذاشت.

beak [اسم]
اجرا کردن

منقار

Ex: The duck dipped its beak into the water to search for food .

اردک نوک خود را در آب فرو برد تا غذا پیدا کند.

call [اسم]
اجرا کردن

آواز (پرنده)

اجرا کردن

اهلی کردن

Ex: The process of domesticating horses revolutionized transportation and agriculture .

فرایند اهلی کردن اسب‌ها تحولی در حمل و نقل و کشاورزی ایجاد کرد.

extinct [صفت]
اجرا کردن

منقرض‌شده

Ex:

انقراض برخی از گونه‌های کلیدی می‌تواند اثرات آبشاری بر کل اکوسیستم‌ها داشته باشد.

to migrate [فعل]
اجرا کردن

مهاجرت کردن

Ex: Arctic foxes migrate seasonally across the tundra in search of food .

روباه‌های قطبی به دنبال غذا در طول توندرا مهاجرت فصلی می‌کنند.

اجرا کردن

دامپزشک

Ex: The veterinarian counseled the pet owner on proper nutrition and exercise for their dog .

دامپزشک به صاحب حیوان خانگی در مورد تغذیه و ورزش مناسب برای سگشان مشاوره داد.