واژگان سطح متوسط - موفقیت و دستاورد

در این درس، کلمات مربوط به موفقیت و دستاورد بررسی می‌شوند، اهداف و دستاوردها را توصیف می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح متوسط
la meta [اسم]
اجرا کردن

هدف

Ex:

دستیابی به هدف نیازمند تلاش و پشتکار است.

اجرا کردن

فرصت

Ex:

او از فرصت برای ارائه پروژه خود استفاده کرد.

el esfuerzo [اسم]
اجرا کردن

تلاش

Ex:

تلاش و پشتکار کلید موفقیت هستند.

اجرا کردن

توسعه

Ex:

توسعه کشاورزی تولید مواد غذایی را بهبود می‌بخشد.

el progreso [اسم]
اجرا کردن

پیشرفت

Ex:

پیشرفت انسان به همکاری و دانش بستگی دارد.

اجرا کردن

راه‌حل

Ex:

شرکت یک راه‌حل نوآورانه پیشنهاد کرد.

el premio [اسم]
اجرا کردن

جایزه

Ex:

همه دانش‌آموزان می‌خواستند جایزه را ببرند.

el trofeo [اسم]
اجرا کردن

جایزه (مدال یا کاپ)

Ex:

جام قهرمانی از شیشه ساخته شده بود و بسیار درخشان بود.

اجرا کردن

شناسایی

Ex:

اثر ادبی تشخیص منتقدان را دریافت کرد.

la victoria [اسم]
اجرا کردن

پیروزی

Ex:

پیروزی به آنها جایگاه در فینال را داد.

lograr [فعل]
اجرا کردن

رسیدن (به هدف)

Ex:

شرکت موفق شد فروش را افزایش دهد.

alcanzar [فعل]
اجرا کردن

رسیدن (به هدف)

Ex:

شرکت اهداف فروش خود را در این سال به دست آورد.

conseguir [فعل]
اجرا کردن

گرفتن

Ex:

آن‌ها اجازه ورود به ساختمان را به دست آوردند.

superar [فعل]
اجرا کردن

غلبه کردن

Ex:

با تلاش، شما قادر خواهید بود این مانع را پشت سر بگذارید.

triunfar [فعل]
اجرا کردن

پیروز شدن

Ex:

آن‌ها به لطف تلاش و فداکاری‌شان پیروز شدند.

mejorar [فعل]
اجرا کردن

بهتر کردن

Ex:

دانش‌آموزان نمرات خود را در امتحان نهایی بهبود بخشیدند.

avanzar [فعل]
اجرا کردن

پیشرفت کردن

Ex:

کار ساخت و ساز به آرامی پیش می‌رود.

exitoso [صفت]
اجرا کردن

موفق

Ex:

تیم یک فصل موفق داشت.

motivado [صفت]
اجرا کردن

باانگیزه

Ex:

یک تیم انگیزه‌دار بهتر با هم کار می‌کند.

la hazaña [اسم]
اجرا کردن

شاهکار

Ex:

دستاورد خلبان همه تماشاگران را شگفت‌زده کرد.