واژگان پیشرفته برای GRE - همانطور که ظاهر میشود!
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ظاهر، مانند "دست و پا چلفتی"، "سفید"، "شفاف" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
able to be compared with another thing due to sharing a similar feature, nature, etc.

مشابه
مفهوم عرضه و تقاضا در اقتصاد شبیه به قانون علت و معلول در فیزیک است.
not sharing any form of similarity

ناجور, مختلف
دانشمندان در تلاش بودند تا بهتر بفهمند که چگونه چنین اشکال زندگی متفاوتی میتوانند این همه ماده ژنتیکی را به اشتراک بگذارند.
fading out of existence, mind, or sight quickly

محوشونده, ناپایدار
خاطرات آن تعطیلات تابستانی گذرا احساس میشد، مانند شن که از میان انگشتانش میلغزد.
awkward or ungraceful in movement or appearance, particularly due to being tall

دست و پا چلفتی, ناشیانه
او به خاطر ظاهر ناجور خود در رقص مدرسه، در میان همسالانش برجسته شد و احساس خودآگاهی کرد.
(of people) having gray or white hair, particularly due to age

سفید مو, سفید مثل برف
همچنان که پیر میشد، موهای یکزمان تیرهاش سفید شد، که گذر زمان را نشان میداد.
not known, measured, or specified precisely

نامشخص, نامعین
زمان دقیق رسیدن او نامشخص بود، که باعث شد همه از زمان ظاهر شدن او مطمئن نباشند.
beyond imitation due to being unique and of high quality

بیمانند, بینظیر، بیرقیب، غیرقابلتقلید
توانایی بینظیر نویسنده در داستانگویی، خوانندگان را مجذوب خود کرد و تحسین منتقدان را به دست آورد.
capable of being hammered or manipulated into different forms without cracking or breaking

چکشخور, نرم و قابلانعطاف، خمپذیر
گِل قابل انعطاف بود، که به مجسمهساز اجازه میداد آن را به راحتی به شکلهای مختلف درآورد.
developing or reaching success in a quick way

جالب توجه (موفقیت)
پیشرفت شغلی شهابوار او نتیجه مهارتهای استثنایی و فداکاری او بود.
allowing light to pass through easily, resulting in exceptional clarity and transparency

روشن, شفاف
هنرمند از شیشه شفاف برای خلق مجسمهای استفاده کرد که در شفافیت خود تقریباً اثیری به نظر میرسید.
inclined to change in form, nature, etc. frequently

گوناگون, متلون، شکلپذیر
مدل کسبوکار چندوجهی شرکت به آن اجازه داد تا به سرعت به تغییرات تقاضاها و فرصتهای بازار واکنش نشان دهد.
referring to clothing, particularly men's clothing, or the manner in which it is tailored or worn

مربوط به خیاطی
آفرینشهای خیاطی طراح مد به خاطر طراحیهای نوآورانه و پارچههای لوکسش مورد تحسین قرار گرفت.
possessing a combination of intelligence, excitement, and appeal

درخشان, هوشمند و جذاب
سخنرانی درخشان استاد درباره مکانیک کوانتومی تمام حضار را مجذوب خود کرد.
having minimal ornamentation or detail

سخت, ساده
یک منظره بیآلایش در مقابل آنها گسترده بود، بیحاصل و بیجان.
suggesting or indicating something, particularly something unnoticeable or secret

آشکارساز, نشاندهنده
تردید نمایانگر او نشان میداد که چیزی را از ما پنهان میکند.
(of people or animals) easily controlled or influenced by external factors or authority

رامکردنی, مطیع، سربهراه
طبیعت قابل انعطاف او او را به نامزد ایدهآل برای نقش رهبر تیم تبدیل کرد.
lacking appeal or noticeability

معمولی, ساده، بدون جذابیت
خانه ممکن است از بیرون جذاب نباشد، اما داخل آن زیبا تزئین شده و دلپذیر است.
to conceal one's true emotions, beliefs, or intentions

تظاهر کردن
علیرغم تلاشهایش برای پنهان کردن افکارش، چشمانش نگرانی واقعیاش را فاش کرد.
to improve the appearance of something by adding things such as decorative pieces, colors, etc. to it

تزیین کردن
در طول بازسازی، آنها دیوارها را با نقاشیهای دیواری هنری و قالبهای تزئینی آراستند.
to make someone or something appear as ridiculous, stupid, or absurd

خرفت جلوه دادن, احمق جلوه دادن
جلوههای ویژه آماتور فیلم مسخره کرد چیزی را که میتوانست یک طرح هیجانانگیز باشد.
the highest point in development or achievement

اوج
اجرای او در پرده نهایی به طور گسترده اوج استعداد تئاتری او در نظر گرفته شد.
a random mixture of dissimilar or diverse things

درهم برهم
استودیوی هنرمند شبیه یک مخلوط نامرتب از رنگها، قلمموها و بومهای ناتمام بود.
a thing or person that represents or resembles something or someone

شبیهساز, کپی
نقاشی او یک شبیهساز از منظره آرامی بود که از دوران کودکی به یاد داشت.
