واژگان ضروری برای TOEFL - Geography

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد جغرافیا، مانند "حاره ای"، "تپه ای"، "شیب" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون تافل لازم است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
geology [اسم]
اجرا کردن

زمین‌شناسی

Ex: Understanding the principles of geology helps predict earthquakes and volcanic eruptions .

درک اصول زمین‌شناسی به پیش‌بینی زمین‌لرزه‌ها و فوران‌های آتشفشانی کمک می‌کند.

hemisphere [اسم]
اجرا کردن

نیمکره

Ex:

نیمکره شمالی شامل بیشتر اروپا، آمریکای شمالی و آسیا می‌شود.

altitude [اسم]
اجرا کردن

ارتفاع (جغرافیا)

Ex: The city 's altitude affects its climate , with cooler temperatures at higher elevations .

ارتفاع شهر بر آب و هوای آن تأثیر می‌گذارد، با دمای خنک‌تر در ارتفاعات بالاتر.

longitude [اسم]
اجرا کردن

طول جغرافیایی

Ex: Geographic information systems ( GIS ) rely on longitude and latitude coordinates for mapping .

سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای نقشه‌برداری به مختصات طول جغرافیایی و عرض جغرافیایی متکی هستند.

tropic [اسم]
اجرا کردن

مدار (رأس‌السرطان یا رأس‌الجدی)

tropical [صفت]
اجرا کردن

استوایی

Ex:

طوفان‌های گرمسیری، مانند طوفان‌ها و توفان‌ها، می‌توانند باران‌های سنگین و بادهای شدید به همراه داشته باشند.

horizon [اسم]
اجرا کردن

افق

Ex: The plane disappeared over the horizon as it flew toward its destination .

هواپیما در حالی که به سمت مقصد خود پرواز می‌کرد، از روی افق ناپدید شد.

peninsula [اسم]
اجرا کردن

شبه‌جزیره

Ex: The Scandinavian Peninsula is one of the largest peninsulas in Europe , comprising Norway and Sweden .

شبه‌جزیره اسکاندیناوی یکی از بزرگ‌ترین شبه‌جزیره‌های اروپا است که شامل نروژ و سوئد می‌شود.

highland [اسم]
اجرا کردن

کوهسار

Ex: The Tibetan Plateau is known as the " Roof of the World , " a vast highland with towering peaks and expansive plateaus .

فلات تبت به عنوان "بام جهان" شناخته می‌شود، یک سرزمین مرتفع وسیع با قله‌های بلند و فلات‌های گسترده.

inland [صفت]
اجرا کردن

دور از دریا

Ex: The inland cities rely on rivers for freshwater supply .

شهرهای دور از ساحل برای تأمین آب شیرین به رودخانه‌ها وابسته هستند.

hilly [صفت]
اجرا کردن

ناهموار

Ex: The area is known for its hilly paths and scenic overlooks .

این منطقه به خاطر مسیرهای تپه‌ای و چشم‌اندازهای زیبایش معروف است.

terrain [اسم]
اجرا کردن

ناهمواری

Ex: The diverse terrain of the national park attracted outdoor enthusiasts seeking adventure , from dense forests to rocky cliffs and serene lakes .

زمین‌چهره متنوع پارک ملی، علاقه‌مندان به طبیعت را که در جستجوی ماجراجویی بودند، از جنگل‌های انبوه تا صخره‌های سنگی و دریاچه‌های آرام، جذب کرد.

slope [اسم]
اجرا کردن

شیب کوه یا تپه

Ex: The slope offered a panoramic view of the valley .
pole [اسم]
اجرا کردن

قطب

Ex:

ایستگاه‌های تحقیقات علمی در هر دو قطب، شمال و جنوب، برای مطالعه آب و هوا، حیات وحش و شرایط جوی تأسیس شده‌اند.

ravine [اسم]
اجرا کردن

دره تنگ و عمیق

Ex: Over time , the ravine has become a habitat for a variety of plant and animal species adapted to its unique microclimate .

با گذشت زمان، دره به زیستگاهی برای انواع گونه‌های گیاهی و جانوری که با میکرواقلیم منحصر به فرد آن سازگار شده‌اند، تبدیل شده است.

branch [اسم]
اجرا کردن

ریزابه

Ex: We followed the narrow branch of the river until it led us to a secluded , picturesque waterfall .

ما شاخه باریک رودخانه را دنبال کردیم تا اینکه ما را به یک آبشار دنج و خوش‌منظر رساند.

current [اسم]
اجرا کردن

جریان (آب)

Ex: The river 's current was too strong for them to swim against safely .

جریان رودخانه برای شنا کردن در خلاف جهت آن به صورت ایمن بسیار قوی بود.

tide [اسم]
اجرا کردن

جزر و مد

Ex:

جزر و مد بالا می‌تواند مناطق ساحلی کم ارتفاع را غرقاب کند، منجر به آبگرفتگی موقت زمین شود.

gulf [اسم]
اجرا کردن

خلیج

Ex: The gulf stream affects the climate of much of Western Europe .

گلف استریم بر آب و هوای بخش زیادی از اروپای غربی تأثیر می‌گذارد.

coastal [صفت]
اجرا کردن

ساحلی

Ex:

اکوسیستم‌های ساحلی مانند مانگروها و مرداب‌های نمکی زیستگاه حیاتی فراهم می‌کنند و در برابر فرسایش محافظت می‌کنند.

crater [اسم]
اجرا کردن

دهانه آتشفشان

Ex: The scientists descended into the volcano 's crater to collect samples of lava and gases .

دانشمندان به داخل دهانه آتشفشان پایین رفتند تا نمونه‌هایی از گدازه و گازها جمع‌آوری کنند.

lava [اسم]
اجرا کردن

گدازه آتش‌فشانی

Ex: The island was formed by lava that had erupted and solidified over millions of years .

جزیره توسط گدازه‌ای تشکیل شد که طی میلیون‌ها سال فوران کرده و سخت شده بود.

iceberg [اسم]
اجرا کردن

کوه یخ (شناور در آب)

Ex: Satellite imagery revealed a massive iceberg breaking off from Antarctica .

تصاویر ماهواره‌ای یک کوه یخ عظیم را نشان داد که از قطب جنوب جدا شده است.

glacier [اسم]
اجرا کردن

یخچال طبیعی

Ex:

او منابع انرژی تجدیدپذیر را به سوخت‌های فسیلی ترجیح می‌دهد.

canyon [اسم]
اجرا کردن

ژرف‌دره

Ex: He took a photo of the sunset over the canyon .

او از غروب آفتاب بر فراز دره عکس گرفت.

reef [اسم]
اجرا کردن

صخره (مرجانی و...)

coral reef [اسم]
اجرا کردن

صخره مرجانی

Ex: Scientists are studying ways to protect coral reefs from bleaching .

دانشمندان در حال مطالعه راه‌هایی برای محافظت از صخره‌های مرجانی در برابر سفیدشدگی هستند.

pond [اسم]
اجرا کردن

آبگیر

Ex: The pond provided a habitat for frogs , turtles , and various aquatic plants , supporting a diverse ecosystem .

حوضچه زیستگاهی برای قورباغه‌ها، لاک‌پشت‌ها و گیاهان آبزی مختلف فراهم می‌کرد و از یک اکوسیستم متنوع پشتیبانی می‌کرد.

marine [صفت]
اجرا کردن

دریایی

Ex: Marine pollution , caused by plastic waste and oil spills , threatens the health of ocean ecosystems .

آلودگی دریایی، ناشی از زباله‌های پلاستیکی و نشت نفت، سلامت اکوسیستم‌های اقیانوسی را تهدید می‌کند.

peak [اسم]
اجرا کردن

قله

Ex: The snow-covered peak stood majestically against the clear blue sky .

قله پوشیده از برف با شکوه در برابر آسمان آبی صاف ایستاده بود.