واژگان آیلتس (آکادمیک) - صحبت درمورد مد

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد صحبت کردن در مورد روندها، مانند "افزایش"، "سقوط شدید"، "به شدت" و غیره که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
to climb [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: As the economy improved , employment rates started to climb .

با بهبود اقتصاد، نرخ اشتغال شروع به افزایش کرد.

to go up [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The temperature is forecasted to go up throughout the week .

پیش‌بینی می‌شود دما در طول هفته افزایش یابد.

to grow [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The team has grown in number this year .

تیم امسال از نظر تعداد رشد کرده است.

to increase [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The population of the city continues to increase due to urban migration .

جمعیت شهر به دلیل مهاجرت شهری همچنان در حال افزایش است.

to jump [فعل]
اجرا کردن

ناگهان افزایش یافتن

Ex: With the sudden surge in demand , housing prices in the city jumped by 15 % in a matter of weeks .

با افزایش ناگهانی تقاضا، قیمت مسکن در شهر در عرض چند هفته 15٪ جهش کرد.

to rocket [فعل]
اجرا کردن

به شدت افزایش یافتن

Ex: The demand for online shopping rocketed during the holiday season , overwhelming many retailers .

تقاضا برای خرید آنلاین در فصل تعطیلات به شدت افزایش یافت، که بسیاری از خرده‌فروشان را تحت فشار قرار داد.

to decline [فعل]
اجرا کردن

کاهش یافتن

Ex: Demand was declining as the market shifted toward alternative products .

تقاضا در حال کاهش بود در حالی که بازار به سمت محصولات جایگزین تغییر می‌کرد.

to drop [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: In the upcoming release , the company plans to drop the subscription fee .

در نسخه آینده، شرکت برنامه دارد هزینه اشتراک را حذف کند.

to fall [فعل]
اجرا کردن

کاهش یافتن

Ex: With changes in consumer preferences , demand for traditional printed newspapers has fallen in recent years .

با تغییر در ترجیحات مصرف‌کنندگان، تقاضا برای روزنامه‌های چاپی سنتی در سال‌های اخیر کاهش یافته است.

to go down [فعل]
اجرا کردن

پایین رفتن

Ex:

کوهنوردان مجبور بودند با دقت از شیب تند کوه پایین بروند.

to plummet [فعل]
اجرا کردن

سقوط شدید کردن

Ex: After the product recall , sales of the affected items plummeted , impacting the company 's revenue .

پس از فراخوان محصول، فروش اقلام آسیب دیده سقوط کرد، که بر درآمد شرکت تأثیر گذاشت.

to plunge [فعل]
اجرا کردن

سقوط کردن

Ex:

آتش‌نشان شجاع به داخل ساختمان پر از دود پرید تا افراد به دام افتاده را نجات دهد.

to maintain [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The IT department maintained the server to prevent potential issues .

دپارتمان فناوری اطلاعات سرور را حفظ کرد تا از مشکلات احتمالی جلوگیری کند.

to remain [فعل]
اجرا کردن

ماندن

Ex: The mystery surrounding the disappearance of the artifact will remain unsolved .

معمای ناپدید شدن اثر باستانی باقی خواهد ماند حل نشده.

to stay [فعل]
اجرا کردن

ماندن

Ex: He struggled to stay focused during the long meeting .

او برای ماندن متمرکز در جلسه طولانی تقلا کرد.

constant [صفت]
اجرا کردن

ثابت

Ex: His constant dedication to his family was admired by everyone who knew him .

وفاداری ثابت او به خانواده‌اش مورد تحسین همه کسانی بود که او را می‌شناختند.

steady [صفت]
اجرا کردن

ثابت

Ex: Their friendship has remained steady despite living in different cities .

دوستی آنها پایدار باقی مانده است با وجود زندگی در شهرهای مختلف.

unchanged [صفت]
اجرا کردن

بدون تغییر

Ex: The instructions for the assignment remained unchanged since the previous semester .

دستورالعمل‌های تکلیف از ترم گذشته بدون تغییر باقی مانده‌اند.

sharply [قید]
اجرا کردن

تند و به‌شدت

Ex: The cliff dropped sharply into the sea below .

پرتگاه به طور ناگهانی به دریا در پایین منتهی می‌شد.

rapidly [قید]
اجرا کردن

به‌سرعت

Ex: Advances in medicine are occurring rapidly .

پیشرفت‌ها در پزشکی به سرعت در حال وقوع است.

quickly [قید]
اجرا کردن

به‌سرعت

Ex: The skilled chef chopped vegetables quickly .

آشپز ماهر سبزیجات را به سرعت خرد کرد.

steeply [قید]
اجرا کردن

به‌صورت شیب‌دار

Ex: The price of the stock rose steeply after the announcement of the new product .

قیمت سهام پس از اعلام محصول جدید به شدت افزایش یافت.

اجرا کردن

به شدت

Ex: The company expanded considerably , reaching new markets .

شرکت به طور قابل توجهی گسترش یافت و به بازارهای جدید دست یافت.

اجرا کردن

به‌طور قابل‌ ملاحظه‌ای

Ex: The road conditions have worsened significantly due to the storm .

شرایط جاده به دلیل طوفان به طور قابل توجهی بدتر شده است.

اجرا کردن

به‌شکل قابل‌ توجهی

Ex: He was substantially compensated for the damages .

او به میزان قابل توجهی برای خسارات جبران شد.

steadily [قید]
اجرا کردن

به‌طور پیوسته

Ex: With consistent practice , his confidence grew steadily in public speaking .

با تمرین مداوم، اعتماد به نفس او در سخنرانی عمومی به طور پیوسته افزایش یافت.

gradually [قید]
اجرا کردن

به‌تدریج

Ex: The temperature dropped gradually throughout the evening .

دما در طول شب به تدریج کاهش یافت.

moderately [قید]
اجرا کردن

تا حد متوسط

Ex: Their campaign was moderately successful in attracting attention .

کمپین آنها در جلب توجه تا حدی موفق بود.

slightly [قید]
اجرا کردن

کمی

Ex: The paint color looks slightly different in natural light .

رنگ نقاشی در نور طبیعی کمی متفاوت به نظر می‌رسد.

slowly [قید]
اجرا کردن

به‌‌آرامی

Ex: She slowly turned the pages of the old book , careful not to tear them .

او آهسته صفحات کتاب قدیمی را ورق زد، مراقب بود که آنها را پاره نکند.