واژگان ضروری برای TOEFL - Diet

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد رژیم غذایی، مانند "چرب"، "غنی"، "وگان" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
diet [اسم]
اجرا کردن

رژیم (لاغری)

Ex: The diet plan involves cutting out sugars .

برنامه رژیم غذایی شامل حذف قندها می‌شود.

dietary [صفت]
اجرا کردن

غذایی

Ex:

برخی مکمل‌های غذایی می‌توانند شکاف‌های تغذیه‌ای در رژیم غذایی یک فرد را پر کنند.

nutrition [اسم]
اجرا کردن

مواد مغذی

Ex: As an athlete , he pays close attention to his nutrition , ensuring that his diet provides the fuel and nutrients needed for optimal performance .

به عنوان یک ورزشکار، او به تغذیه خود توجه زیادی می‌کند، اطمینان حاصل می‌کند که رژیم غذایی او سوخت و مواد مغذی لازم برای عملکرد بهینه را فراهم می‌کند.

nutritious [صفت]
اجرا کردن

مغذی

Ex: He packed a nutritious lunchbox with whole grain sandwiches , fruit , and nuts .

او یک جعبه غذای مغذی با ساندویچ‌های غلات کامل، میوه و آجیل بسته‌بندی کرد.

greasy [صفت]
اجرا کردن

چرب‌وچیلی

Ex:

پیتزا خوشمزه بود اما نسبتاً چرب بود، با روغنی که روی سطح پنیر جمع شده بود.

appetizing [صفت]
اجرا کردن

اشتهاآور

Ex: He prepared an appetizing salad with fresh greens , tomatoes , and tangy vinaigrette .

او یک سالاد اشتهابرانگیز با سبزیجات تازه، گوجه‌فرنگی و سرکه تند آماده کرد.

balanced [صفت]
اجرا کردن

متوازن

Ex: The dancer demonstrated grace and agility with her balanced movements .

رقصنده با حرکات متعادل خود ظرافت و چابکی را نشان داد.

low-fat [صفت]
اجرا کردن

کم‌چرب

Ex: They served low-fat salad dressing with the meal .

آنها سس سالاد کم چرب را با غذا سرو کردند.

oily [صفت]
اجرا کردن

چرب‌وچیلی

Ex:

آن‌ها سوپ را خیلی چرب یافتند و سطح آن را برای حذف روغن اضافی برداشتند.

light [صفت]
اجرا کردن

کم‌کالری

Ex: The menu featured a variety of light options , perfect for a healthy meal .

منو شامل گزینه‌های متنوعی از غذاهای سبک بود که برای یک وعده غذایی سالم عالی بودند.

organic [صفت]
اجرا کردن

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی)

Ex: Organic cotton is grown without the use of synthetic chemicals , making it a more eco-friendly choice for clothing and textiles .

پنبه ارگانیک بدون استفاده از مواد شیمیایی مصنوعی کشت می‌شود، که آن را به انتخابی دوستدار محیط زیست برای لباس و منسوجات تبدیل می‌کند.

rich [صفت]
اجرا کردن

غنی از (قند، چربی یا...)

Ex: The dish was so rich that a small portion was enough to satisfy her , thanks to its creamy and flavorful ingredients .

غذا آنقدر مغذی بود که یک قسمت کوچک برای راضی کردن او کافی بود، به لطف مواد خامه‌ای و خوش‌طعمش.

to digest [فعل]
اجرا کردن

هضم کردن

Ex: It takes time for the stomach to digest complex carbohydrates .

معده زمان می‌برد تا کربوهیدرات‌های پیچیده را هضم کند.

regime [اسم]
اجرا کردن

رژیم

Ex: He adopted a strict dietary regime to prepare for the marathon .

او یک رژیم غذایی سختگیرانه را برای آماده شدن برای ماراتن اتخاذ کرد.

appetite [اسم]
اجرا کردن

اشتها

Ex: The medication had side effects that decreased his appetite , leading to concerns about maintaining proper nutrition .

دارو عوارض جانبی داشت که اشتها او را کاهش داد و منجر به نگرانی در مورد حفظ تغذیه مناسب شد.

cholesterol [اسم]
اجرا کردن

کلسترول

Ex: She takes medication to manage her cholesterol and prevent heart disease .

او دارو مصرف می‌کند تا کلسترول خود را مدیریت کند و از بیماری قلبی جلوگیری کند.

protein [اسم]
اجرا کردن

پروتئین

Ex: A lack of protein in the diet can weaken the immune system .

کمبود پروتئین در رژیم غذایی می‌تواند سیستم ایمنی را تضعیف کند.

fiber [اسم]
اجرا کردن

سلولز

Ex: Fiber is found in foods like fruits , vegetables , and legumes .

فیبر در غذاهایی مانند میوه‌ها، سبزیجات و حبوبات یافت می‌شود.

اجرا کردن

کربوهیدرات

Ex: The nutritionist recommended limiting refined carbohydrates like sugary snacks .

متخصص تغذیه توصیه کرد که کربوهیدرات‌های تصفیه شده مانند تنقلات شیرین محدود شوند.

calorie [اسم]
اجرا کردن

کالری

Ex: Exercise helps burn calories and can contribute to weight loss or weight maintenance .

ورزش به سوزاندن کالری کمک می‌کند و می‌تواند به کاهش وزن یا حفظ وزن کمک کند.

vegan [اسم]
اجرا کردن

وگان

Ex: The vegans at the potluck brought a variety of delicious plant-based dishes to share with everyone .

وگان‌ها در مهمانی شام، انواع غذاهای خوشمزه گیاهی را برای تقسیم با همه آوردند.

vegetarian [اسم]
اجرا کردن

گیاه‌خوار

Ex: As a vegetarian , she prefers to cook with plant-based ingredients such as tofu , beans , and lentils .

به عنوان یک گیاهخوار، او ترجیح می‌دهد با مواد گیاهی مانند توفو، لوبیا و عدس آشپزی کند.