واژگان پیشرفته برای GRE - ویژگیها و صفات
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ویژگیها و صفات، مانند "سر و صدا"، "محروم"، "تیز" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
an insincere and unnatural manner of speaking, behaving, or writing that is intended to impress

تظاهر, ریا
همه میتوانستند بگویند که ادبی که او نشان میداد فقط یک تظاهر بود که برای جلب محبت طراحی شده بود.
a combination or blend of different things

ترکیب, مخلوط، آمیزه
ترکیبی از طعمهای آسیا، اروپا و آمریکا، رستوران جدید یک آمیخته منحصر به فرد از آشپزیها ارائه میدهد.
an unpleasant and loud noise that could be heard for an extended amount of time

غوغا, هیاهو
ماشینآلات کارخانه یک سر و صدای مداوم ایجاد کرد که گفتگو را تقریباً غیرممکن میکرد.
an artful cleverness used to perform trickery, deception, and manipulation

حقه, نیرنگ
در طول مذاکرات، تیم مجبور بود تا حیلهگری طرف مقابل را برای کسب مزیت هماهنگ کند.
the lack of seriousness that is wrongly suited to or respectful of the circumstances

سبکسری, جلفی
پس از حادثه، سبکی که مدیران در مصاحبهها نشان دادند، توهین را به آسیب اضافه کرد.
to loudly complain about something or demand something

قشقرق به پا کردن
با درخواست دستمزد بهتر، کارگران در طول اعتراض با صدای بلند اعتراض کردند.
to do something that lessens someone's anger or sadness

دلجویی کردن از, دل (کسی را) بهدست آوردن
شرکت با ارائه پاداش، کارمندان خود را آرام کرد.
different from the usual and accepted way

نامعمول, ناهنجار
او یک لباس غیرعادی به مراسم رسمی پوشید.
to behave in a wild, uncontrolled, and often violent manner

زمام از دست دادن, از کنترل خارج شدن
behaving or acting in a way that is funny, energetic, or silly, it is usually annoying or strange

عجیب و مضحک
او یک صورت عجیب و غریب درآورد تا دوستش را خوشحال کند.
(of clothes, colors, hairstyles etc.) enhancing the wearer's appearance and making them more attractive

شیک, مناسب
اکسسوریهای بهدقت انتخاب شده زیبا بودند و به او ظاهری شیک و بدون زحمت میدادند.
(of people) feeling very lonely and sorrowful, particularly as a result of a loss

داغدار, داغدیده، سوگوار، محزون
کودک پس از مرگ حیوان خانگی خانواده محروم از آرامش بود.
(of situations) not giving any or much hope or encouragement

مأیوسکننده, ناخوشایند
شانس آنها برای بردن بازی پس از مصدومیت تاریک به نظر میرسید.
(of a person) young and behaving in a manner that displays one's inexperience or immaturity

خامدست, بیتجربه، خام، جوان
با وجودی که او صادق بود، رویکرد بیتجربهاش اغلب به سوءتفاهم منجر میشد.
easily angered or irritated

تندخو, آتشیمزاج، زودجوش
حتی یک اشتباه کوچک میتواند خلق و خوی زودرنج او را تحریک کند.
not displayed or acknowledged openly

نهفته, مستور، نهانی، پنهانی، مخفی
او از یک استراتژی پنهانی برای جلوگیری از هشدار دادن به رقبای خود استفاده کرد.
having a distrustful or negative outlook, often believing that people are motivated by self-interest

بدبین
اظهارات بدبینانه او درباره سیاست، بیاعتمادی او به سیاستمداران و انگیزههایشان را نشان میداد.
lacking a regular or fixed pattern of movement

متغیر (روش یا مسیر)
تکانهای بینظم قایق باعث شد بسیاری از مسافران دچار دریازدگی شوند.
lacking deep thought and true understanding thus being superficial

سطحی
تحلیل او از مسئله بسیار سطحی بود و به دلایل اساسی نپرداخت.
inseparable essential part or quality of someone or something that is in their nature

ذاتی, طبیعی
ریسکهای ذاتی سرمایهگذاری در بازار سهام باید به دقت مورد توجه قرار گیرند.
belonging to something or someone's character and nature

ذاتی, درونی
مهربانی او ذاتی بود؛ او искренاً به کمک به دیگران اهمیت میداد.
(of senses) sharp and highly-developed

قوی (حواس)
بینایی تیز او به او اجازه داد پرنده را از دور تشخیص دهد.
new and unlike anything else

نو, نوظهور
یافتههای تحقیقاتی دانشمند، دیدگاه نوآورانهای درباره منشأ جهان ارائه کرد.
outdated and gone out of style, often replaced by more current trends or advancements

منسوخ, کهنه، ازردهخارج، ازکارافتاده
طراحی ماشین در مقایسه با مدلهای شیک و مدرن بازار، منسوخ به نظر میرسید.
most favorable or effective under specific conditions

بهینه
ارتباط واضح کلید دستیابی به نتایج بهینه در کار تیمی است.
peaceful and calm, not easily excited, irritated, angered, or upset

خونسرد, متین، آرام
او با لحنی آرام صحبت کرد، هرگز صدایش را بلند نکرد.
based on reasonable and practical considerations rather than theory

عملی
تیم یک استراتژی عملگرا را اتخاذ کرد، با تمرکز بر اهداف عملی و قابل دستیابی برای برآوردن مهلتهای پروژه.
shy and not fond of being with others or being noticed

گوشهگیر, خجالتی، کمرو
دانشآموز خجالتی در سکوت در انتهای کلاس نشسته بود.
behaving in a playful, fun, and light-hearted way

بازیگوش, سرخوش
او روحیهای شاد داشت که او را در مهمانیها محبوب میکرد.
happening at exactly the best time possible

بهنگام, بموقع، بجا
اعلام به موقع فروش، مشتریان زیادی را به فروشگاه جذب کرد.
never having existed or happened before

بیسابقه, بینظیر
دولت برای کنترل بحران اقداماتی بیسابقه انجام داد.
(of things) old but highly valued for the quality, excellent condition, or timeless design

بهسبک قدیمی, جزو برترین آثار، کلاسیک
مجموعه جواهرات وینتیج او شامل قطعات میراثی بود که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود.
prone to unexpected and sudden changes, usually gets worse or dangerous

بیثبات, ناپایدار
خلق و خوی او آنقدر ناپایدار است که هیچ کس نمیداند چه زمانی منفجر میشود.
