واژگان ضروری برای TOEFL - اختلالات روانی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد اختلالات روانی، مانند "اضطراب"، "شیدایی"، "PTSD" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
anxiety [اسم]
اجرا کردن

اختلال اضطراب

Ex:

درمان شناختی رفتاری به بیماران کمک می‌کند تا افکار ایجادکننده اضطراب را بازتعریف کنند.

mental [صفت]
اجرا کردن

روانی

Ex: Mental clarity is essential for making important decisions under pressure .

وضوح ذهنی برای تصمیم‌گیری‌های مهم تحت فشار ضروری است.

depression [اسم]
اجرا کردن

افسردگی

Ex:

درمان و دارو به او کمک کرد تا با افسردگی بالینی کنار بیاید.

dementia [اسم]
اجرا کردن

زوال عقل

Ex: As dementia progressed , her ability to speak clearly diminished .

با پیشرفت زوال عقل، توانایی او در صحبت کردن به وضوح کاهش یافت.

اجرا کردن

اختلال وسواس فکری‌عملی

Ex: Living with obsessive-compulsive disorder can be challenging , as the condition often interferes with daily activities , work , and relationships .

زندگی با اختلال وسواس فکری-عملی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، زیرا این شرایط اغلب با فعالیت‌های روزمره، کار و روابط تداخل می‌کند.

اجرا کردن

اختلال اضطراب پس از سانحه

Ex: People with post-traumatic stress disorder may avoid places , people , or activities that remind them of the traumatic event , leading to social isolation and difficulties in daily functioning .

افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه ممکن است از مکان‌ها، افراد یا فعالیت‌هایی که آن‌ها را به یاد حادثه آسیب‌زا می‌اندازد، اجتناب کنند، که منجر به انزوای اجتماعی و مشکلات در عملکرد روزانه می‌شود.

psychotic [صفت]
اجرا کردن

روانی

Ex: Medication is often prescribed to manage psychotic symptoms such as hallucinations .

داروها اغلب برای مدیریت علائم روان‌پریشی مانند توهم تجویز می‌شوند.

اجرا کردن

اختلال شخصیت مرزی

Ex: People with borderline personality disorder may engage in impulsive behaviors , such as reckless spending , substance abuse , or self-harm , as a way to cope with emotional distress .

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است در رفتارهای تکانشی مانند خرج کردن بی‌پروا، سوء مصرف مواد یا خودآزاری شرکت کنند، به عنوان راهی برای مقابله با پریشانی عاطفی.

اجرا کردن

اختلال دوقطبی

Ex: People with bipolar disorder may also benefit from lifestyle changes , such as maintaining a regular sleep schedule , engaging in regular exercise , and avoiding drugs and alcohol , to help stabilize mood .

افراد مبتلا به اختلال دوقطبی همچنین می‌توانند از تغییرات سبک زندگی، مانند حفظ برنامه منظم خواب، انجام ورزش منظم و اجتناب از مواد مخدر و الکل، برای کمک به تثبیت خلق و خو بهره‌مند شوند.

اجرا کردن

اختلال تجزیه هویت

Ex: Treatment for dissociative identity disorder typically involves psychotherapy , including trauma-focused therapy and techniques to integrate the different identity states .

درمان اختلال هویت تجزیه‌ای معمولاً شامل روان‌درمانی می‌شود، از جمله درمان متمرکز بر ضربه و تکنیک‌هایی برای یکپارچه کردن حالت‌های مختلف هویت.

insomnia [اسم]
اجرا کردن

اختلال بی‌خوابی

Ex: Many people with insomnia find that limiting screen time before bed can significantly improve their ability to fall asleep .

بسیاری از افراد مبتلا به بی‌خوابی متوجه می‌شوند که محدود کردن زمان صفحه نمایش قبل از خواب می‌تواند توانایی آنها در به خواب رفتن را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.

amnesia [اسم]
اجرا کردن

فراموشی

Ex:

مصرف سنگین الکل منجر به یک دوره فراموشی بیهوشی شد که در طی آن او چیزی از شب را به یاد نمی‌آورد.

trauma [اسم]
اجرا کردن

شوک (روانی)

Ex:

درمانگر تکنیک‌هایی برای مدیریت اضطراب و کابوس‌های مرتبط با تروما ارائه داد.

complex [اسم]
اجرا کردن

عقده (روانی)

Ex: The complex surrounding his childhood trauma affected his adult relationships .

کمپلکس پیرامون ضربه روحی دوران کودکی او بر روابط بزرگسالی اش تأثیر گذاشت.

sadistic [صفت]
اجرا کردن

دگرآزار

Ex: The sadistic bully enjoyed tormenting his classmates both physically and emotionally .

قلدر سادیستیک از آزار همکلاسی‌هایش هم از نظر جسمی و هم عاطفی لذت می‌برد.