واژگان پیشرفته برای GRE - ویژگی‌ها و صفات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ویژگی‌ها و صفات، مانند "سر و صدا"، "محروم"، "تیز" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان پیشرفته برای GRE
affectation [اسم]
اجرا کردن

تظاهر

Ex: Despite his affectation of modesty , it was obvious he was deeply proud of his achievements .

علیرغم تظاهر او به فروتنی، واضح بود که او عمیقاً به دستاوردهایش افتخار می‌کرد.

amalgam [اسم]
اجرا کردن

ترکیب

Ex: A novel that combines mystery , romance , and science fiction , this work is an amalgam of genres .

رمانی که رمز و راز، عاشقانه و علمی تخیلی را ترکیب می‌کند، این اثر یک ترکیب از ژانرها است.

din [اسم]
اجرا کردن

غوغا

Ex: Amid the debate , the din of competing voices made it difficult for anyone to be heard clearly .

در میان بحث، سر و صدای صداهای رقابتی شنیدن واضح هر کسی را دشوار کرد.

guile [اسم]
اجرا کردن

حقه

Ex: The villain used guile to deceive the hero and take the treasure .

شرور از حیله برای فریب قهرمان و گرفتن گنج استفاده کرد.

levity [اسم]
اجرا کردن

سبک‌سری

Ex: She showed levity at the wrong time , making the serious situation even more awkward .

او در زمان نامناسبی سبکی نشان داد، که وضعیت جدی را حتی ناخوشایندتر کرد.

to clamor [فعل]
اجرا کردن

قشقرق به پا کردن

Ex: The audience had clamored for a refund after the disappointing show .

تماشاگران پس از نمایش ناامیدکننده فریاد برای بازپرداخت زده بودند.

to mollify [فعل]
اجرا کردن

دل‌جویی کردن از

Ex: The manager mollified the customer 's frustration by providing a discount .

مدیر با ارائه تخفیف، ناامیدی مشتری را تسکین داد.

aberrant [صفت]
اجرا کردن

نامعمول

Ex:

نتایج نابهنجار آزمایش محققان را متحیر کرد.

antic [صفت]
اجرا کردن

عجیب و مضحک

Ex: His antic remarks during the meeting were distracting .

اظهارات عجیب و غریب او در جلسه حواس را پرت می‌کرد.

becoming [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex:

رنگ کت و شلوار خوشایند است و با رنگ پوست شما هماهنگی دارد.

bereft [صفت]
اجرا کردن

داغ‌دار

Ex: He felt bereft after his best friend moved to another country .
bleak [صفت]
اجرا کردن

مأیوس‌کننده

Ex: His financial situation was bleak , with mounting debts and few options .

وضعیت مالی او تاریک بود، با بدهی‌های فزاینده و گزینه‌های محدود.

callow [صفت]
اجرا کردن

خام‌دست

Ex: She was often overshadowed by her colleagues due to her callow understanding of the subject .

او اغلب به دلیل درک نابالغانه خود از موضوع تحت الشعاع همکارانش قرار می‌گرفت.

choleric [صفت]
اجرا کردن

تندخو

Ex: Her colleagues were wary of making mistakes , knowing how choleric her responses could be .

همکارانش از اشتباه کردن هراس داشتند، با علم به اینکه پاسخ‌هایش چقدر می‌تواند عصبانی باشد.

covert [صفت]
اجرا کردن

نهفته

Ex: They executed a covert plan to influence the outcome without drawing attention .

آنها یک طرح مخفی را برای تأثیرگذاری بر نتیجه بدون جلب توجه اجرا کردند.

cynical [صفت]
اجرا کردن

بدبین

Ex: Despite their good intentions , she dismissed their efforts with cynical skepticism .

علیرغم نیت خوبشان، او تلاش‌هایشان را با شک‌بدبینانه رد کرد.

erratic [صفت]
اجرا کردن

متغیر (روش یا مسیر)

Ex: His erratic movements in the dance performance caught everyone 's attention .

حرکات بی‌نظم او در اجرای رقص توجه همه را جلب کرد.

facile [صفت]
اجرا کردن

سطحی

Ex: Despite his confident delivery , the answers were overly facile and superficial .

علیرغم ارائه با اعتماد به نفس او، پاسخ‌ها بیش از حد ساده و سطحی بودند.

inherent [صفت]
اجرا کردن

ذاتی

Ex: The company 's success is due in part to its inherent ability to innovate .

موفقیت شرکت تا حدی به دلیل توانایی ذاتی آن در نوآوری است.

intrinsic [صفت]
اجرا کردن

ذاتی

Ex: The child 's intrinsic curiosity led them to explore and learn about the world around them .

کنجکاوی ذاتی کودک آنها را به کاوش و یادگیری درباره جهان اطرافشان هدایت کرد.

keen [صفت]
اجرا کردن

قوی (حواس)

Ex: Owls are known for their keen vision at night .

جغدها به خاطر بینایی تیز خود در شب معروف هستند.

novel [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The architect 's design for the new building featured a novel use of sustainable materials and energy-efficient technology .
obsolete [صفت]
اجرا کردن

منسوخ

Ex: Her obsolete clothing style reminded everyone of past fashion eras .

سبک لباس منسوخ او همه را به یاد دوران های گذشته مد می انداخت.

optimal [صفت]
اجرا کردن

بهینه

Ex: The optimal temperature for bread to rise is around 75 ° F .

دمای بهینه برای پف کردن نان حدود 75°F است.

placid [صفت]
اجرا کردن

خون‌سرد

Ex: Her placid smile reassured everyone in the room .

لبخند آرام او همه را در اتاق اطمینان داد.

pragmatic [صفت]
اجرا کردن

عملی

Ex: The community leader emphasized a pragmatic response to urgent issues , addressing immediate needs with practical solutions .

رهبر جامعه بر پاسخ عملی به مسائل فوری تأکید کرد و با راه‌حل‌های عملی به نیازهای فوری پرداخت.

retiring [صفت]
اجرا کردن

گوشه‌گیر

Ex:

شخصیت خجالتی او باعث شد که تنهایی را به مهمانی‌ها ترجیح دهد.

sportive [صفت]
اجرا کردن

بازیگوش

Ex: The children ’s sportive laughter filled the playground .

خنده شاداب کودکان زمین بازی را پر کرد.

timely [صفت]
اجرا کردن

بهنگام

Ex: The timely intervention of the teacher prevented a potential conflict among students .

مداخله به موقع معلم از یک درگیری بالقوه بین دانش‌آموزان جلوگیری کرد.

اجرا کردن

بی‌سابقه

Ex: The pandemic caused an unprecedented disruption to global travel and commerce .

همه‌گیری باعث اختلال بی‌سابقه در سفر و تجارت جهانی شد.

vintage [صفت]
اجرا کردن

به‌سبک قدیمی

Ex: She found a vintage leather jacket at the thrift store , still looking as stylish as ever .
volatile [صفت]
اجرا کردن

بی‌ثبات

Ex: Their relationship was volatile , with frequent arguments .

رابطه آنها ناپایدار بود، با بحث‌های مکرر.

whimsical [صفت]
اجرا کردن

هوس‌آلود

Ex: His whimsical thoughts led him to make sudden , unexpected choices .

افکار دمدمی مزاجانه او باعث شد که او انتخاب‌های ناگهانی و غیرمنتظره‌ای داشته باشد.

byzantine [صفت]
اجرا کردن

بسیار پیچیده

Ex: Trying to comprehend the Byzantine structure of the company 's bureaucracy left many employees frustrated .

تلاش برای درک ساختار بیزانسی بوروکراسی شرکت بسیاری از کارمندان را ناامید کرد.