واژگان ضروری برای TOEFL - یقین و تردید

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره اطمینان و تردید، مانند "تردید"، "اطمینان دادن"، "انتظار" و غیره را که برای آزمون TOEFL لازم است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
certainty [اسم]
اجرا کردن

اطمینان

Ex: The doctor ’s certainty in the diagnosis provided comfort and clarity to the patient .

قطعیت پزشک در تشخیص، آرامش و وضوح را برای بیمار فراهم کرد.

doubt [اسم]
اجرا کردن

شک

Ex: She could n't shake the nagging doubt that she had made the wrong decision .
confusion [اسم]
اجرا کردن

سردرگمی

Ex: The unfamiliar surroundings left him in a state of confusion as he tried to find his way .

محیط ناآشنا او را در حالت سردرگمی رها کرد در حالی که سعی می‌کرد راهش را پیدا کند.

probability [اسم]
اجرا کردن

احتمال

Ex: He assessed the probability of passing the exam based on his study habits .

او احتمال قبولی در امتحان را بر اساس عادات مطالعه‌اش ارزیابی کرد.

probable [صفت]
اجرا کردن

محتمل

Ex: The survey results suggest that there is a probable decline in consumer confidence in the current economic climate .

نتایج نظرسنجی نشان می‌دهد که کاهش محتملی در اعتماد مصرف‌کننده در شرایط اقتصادی فعلی وجود دارد.

to suspect [فعل]
اجرا کردن

حدس زدن

Ex: She suspects there 's more to the story than he 's telling her .

او شک دارد که بیشتر از آنچه که به او می‌گوید در داستان وجود دارد.

to assure [فعل]
اجرا کردن

اطمینان دادن

Ex: The teacher assured the students of their ability to succeed .

معلم به دانش‌آموزان اطمینان داد که توانایی موفقیت دارند.

to hesitate [فعل]
اجرا کردن

تعلل کردن

Ex: Confronted with the difficult decision , Tom hesitated , weighing the pros and cons before making a choice .

در مواجهه با تصمیم دشوار، تام درنگ کرد، با سنجیدن مزایا و معایب قبل از گرفتن تصمیم.

hesitation [اسم]
اجرا کردن

تعلل

Ex: He expressed hesitation about signing the contract .
conviction [اسم]
اجرا کردن

اعتقاد راسخ

Ex: Her deep religious convictions guided her moral decisions and actions throughout her life .

اعتقادات عمیق مذهبی او تصمیمات و اقدامات اخلاقی او را در طول زندگی اش هدایت کرد.

اجرا کردن

تضمین کردن

Ex: The thorough training program guarantees that employees will be well-prepared to handle any situation .

برنامه آموزشی جامع ضمانت می‌کند که کارمندان برای مقابله با هر موقعیتی به خوبی آماده خواهند بود.

to ensure [فعل]
اجرا کردن

اطمینان حاصل کردن

Ex: The chef is ensuring that each dish meets the restaurant 's standards .

آشپز اطمینان حاصل می‌کند که هر غذا با استانداردهای رستوران مطابقت دارد.

to expect [فعل]
اجرا کردن

گمان کردن

Ex: The teacher outlined what students could expect on the upcoming exam .

معلم آنچه را که دانش‌آموزان می‌توانستند در امتحان آینده انتظار داشته باشند، ترسیم کرد.

speculative [صفت]
اجرا کردن

نظری

Ex: The novel presented a speculative scenario of what life might be like on Mars .

رمان یک سناریوی حدسی از اینکه زندگی در مریخ چگونه ممکن است باشد ارائه داد.

concrete [صفت]
اجرا کردن

حقیقی

Ex: Historians rely on concrete historical records and artifacts to reconstruct events from the past .

تاریخ‌دانان برای بازسازی رویدادهای گذشته به اسناد و آثار تاریخی ملموس تکیه می‌کنند.

undeniable [صفت]
اجرا کردن

غیر قابل انکار

Ex: Despite his attempts to conceal the truth , the facts were undeniable .

علیرغم تلاش‌های او برای پنهان کردن حقیقت، حقایق انکارناپذیر بودند.

debatable [صفت]
اجرا کردن

بحث‌برانگیز

Ex: Whether or not the law should be changed is a debatable issue among policymakers .

این که قانون باید تغییر کند یا نه، یک مسئله قابل بحث در بین سیاست‌گذاران است.

inevitable [صفت]
اجرا کردن

اجتناب‌ناپذیر

Ex: The breakup was an inevitable consequence of their constant disagreements .

جدایی نتیجه اجتناب‌ناپذیر اختلافات مداوم آنها بود.

bound [صفت]
اجرا کردن

به‌احتمال زیاد

Ex:

با توجه به فداکاری و کار سخت او، او محکوم به موفقیت در نقش جدید خود است.

tentative [صفت]
اجرا کردن

موقت و نامشخص

Ex: The report offered a tentative conclusion , with more research needed to solidify the findings .

گزارش یک نتیجه‌گیری موقت ارائه داد، با تحقیقات بیشتر برای تثبیت یافته‌ها مورد نیاز است.

convinced [صفت]
اجرا کردن

مطمئن

Ex: He became convinced that his idea would revolutionize the industry .

او متقاعد شد که ایده‌اش صنعت را متحول خواهد کرد.

set [صفت]
اجرا کردن

آماده

Ex:

شرکت آماده است تا خط تولید جدید خود را ماه آینده پس از تحقیقات گسترده بازار و توسعه راه اندازی کند.

اجرا کردن

بی‌نتیجه

Ex: The medical tests were inconclusive , so further examination is needed to determine the cause of the symptoms .

آزمایش‌های پزشکی قطعی نبودند، بنابراین برای تعیین علت علائم، معاینه بیشتری لازم است.

presumably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The car was parked in a no-parking zone , presumably because there were no available spaces nearby .

ماشین در منطقه‌ای که پارک ممنوع بود پارک شده بود، احتمالاً چون جای پارک خالی در نزدیکی نبود.

to assume [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: They assumed the project would be easy , but it turned out to be quite challenging .

آنها فرض کردند که پروژه آسان خواهد بود، اما معلوم شد که کاملاً چالش‌برانگیز است.

assumption [اسم]
اجرا کردن

فرض

Ex: It ’s a common assumption that older cars are less reliable .

این یک فرض رایج است که ماشین‌های قدیمی کمتر قابل اعتماد هستند.

decidedly [قید]
اجرا کردن

به طور قطعی

Ex: The new policy is decidedly more efficient than the old one .

سیاست جدید قطعاً از سیاست قدیمی کارآمدتر است.

supposedly [قید]
اجرا کردن

فرضاً

Ex: The treasure map supposedly leads to a hidden island with untold riches .

نقشه گنج به ظاهر به یک جزیره پنهان با ثروت‌های بی‌شمار منتهی می‌شود.

doubtful [صفت]
اجرا کردن

غیر محتمل

Ex: Given the poor weather conditions , it 's doubtful that the outdoor concert will take place as scheduled .

با توجه به شرایط آب و هوایی نامساعد، مشکوک است که کنسرت فضای باز طبق برنامه برگزار شود.

dubious [صفت]
اجرا کردن

مشکوک

Ex: They questioned the dubious authenticity of the painting .

آنها در مورد اصالت مشکوک نقاشی سوال کردند.