واژگان ضروری برای TOEFL - جغرافیا
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد جغرافیا، مانند "حاره ای"، "تپه ای"، "شیب" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون تافل لازم است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a field of science that studies the structure of the earth and its history

زمینشناسی
مطالعه زمینشناسی تاریخ سیاره ما را از تشکیل قارهها تا تکامل زندگی آشکار میکند.
one of the two halves of the Earth, separated by the equator or a meridian

نیمکره
نیمکره جنوبی زمین محل زندگی قطب جنوب است.
the distance between an object or point and sea level

ارتفاع (جغرافیا)
روستا در ارتفاع 1200 متری در دامنه کوه ها قرار دارد.
an imaginary horizontal circle around the Earth parallel to the equator, used to measure north-south position

عرض جغرافیایی
نقشهها خطوط عرض جغرافیایی را در فواصل 10 درجه نشان میدهند.
the distance of a point east or west of the meridian at Greenwich that is measured in degrees

طول جغرافیایی
طول جغرافیایی شهر نیویورک تقریباً 74 درجه غربی است.
either of the two imaginary lines around the Earth located about 23° north and south of the equator

مدار (رأسالسرطان یا رأسالجدی)
کشتی در طول سفر خود نزدیک به مدار حرکت کرد.
associated with or characteristic of the tropics, regions of the Earth near the equator known for their warm climate and lush vegetation

استوایی, گرمسیری
آب و هوای گرمسیری هاوایی امکان رشد میوههای عجیب و غریب مانند آناناس و موز را فراهم میکند.
the line where the sky and earth seem to come in contact with each other

افق
از بالای کوه، آنها میتوانستند خط افق شهر را در افق ببینند.
a hypothetical line around the Earth that divides it into Northern and Southern hemispheres

خط استوا
بسیاری از جنگلهای بارانی در نزدیکی خط استوا قرار دارند.
a large body of land that is partially surrounded by water but is attached to a larger area of land

شبهجزیره
شبهجزیره فلوریدا به خاطر آب و هوای گرم، سواحل زیبا و حیات وحش متنوعش معروف است.
land with mountains or hills

کوهسار, تپهسار
ارتفاعات اغلب با آب و هوای خنک تر و گیاهان و جانوران منحصر به فردی که به ارتفاعات بالاتر عادت کرده اند، مشخص می شوند.
located away from the coast

دور از دریا, مرکزی، در مرکز کشور
دشتهای داخلی به دلیل خاک حاصلخیز برای کشاورزی ایدهآل هستند.
having many hills

ناهموار, پر از پستیوبلندی
جاده باریک و تپهای بود، که رانندگی را دشوار میکرد.
an area of land, particularly in reference to its physical or natural features

ناهمواری, زمین
استراتژیستهای نظامی زمینشناسی را به دقت مطالعه کردند تا بهترین روش برای پیشروی نیروهای خود در میدان نبرد را تعیین کنند.
a raised landform, hill, or incline

شیب کوه یا تپه
برف شیب کوه را پوشاند.
the most northern or most southern points of the earth that are joined by its axis of rotation

قطب
کاشفان مدتهاست که مجذوب قطب جنوب شدهاند، که در قاره قطب جنوب واقع شده و به دلیل سرمای شدید و شرایط سخت آن معروف است.
a deep narrow valley with steep sides, usually worn by a stream

دره تنگ و عمیق, آبکند
در طول بارانهای شدید، دره به سرعت از آب جاری پر میشود و جریان قدرتمندی ایجاد میکند که عمیقتر در منظر حفاری میکند.
a smaller part of a river that is separated from the main and larger part

ریزابه, شاخه
ماهیگیران شاخه رودخانه را ترجیح دادند، جایی که آب آرامتر بود و پر از ماهی.
the flow or movement of water or a liquid in a specific direction

جریان (آب)
جریان گرم اقیانوسی بر آب و هوای ساحلی تأثیر میگذارد و زمستانها را معتدلتر میکند.
the rise and fall of the sea level, which happens regularly, as a result of the attraction of the sun and moon

جزر و مد
انرژی جزر و مدی، که از حرکت جزر و مد تولید میشود، یک منبع انرژی تجدیدپذیر در برخی مناطق ساحلی است.
an area of sea that is partly surrounded by land, with a narrow opening

خلیج
خلیج مکزیک بخش حیاتی از سیستم آب و هوایی جهانی است.
related to or situated along the coast, the area where land meets the sea

ساحلی
شهرهای ساحلی مانند میامی و سیدنی مقاصد گردشگری محبوبی هستند.
the round top of a volcano

دهانه آتشفشان
گردشگران به لبه دهانه آتشفشانی پیادهروی کردند تا دریاچه گدازه زیر آن را ببینند.
a substance from the inner layers of the earth which is erupted out of a volcanic mountain

گدازه آتشفشانی, لاوا
همانطور که گدازه سرد میشد، لایههای جدیدی از سنگ را بر روی منظر تشکیل میداد.
a very large floating piece of ice

کوه یخ (شناور در آب)
خرسهای قطبی اغلب در نزدیکی لبه یک کوه یخ فک شکار میکنند.
a large mass of ice that forms over long periods of time, especially in polar regions or high mountains

یخچال طبیعی
صدای ترک خوردن و غرش در دره طنین انداز شد در حالی که یخچال حرکت میکرد و تغییر میکرد.
a valley that is deep and has very steep sides, through which a river is flowing usually

ژرفدره
ما به پایین دره رفتیم تا کاوش کنیم.
a ridge of rock or a line of sand near the surface of a body of water

صخره (مرجانی و...), تپه (دریایی)، آبسنگ
صخرههای مرجانی خانه بسیاری از گونههای دریایی هستند.
a natural underwater structure formed by coral

صخره مرجانی
شناوری با ماسک و لوله روی صخره مرجانی یک تجربه فراموش نشدنی است.
an area containing still water that is comparatively smaller than a lake, particularly one that is made artificially

آبگیر, برکه
اردکها و دیگر پرندگان آبزی در لبه برکه جمع شدند و از آبهای آرام و پوشش گیاهی فراوان لذت بردند.
