واژگان ضروری برای TOEFL - محیط زیست و آب و هوا

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد محیط زیست و آب و هوا، مانند "بوم شناسی"، "تصفیه"، "سمی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
ecosystem [اسم]
اجرا کردن

بوم‌سازگان

Ex: Conservation efforts aim to protect and restore ecosystems to maintain ecological balance and sustainability .

تلاش‌های حفاظتی به منظور محافظت و بازسازی اکوسیستم‌ها برای حفظ تعادل اکولوژیکی و پایداری انجام می‌شود.

ecology [اسم]
اجرا کردن

بوم‌شناسی

Ex: As an expert in ecology , she conducts research on habitat destruction .

به عنوان یک متخصص در بوم‌شناسی، او تحقیقاتی درباره تخریب زیستگاه انجام می‌دهد.

sanctuary [اسم]
اجرا کردن

منطقه حفاظت‌شده

Ex: Volunteers help maintain trails and monitor wildlife activity within the sanctuary .

داوطلبان به حفظ مسیرها و نظارت بر فعالیت حیات وحش در پناهگاه کمک می‌کنند.

green belt [اسم]
اجرا کردن

کمربند سبز

Ex: Darlington should preserve its green belt .

دارلینگتون باید کمربند سبز خود را حفظ کند.

fossil fuel [اسم]
اجرا کردن

سوخت فسیلی

Ex: Natural gas is considered a cleaner fossil fuel compared to coal .

گاز طبیعی به عنوان یک سوخت فسیلی پاک‌تر در مقایسه با زغال سنگ در نظر گرفته می‌شود.

اجرا کردن

سوخت جایگزین

Ex: Scientists are working on making alternative fuel more affordable for everyday drivers .

دانشمندان در حال کار بر روی مقرون‌به‌صرفه‌تر کردن سوخت جایگزین برای رانندگان روزمره هستند.

اجرا کردن

بدون‌آلاینده

Ex: The government introduced tax incentives to encourage businesses to adopt zero-emission technologies .

دولت مشوق‌های مالیاتی را معرفی کرد تا کسب‌وکارها را به پذیرش فناوری‌های بدون انتشار تشویق کند.

اجرا کردن

دوستدار محیط‌زیست

Ex: The packaging is entirely biodegradable , making it an environmentally friendly choice .

بسته‌بندی کاملاً قابل تجزیه زیستی است، که آن را به انتخابی دوستدار محیط زیست تبدیل می‌کند.

اجرا کردن

تجزیه‌پذیر

Ex: Organic matter , such as leaves and grass clippings , is biodegradable and can enrich the soil as it decomposes .

مواد آلی، مانند برگ‌ها و خرده‌های چمن، قابل تجزیه زیستی هستند و می‌توانند خاک را غنی کنند در حالی که تجزیه می‌شوند.

اجرا کردن

سازگار با محیط‌زیست

Ex: His home is built with eco-friendly materials to promote energy efficiency .
to refine [فعل]
اجرا کردن

تصفیه کردن

Ex: The skincare product is designed to refine pores and remove excess oils from the skin .

محصول مراقبت از پوست برای پالایش منافذ و حذف چربی‌های اضافی از پوست طراحی شده است.

اجرا کردن

تجدیدناپذیر

Ex: The mining of nonrenewable minerals can lead to environmental degradation .

استخراج مواد معدنی غیرقابل تجدید می‌تواند منجر به تخریب محیط زیست شود.

اجرا کردن

حفظ منابع طبیعی

Ex: The conservation of forests plays a key role in maintaining global biodiversity .
acid rain [اسم]
اجرا کردن

باران اسیدی

Ex: Stricter emissions controls on power plants have helped reduce the frequency of acid rain in the region .

کنترل‌های سخت‌گیرانه‌تر انتشار گازهای نیروگاه‌ها به کاهش فراوانی باران اسیدی در منطقه کمک کرده است.

اجرا کردن

تأثیر کربن

Ex: The government encouraged citizens to cut their carbon footprints .
اجرا کردن

تغییر آب‌وهوایی

Ex: Some species are threatened with extinction due to climate change .

برخی گونه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی در معرض انقراض هستند.

wildfire [اسم]
اجرا کردن

آتش‌سوزی جنگل

Ex: Evacuation orders were issued as the wildfire approached populated areas .

دستورات تخلیه صادر شد در حالی که آتش‌سوزی جنگلی به مناطق مسکونی نزدیک می‌شد.

tsunami [اسم]
اجرا کردن

سونامی

Ex: Survivors of the tsunami recounted stories of the overwhelming power and speed of the waves .

بازماندگان سونامی داستان‌هایی از قدرت و سرعت خیره‌کننده امواج را بازگو کردند.

toxic [صفت]
اجرا کردن

سمی

Ex: Exposure to toxic chemicals in the workplace can have long-term health consequences for employees .
pollutant [اسم]
اجرا کردن

آلاینده

Ex: The city implemented measures to reduce pollutants from vehicles to improve air quality .

شهر اقداماتی را برای کاهش آلاینده‌ها از وسایل نقلیه به منظور بهبود کیفیت هوا اجرا کرد.

اجرا کردن

اثر گلخانه‌ای

Ex: The greenhouse effect is a natural phenomenon vital for sustaining life on Earth , but the enhanced greenhouse effect caused by human activities has accelerated climate change and its associated impacts .

اثر گلخانه‌ای یک پدیده طبیعی حیاتی برای حفظ زندگی در زمین است، اما اثر گلخانه‌ای تقویت شده ناشی از فعالیت‌های انسانی، تغییرات آب و هوایی و اثرات مرتبط با آن را تسریع کرده است.

smog [اسم]
اجرا کردن

مه‌دود

Ex: The smog in the valley trapped pollutants , leading to serious health warnings for residents with respiratory issues .

دودمه در دره آلاینده‌ها را به دام انداخت، که منجر به هشدارهای جدی سلامت برای ساکنان با مشکلات تنفسی شد.

ozone layer [اسم]
اجرا کردن

لایه اوزون

Ex: The ozone layer protects life on Earth from harmful UV rays , which can cause skin cancer and other health problems .

لایه ازون زندگی روی زمین را از پرتوهای مضر فرابنفش محافظت می‌کند، که می‌تواند باعث سرطان پوست و سایر مشکلات سلامتی شود.

eruption [اسم]
اجرا کردن

فوران آتشفشانی

Ex: Scientists closely monitored the volcano for signs of another eruption .

دانشمندان به دقت آتشفشان را برای نشانه‌های فوران دیگری زیر نظر گرفتند.

اجرا کردن

جنگل‌زدایی

Ex: The deforestation of mountain slopes increases the risk of landslides .

جنگل‌زدایی دامنه‌های کوهستانی خطر رانش زمین را افزایش می‌دهد.

اجرا کردن

آلوده کردن

Ex: Air pollution from industrial emissions can contaminate the atmosphere with harmful gases .

آلودگی هوای ناشی از انتشارات صنعتی می‌تواند اتمسفر را با گازهای مضر آلوده کند.

consumption [اسم]
اجرا کردن

مصرف

Ex: The company tracked consumption of raw materials in production .
blizzard [اسم]
اجرا کردن

کولاک

Ex: They had enough firewood to stay warm during the blizzard .

آنها به اندازه کافی هیزم داشتند تا در طول طوفان برف گرم بمانند.

Fahrenheit [صفت]
اجرا کردن

فارنهایت (واحد سنجش دما)

humid [صفت]
اجرا کردن

مرطوب (آب‌وهوا)

Ex:

گیاهان در محیط مرطوب گلخانه رشد کردند.

monsoon [اسم]
اجرا کردن

باران موسمی

Ex: The monsoon climate supports lush vegetation and diverse ecosystems , contributing to the rich biodiversity of regions like India and Bangladesh .

آب و هوای مونسون از پوشش گیاهی سرسبز و اکوسیستم‌های متنوع پشتیبانی می‌کند و به تنوع زیستی غنی مناطق مانند هند و بنگلادش کمک می‌کنند.

thunder [اسم]
اجرا کردن

تندر

Ex: After the flash of lightning , the thunder rolled through the sky .

پس از درخشش رعد و برق، رعد در آسمان غرش کرد.