واژگان ضروری برای TOEFL - جهان هنر
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره دنیای هنر، مانند "هنری"، "طرح"، "خاک رس" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the art of shaping and engraving clay, stone, etc. to create artistic objects or figures

مجسمهسازی
مدرسه هنر کلاسهایی در زمینه نقاشی، مجسمهسازی و سرامیک ارائه میدهد.
the process or art of making objects out of clay that are heated to become resistant

سفالگری, کوزهگری
سرامیک شامل پختن خاک رس در کوره در دمای بالا برای دستیابی به استحکام و دوام است.
the skill or activity of making dishes, pots, etc. using clay

سفالگری, سفال
سفالگری تاریخچه غنی دارد که فرهنگها و تمدنها را در بر میگیرد.
the art or technique of painting with oil paint

نقاشی با رنگ روغن
او نقاشی با رنگ روغن را به عنوان یک سرگرمی شروع کرد و از ثبت مناظر و صحنههای طبیعت بیجان با رنگهای غنی و زنده لذت برد.
the method or practice of creating paintings using pigments mixed with water

نقاشی با آبرنگ
آبرنگ نیازمند مدیریت دقیق رطوبت است.
a style of painting that deals with the nature

منظرهنگاری, نقاشی منظره
نقاشی منظره در اتاق نشیمن، آرامشی به فضا بخشید.
(of a form of art) showing forms, colors, or shapes that do not represent real-world objects, focusing on ideas or emotions instead

انتزاعی (هنر)
گالری میزبان نمایشگاهی از نقاشیهای انتزاعی بود که مفاهیم سنتی بازنمایی را به چالش کشید.
involving artists or their work

هنری
موزه نمایشگاهی از شاهکارهای هنری نقاشان مشهور را به نمایش گذاشت.
related to the language, literature, art, or culture of ancient Rome and Greece

کلاسیک (وابسته به یونان و روم باستان)
نمایشگاه موزه شامل مجسمههای کلاسیک از یونان باستان است.
pictures or words that are drawn on a public surface such as walls, doors, trains, etc.

دیوارنگاری, گرافیتی
بسیاری از هنرمندان از گرافیتی برای بیان مواضع اجتماعی یا سیاسی استفاده میکنند و دیدگاههای خود را بر روی دیوارها و کوچههای شهر بیان میکنند.
to manage to express a mood, quality, scene, etc. accurately in a piece of art

نشان دادن (موضوعی در اثر هنری)
مجسمه به طور کامل زیبایی رقصنده را به تصویر کشید.
a picture or drawing in a book, or other publication, particularly one that makes the understanding of something easier

تصویر, عکس
مقاله مجله شامل یک تصویر از فناوری جدید بود.
to produce an elementary and quick drawing of someone or something

پیشطرح زدن, طرح اولیه کشیدن
طراح در حال طرحریزی چند ایده برای لوگوی جدید است.
to shape or create by cutting or sculpting, often using tools or a sharp instrument

حکاکی کردن
صنعتگر طرحهای ظریف را روی سطح سفال حکاکی کرد.
a type of heavy and sticky soil that is molded when wet and is baked to become hardened in pottery or ceramic making

خاک رس
گل پس از پختن در کوره سفت شد.
the period between the 14th and 16th centuries in Europe, marked by a rise of interest in Greek and Roman cultures, which is dominant in the art, philosophy, etc. of the times

رنسانس, دوره نوزایی
فلورانس اغلب به عنوان زادگاه رنسانس به دلیل محیط فرهنگی و هنری پررونق آن در نظر گرفته میشود.
depicting things as what they are in real life

رئالیستی, واقعگرایانه
مجسمههای او به دلیل نمایش واقعگرایانه فرم انسانی شناخته شدهاند.
consisting of or employing symbols

نمادین, سمبلیک
در ادبیات، نور سبز در "گتسبی بزرگ" به عنوان نمایندگی نمادین از امید و رویای آمریکایی عمل میکند.
a physical location from which a scene, landscape, or object can be looked at

زاویه دید مناسب, موضع مشرف
آنها یک نیمکت چوبی در نقطه دید ساختند تا بازدیدکنندگان بتوانند استراحت کنند و طلوع آفتاب را تماشا کنند.
a recreation of a human or animal body in sculpture or drawing

مجسمه یا اثر هنری
مجسمه مومی تقریباً زنده به نظر میرسید.
to maintain a specific posture in order to be photographed or painted

ژست گرفتن
عروس و داماد برای عکسهای رمانتیک در ساعت طلایی ژست گرفتند.
a piece of cloth that artists paint on, especially with oil paints

بوم نقاشی
همانطور که او در مقابل بوم خالی ایستاده بود، هنرمند موجی از الهام را احساس کرد، مشتاق تا احساساتش را با هر قلممو روی پارچه ترجمه کند.
the part of a scene, photograph, etc. that is closest to the observer

پیشزمینه (عکس), پیشنما
در نقاشی، هنرمند با مهارت رنگها را ترکیب کرد تا بر چهرههای در پیشزمینه تأکید کند.
a thin oval board that a painter uses to mix colors and hold pigments on, with a hole for the thumb to go through

پالت نقاشی
دانشجوی هنر یاد گرفت که چگونه پالت را به راحتی نگه دارد در حالی که در کلاس تئوری رنگ و تکنیکهای نقاشی را تمرین میکرد.
differences in color or in brightness and darkness that an artist uses in a painting or photograph to create a special effect

کنتراست, تضاد
دکوراسیون اتاق شامل کنتراستی از رنگهای گرم و سرد بود که یک تأثیر بصری پویا ایجاد میکرد.
a pleasing combination of things in a way that forms a coherent whole

هماهنگی, انطباق
هنرمند منظرهپرداز هارمونی طبیعی صحنه را به تصویر کشید، که همزیستی مسالمتآمیز زمین، آب و آسمان را نشان میدهد.
something created through original thought and effort

الهام
فیلم یک الهام بود که روایت داستان را دوباره تعریف کرد.
a piece of art created with great skill, which is an artist's best work

شاهکار
قطعه مرکزی گالری یک شاهکار بود که جوهر احساسات انسانی را به تصویر میکشید.
a public sale in which goods or properties are sold to the person who bids higher

حراج, مزایده
خانه حراج در فروش هنرهای زیبا و جواهرات تخصص دارد.
a stated amount of money offered to purchase something, often in competitive settings

پیشنهاد (قیمت)
آنها یک پیشنهاد برای قرارداد ساخت و ساز ارائه کردند.
someone who gathers things, as a job or hobby

مجموعهدار
کلکسیونر عتیقه سالها را به جستوجو در بازارهای دستدوم و حراجیهای املاک گذراند تا آثار نادر و باارزشی برای مجموعهاش پیدا کند.
someone who is in charge of a museum, taking care of a collection, artwork, etc.

موزهدار, مجموعهدار
تخصص کیوریتور در تاریخ هنر، تفسیر دقیق از نمایشگاههای موزه را تضمین میکند.
to present or show something publicly to inform or entertain an audience

رونمایی کردن
باغ وحش گونههای نادر پرندگان را در یک قفس پرندگان جدید به نمایش خواهد گذاشت.
intended to look attractive rather than being of practical use

تزیینی, دکوری
موزاییک کاشی تزئینی در لابی صحنههایی از تاریخ محلی را به تصویر کشیده بود، که هم به عنوان اثر هنری و هم به عنوان موضوع گفتگو برای بازدیدکنندگان عمل میکرد.
belonging to the current era

معاصر
رمان او مسائل معاصر را بررسی میکند که با تغییرات اجتماعی جاری موازی هستند.
someone who makes works of art by carving or shaping stone, wood, clay, metal, etc. into different forms

مجسمهساز
جامعه به مجسمهساز مأموریت داد تا یک نصب هنری عمومی ایجاد کند که میراث فرهنگی و هویت شهر را منعکس کند.
