واژگان سطح متوسط - کشاورزی و دامپروری

در این درس، کلمات مربوط به کشاورزی و دامپروری بررسی می‌شود و کشت و پرورش حیوانات توصیف می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح متوسط
اجرا کردن

کشاورزی

Ex:

کشاورزی از تراکتورها استفاده می‌کند.

اجرا کردن

دامداری

Ex:

دامداری لبنی شیر را برای بازار محلی تولید می‌کند.

la granja [اسم]
اجرا کردن

مزرعه

Ex:

مزرعه هر روز شیر تازه تولید می‌کند.

el suelo [اسم]
اجرا کردن

خاک

Ex:

کرم‌ها کیفیت خاک را بهبود می‌بخشند.

la finca [اسم]
اجرا کردن

مزرعه

Ex:

کارگران فینکا از محصولات و دام‌ها مراقبت می‌کنند.

el ganado [اسم]
اجرا کردن

دام

Ex:

گاو برای گوشت و شیر پرورش داده می‌شود.

el terreno [اسم]
اجرا کردن

زمین

Ex:

این زمین متعلق به شهرداری است.

el cultivo [اسم]
اجرا کردن

کشت

Ex:

این منطقه به کشت انگور معروف است.

el tractor [اسم]
اجرا کردن

تراکتور

Ex:

در طول برداشت، تراکتور به جمع‌آوری دانه کمک می‌کند.

اجرا کردن

شن‌کش

Ex:

من یک rastrillo جدید برای باغ خریدم.

la azada [اسم]
اجرا کردن

کج‌بیل

Ex:

با بیلچه، خاک اطراف گوجه‌فرنگی‌ها را هوادهی می‌کنیم.

la pala [اسم]
اجرا کردن

بیل

Ex:

ما یک بیل جدید برای ساخت‌وساز خریدیم.

el molino [اسم]
اجرا کردن

آسیاب

Ex:

آسیاب ذرت را به آرد ذرت تبدیل می‌کند.

el establo [اسم]
اجرا کردن

اصطبل

Ex:

اصطبل پر از کاه تازه بود.

el granero [اسم]
اجرا کردن

انبار غله

Ex:

ما جو را پس از خشک کردن در انبار غله ذخیره می‌کنیم.

ordeñar [فعل]
اجرا کردن

دوشیدن

Ex:

او دوشیدن را زمانی که بچه بود یاد گرفت.

labrar [فعل]
اجرا کردن

شخم زدن

Ex:

شخم زدن خاک باروری آن را بهبود می‌بخشد.

cosechar [فعل]
اجرا کردن

برداشت کردن

Ex:

کارگران انگورها را برای شراب برداشت کردند.

sembrar [فعل]
اجرا کردن

کاشتن

Ex:

آنها ذرت را در مزرعه بزرگ کاشتند.

cultivar [فعل]
اجرا کردن

زراعت کردن

Ex:

بسیاری از کشاورزان در مناطق مرطوب برنج می‌کارند.

regar [فعل]
اجرا کردن

آب دادن

Ex:

وقتی هوا گرم است فراموش نکن که گیاهان را آبیاری کنی.

la maleza [اسم]
اجرا کردن

علف هرز

Ex:

برخی علف‌های هرز سخت از بین می‌روند.

el arado [اسم]
اجرا کردن

گاوآهن

Ex:

برای قرن‌ها، گاوآهن در کشاورزی اساسی بود.

plantar [فعل]
اجرا کردن

کاشتن

Ex:

برادرم یک باغ سبزیجات کاشت.

abonar [فعل]
اجرا کردن

کود دادن

Ex:

این کود به کوددهی مزارع کشت کمک می‌کند.

la plaga [اسم]
اجرا کردن

آفت

Ex:

آفت بسیاری از درختان میوه را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

آفت‌کش

Ex:

آفت‌کش مایع قبل از استفاده با آب مخلوط می‌شود.

اجرا کردن

کود

Ex:

ما کود را از فروشگاه باغبانی خریدیم.

la masada [اسم]
اجرا کردن

خانه روستایی

Ex:

ماسادا با سنگ و چوب سنتی ساخته شد.

el silo [اسم]
اجرا کردن

سیلو

Ex:

آن‌ها قبل از ذخیره‌سازی علوفه، سیلو را بازرسی کردند.

اجرا کردن

کود حیوانی

Ex:

کود بوی تند می‌دهد اما بسیار مفید است.