واژگان پیشرفته برای GRE - کیفیت و خلق و خو

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد کیفیت و خلق و خو، مانند "کم خون"، "دست و پا چلفتی"، "کم حرف" و غیره، که برای آزمون GRE مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان پیشرفته برای GRE
aboveboard [صفت]
اجرا کردن

صاف و پوست‌کنده

Ex: They were confident the contract was aboveboard and free from hidden clauses .

آنها مطمئن بودند که قرارداد شفاف است و از بندهای پنهانی عاری است.

anemic [صفت]
اجرا کردن

ضعیف

Ex: Her anemic performance in the game was due to illness .

عملکرد ضعیف او در بازی به دلیل بیماری بود.

asperity [اسم]
اجرا کردن

ترش‌رویی

Ex: He spoke with the asperity of someone who had lost patience .
avarice [اسم]
اجرا کردن

طمع

Ex: The businessman ’s avarice was clear in his endless pursuit of wealth .

حرص تاجر در تعقیب بی‌پایانش برای ثروت آشکار بود.

bilious [صفت]
اجرا کردن

کج‌خلق

Ex: The bilious look on his face showed his displeasure .

نگاه تلخ روی صورتش نارضایتی او را نشان می‌داد.

capricious [صفت]
اجرا کردن

دمدمی‌مزاج

Ex: The capricious critic gave wildly varying reviews of the same performance .

منتقد دمدمی مزاج نقدهای بسیار متفاوتی از همان اجرا ارائه داد.

to cosset [فعل]
اجرا کردن

لوس کردن

Ex: Her parents tended to cosset her , shielding her from all challenges .

والدینش تمایل داشتند که او را نوازش کنند، او را از تمام چالش‌ها محافظت می‌کردند.

crafty [صفت]
اجرا کردن

حقه‌باز

Ex:

طرح حیله‌گرانه او همه را در میز مذاکره فریب داد.

cupidity [اسم]
اجرا کردن

طمع

Ex: He confessed that cupidity had clouded his judgment in the investment .

او اعتراف کرد که طمع قضاوت او را در سرمایه‌گذاری تار کرده است.

deference [اسم]
اجرا کردن

ملاحظه

Ex: Out of deference to his elders , he remained silent during the discussion .
discerning [صفت]
اجرا کردن

موشکاف

Ex:

خواننده بینا متوجه مضامین ظریف بافته شده در سراسر رمان خواهد شد.

ebullient [صفت]
اجرا کردن

باحرارت

Ex: They were ebullient about the successful launch of their new product .

آن‌ها درباره راه‌اندازی موفق محصول جدیدشان شادمان بودند.

facetious [صفت]
اجرا کردن

جلف

Ex:

آنها نظرات شوخ طبعانه او درباره بحران را نامناسب یافتند.

fell [صفت]
اجرا کردن

مهلک

Ex: She faced a fell challenge that tested her strength and resolve .

او با یک چالش وحشتناک روبرو شد که قدرت و عزم او را آزمایش کرد.

gauche [صفت]
اجرا کردن

(از نظر رفتار و مردم‌داری) بی‌ملاحظه

Ex:

علیرغم نیات خوبش، تعاملات ناشیانه او با مهمانان آشکار بود.

اجرا کردن

ویژگی منحصربه‌فرد

Ex: The writer ’s idiosyncrasy of typing with only one finger was well-known among colleagues .

خصوصیت نویسنده در تایپ کردن تنها با یک انگشت در میان همکارانش به خوبی شناخته شده بود.

ingenuous [صفت]
اجرا کردن

صاف‌وساده

Ex: She smiled at his ingenuous attempt to solve the problem on his own .

او به تلاش ساده‌لوحانه او برای حل مشکل به تنهایی لبخند زد.

invidious [صفت]
اجرا کردن

تبعیض‌آمیز

Ex: An invidious policy that favored one group led to widespread dissatisfaction .

یک سیاست حسودانه که به یک گروه ترجیح می‌داد منجر به نارضایتی گسترده شد.

lascivious [صفت]
اجرا کردن

شهوانی

Ex: They were offended by the lascivious jokes during the meeting .

آنها از شوخی‌های هرزه‌گویی در جلسه ناراحت شدند.

maudlin [صفت]
اجرا کردن

بیش از حد احساساتی

Ex:

سخنرانی به شکلی احساساتی و گریان تغییر کرد، وقتی که او شروع به یادآوری دوران کودکی خود کرد.

nettlesome [صفت]
اجرا کردن

مشکل‌ساز

Ex: His nettlesome habits made it difficult to work with him .

عادت‌های آزاردهنده او کار کردن با او را دشوار می‌کرد.

officious [صفت]
اجرا کردن

فضول

Ex: She found the officious neighbor ’s advice to be intrusive .

او توصیه‌های همسایه فضول را مداخله‌آمیز یافت.

Panglossian [صفت]
اجرا کردن

بیش‌ازحد خوش‌بینانه

Ex: She had a Panglossian belief that everything would turn out perfectly .

او باوری پانگلوسیانی داشت که همه چیز به طور کامل درست می‌شد.

percipient [صفت]
اجرا کردن

تیزبین

Ex: The percipient student easily grasped the complex concepts .

دانش آموز هوشیار به راحتی مفاهیم پیچیده را درک کرد.

phlegmatic [صفت]
اجرا کردن

خون‌سرد

Ex: Despite the heated debate , he stayed phlegmatic and collected .

علیرغم بحث داغ، او آرام و خونسرد باقی ماند.

quixotic [صفت]
اجرا کردن

آرمان‌گرا

Ex: They embarked on a quixotic quest to find a mythical treasure .

آن‌ها در جست‌وجوی خیالی و غیرعملی برای یافتن گنجی افسانه‌ای قدم گذاشتند.

reticent [صفت]
اجرا کردن

گوشه‌گیر

Ex: Despite her reticent demeanor , Emily was an excellent listener and offered valuable advice when asked .

علیرغم رفتار کم‌حرف او، امیلی شنونده‌ای عالی بود و وقتی از او خواسته می‌شد، توصیه‌های ارزشمندی ارائه می‌داد.

sanguine [صفت]
اجرا کردن

خوش‌بین

Ex: Even with the setbacks , he stayed sanguine about reaching his goals .

با وجود عقب‌افتادگی‌ها، او در مورد رسیدن به اهدافش خوشبین باقی ماند.

saturnine [صفت]
اجرا کردن

عبوس

Ex:

نگاه تلخ کارآگاه به جدیت پرونده اشاره داشت.

stoic [صفت]
اجرا کردن

بردبار

Ex: Even during the intense pain , she was remarkably stoic .

حتی در درد شدید، او به طور قابل توجهی استوار بود.

sybarite [اسم]
اجرا کردن

عیاش

Ex: The sybarite enjoyed every comfort , from silk sheets to gourmet chefs .

خوشگذران از هر راحتی لذت می‌برد، از ملحفه‌های ابریشمی گرفته تا سرآشپزهای گورمه.

tempestuous [صفت]
اجرا کردن

پرآشوب

Ex: The novel 's tempestuous plot kept readers on edge with its emotional intensity .

طرح طوفانی رمان خوانندگان را با شدت عاطفی خود در حالت اضطراب نگه داشت.

slapdash [صفت]
اجرا کردن

بی‌دقت

Ex: The report was completed in a slapdash manner , leading to inaccuracies .

گزارش به صورت سرسری تکمیل شد، که منجر به نادرستی‌هایی شد.

sedulous [صفت]
اجرا کردن

کوشا

Ex: She approached her research with sedulous dedication and thoroughness .

او با از خودگذشتگی سختکوشانه و دقت به تحقیق خود نزدیک شد.

loquacious [صفت]
اجرا کردن

پرحرف

Ex: They enjoyed the loquacious professor ’s lively lectures .

آنها از سخنرانی‌های پرجنب‌وجوش استاد پرحرف لذت بردند.