واژگان پیشرفته برای GRE - همانطور که ظاهر می شود!

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ظاهر، مانند "دست و پا چلفتی"، "سفید"، "شفاف" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان پیشرفته برای GRE
analogous [صفت]
اجرا کردن

مشابه

Ex: The patterns of behavior in different animal species can be analogous , revealing common instincts and adaptations .

الگوهای رفتار در گونه‌های مختلف حیوانات می‌توانند مشابه باشند، که غرایز و سازگاری‌های مشترک را نشان می‌دهند.

disparate [صفت]
اجرا کردن

ناجور

Ex: His taste in music was disparate , spanning genres from classical to heavy metal .

سلیقه موسیقی او متنوع بود، از کلاسیک تا هوی متال را در بر می‌گرفت.

evanescent [صفت]
اجرا کردن

محوشونده

Ex:

طبیعت ناپایدار جوانی اغلب مردم را برمی‌انگیزد تا لحظات زودگذر شادی و آزادی خود را گرامی بدارند.

gawky [صفت]
اجرا کردن

دست و پا چلفتی

Ex: The lanky boy 's gawky attempt at gymnastics drew chuckles from his friends .

تلاش دست و پا چلفتی پسر بلندقد در ژیمناستیک خنده دوستانش را برانگیخت.

hoary [صفت]
اجرا کردن

سفید مو

Ex: The ancient oak tree stood as a symbol of the hoary elders who had witnessed the changes of generations .

درخت بلوط قدیمی به عنوان نمادی از بزرگان سفیدمو که شاهد تغییرات نسل‌ها بودند، ایستاده بود.

اجرا کردن

نامشخص

Ex: The weather forecast provided only an indeterminate prediction of rain , with no exact details .

پیش‌بینی هوا فقط یک پیش‌بینی نامشخص از باران ارائه داد، بدون جزئیات دقیق.

inimitable [صفت]
اجرا کردن

بی‌مانند

Ex: The designer 's inimitable fashion collections were coveted by celebrities and fashion enthusiasts alike .

مجموعه‌های مد بی‌نظیر طراح مورد علاقه سلبریتی‌ها و علاقه‌مندان به مد بود.

malleable [صفت]
اجرا کردن

چکش‌خور

Ex: Playdough is a malleable material that children can shape and mold into imaginative creations .

خمیر بازی یک ماده قابل انعطاف است که کودکان می‌توانند آن را به شکل‌های خلاقانه درآورند و قالب بگیرند.

meteoric [صفت]
اجرا کردن

جالب توجه (موفقیت)

Ex: The new app ’s meteoric adoption rate demonstrated its widespread appeal and functionality .

نرخ پذیرش شهاب‌وار اپلیکیشن جدید، جذابیت گسترده و کارایی آن را نشان داد.

pellucid [صفت]
اجرا کردن

روشن

Ex:

سطح شفاف دریاچه کوه‌های اطراف را با وضوح کامل منعکس می‌کرد.

protean [صفت]
اجرا کردن

گوناگون

Ex: The artist ’s protean style evolved with each new project , reflecting a constant experimentation with different mediums .

سبک پرتوان هنرمند با هر پروژه جدید تکامل یافت، که نشان دهنده آزمایش مداوم با رسانه های مختلف بود.

sartorial [صفت]
اجرا کردن

مربوط‌ به خیاطی

Ex: The magazine featured a spread on sartorial trends for the season , showcasing the latest in haute couture and street style .

مجله یک گستره درباره روندهای پوشاک فصل ارائه داد، که آخرین های در هاوت کوتور و استایل خیابانی را به نمایش گذاشت.

اجرا کردن

درخشان

Ex:

مهمانی با هوش درخشان و داستان‌گویی جذاب او جان گرفت.

stark [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: The landscape was stark , with only bare trees across the plain .

منظره ساده بود، با درختانی لخت در سراسر دشت.

telltale [صفت]
اجرا کردن

آشکارساز

Ex: The telltale stains on the carpet hinted at the presence of a spilled drink .

لکه‌های افشاگر روی فرش به وجود یک نوشیدنی ریخته شده اشاره داشت.

tractable [صفت]
اجرا کردن

رام‌کردنی

Ex: The students were tractable , making the teacher ’s job much easier .

دانش‌آموزان رام بودند، که کار معلم را بسیار آسان‌تر می‌کرد.

اجرا کردن

معمولی

Ex:

رستوران ممکن است جذاب به نظر نرسد، اما برخی از بهترین غذاهای شهر را سرو می‌کند.

اجرا کردن

تظاهر کردن

Ex: To avoid conflict , he chose to dissemble his real opinions during the meeting .

برای جلوگیری از درگیری، او تصمیم گرفت نظرات واقعی خود را در جلسه پنهان کند.

اجرا کردن

تزیین کردن

Ex: The artist had a talent for embellishing pottery with intricate patterns and vibrant colors .

هنرمند استعدادی در آراستن سفال با الگوهای پیچیده و رنگ‌های زنده داشت.

to stultify [فعل]
اجرا کردن

خرفت جلوه دادن

Ex: The more he spoke , the more he stultified his own position .

هر چه بیشتر صحبت می‌کرد، بیشتر موقعیت خود را مسخره می‌کرد.

acme [اسم]
اجرا کردن

اوج

Ex: The conference keynote delivered by the CEO was the acme of the company 's annual summit .

سخنرانی اصلی کنفرانس که توسط مدیر عامل ارائه شد، اوج اجلاس سالانه شرکت بود.

hodgepodge [اسم]
اجرا کردن

درهم برهم

Ex: The playlist was a hodgepodge of genres , including classical , rock , and jazz .

لیست پخش یک مخلوط از سبک‌ها بود، شامل کلاسیک، راک و جاز.

simulacrum [اسم]
اجرا کردن

شبیه‌ساز

Ex: The robot was designed to be a simulacrum of human behavior , capable of mimicking emotions and actions .

ربات طراحی شد تا یک شبیه‌ساز از رفتار انسانی باشد، قادر به تقلید احساسات و اعمال.