واژگان آیلتس (آکادمیک) - پزشکی

در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پزشکی را یاد خواهید گرفت، مانند "معاینه"، "کاشت"، "ایمن سازی" و غیره، که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
to examine [فعل]
اجرا کردن

معاینه کردن

Ex: The nurse examined the wound to see if it was healing properly .

پرستار زخم را بررسی کرد تا ببیند آیا به درستی در حال بهبود است یا نه.

operation [اسم]
اجرا کردن

عمل جراحی

Ex: The surgical team performed the operation with precision , resulting in a smooth recovery for the patient .

تیم جراحی عمل را با دقت انجام داد، که منجر به بهبودی بدون مشکل بیمار شد.

to reject [فعل]
اجرا کردن

پس زدن (عضو پیوندی)

Ex: Despite initial success , the recipient 's immune system eventually started to reject the new heart .

علیرغم موفقیت اولیه، سیستم ایمنی گیرنده در نهایت شروع به رد قلب جدید کرد.

to treat [فعل]
اجرا کردن

مداوا کردن

Ex: Last week , the doctor promptly treated the wound to prevent infection .

هفته گذشته، دکتر به سرعت زخم را درمان کرد تا از عفونت جلوگیری کند.

acupuncture [اسم]
اجرا کردن

طب سوزنی

Ex: She was skeptical about acupuncture but decided to give it a try .

او نسبت به طب سوزنی شک داشت اما تصمیم گرفت آن را امتحان کند.

to bandage [فعل]
اجرا کردن

بانداژ کردن

Ex: In first aid training , they teach you how to properly bandage different types of injuries .

در آموزش کمک‌های اولیه، به شما یاد می‌دهند که چگونه انواع مختلف آسیب‌ها را به درستی بانداژ کنید.

attendant [اسم]
اجرا کردن

پرستار

Ex:

یک مراقب بیمارستان برای کمک به انتقال بیماران بین بخش‌ها فراخوانده شد.

to consult [فعل]
اجرا کردن

مشورت کردن

Ex: Before accepting the job offer , I consulted with my family to get their input .

قبل از پذیرفتن پیشنهاد کار، با خانواده‌ام مشورت کردم تا نظرشان را بگیرم.

to implant [فعل]
اجرا کردن

کاشتن (پزشکی)

Ex: Researchers are exploring the possibility of implanting electronic devices in the brain to assist with certain neurological conditions .

محققان در حال بررسی امکان کاشت دستگاه‌های الکترونیکی در مغز برای کمک به برخی شرایط عصبی هستند.

medical [صفت]
اجرا کردن

پزشکی

Ex:

جامعه پزشکی بر اهمیت ورزش منظم برای سلامت کلی تأکید می‌کند.

اجرا کردن

سلامت روانی

Ex: He attended a workshop on mental health to learn about coping mechanisms and self-care .
procedure [اسم]
اجرا کردن

عمل جراحی

Ex: Patients are often briefed on the risks and benefits of a procedure before giving consent .

بیماران اغلب قبل از دادن رضایت، در مورد خطرات و مزایای یک روش اطلاع‌رسانی می‌شوند.

sample [اسم]
اجرا کردن

نمونه

Ex: Researchers took a water sample from the river to study its quality .

محققان یک نمونه آب از رودخانه گرفتند تا کیفیت آن را مطالعه کنند.

specialist [اسم]
اجرا کردن

پزشک متخصص

Ex: He saw an orthopedic specialist to get a second opinion on his knee injury .

او به یک متخصص ارتوپدی مراجعه کرد تا نظر دوم را در مورد آسیب زانوی خود بگیرد.

transplant [اسم]
اجرا کردن

عضو پیوندشده

Ex: His body initially rejected the transplant , so the medical team had to adjust his medication .

بدن او در ابتدا پیوند را رد کرد، بنابراین تیم پزشکی مجبور شد داروهایش را تنظیم کند.

abortion [اسم]
اجرا کردن

سقط جنین

Ex: The hospital 's records listed the event as a missed abortion when the embryo had no heartbeat .

سوابق بیمارستان این رویداد را به عنوان یک سقط جنین از دست رفته فهرست کردند، زمانی که جنین ضربان قلب نداشت.

admission [اسم]
اجرا کردن

پذیرش

Ex: The museum offers free admission to children under the age of twelve .

موزه ورود رایگان را به کودکان زیر دوازده سال ارائه می‌دهد.

to diagnose [فعل]
اجرا کردن

تشخیص دادن

Ex: Last week , the doctor promptly diagnosed the root cause of the symptoms .

هفته گذشته، پزشک به سرعت علت اصلی علائم را تشخیص داد.

اجرا کردن

ترشح کردن

Ex: The wound became increasingly painful and started to discharge pus , prompting the patient to seek medical care .

زخم به طور فزاینده‌ای دردناک شد و شروع به ترشح چرک کرد، که بیمار را به دنبال مراقبت پزشکی برد.

اجرا کردن

بستری

Ex: The clinic called the family to explain the reasons for hospitalization and the expected next steps .

کلینیک با خانواده تماس گرفت تا دلایل بستری شدن و مراحل بعدی مورد انتظار را توضیح دهد.

to immunize [فعل]
اجرا کردن

مصون ساختن (از طریق واکسن)

Ex: During the campaign , volunteers tirelessly immunized thousands of people in remote villages .

در طول این کمپین، داوطلبان بی‌وقفه هزاران نفر را در روستاهای دورافتاده واکسینه کردند.

nose job [اسم]
اجرا کردن

جراحی زيبايی بینی

Ex: The actress denied rumors of having a nose job , attributing her changed appearance to makeup techniques .

بازیگر شایعات انجام جراحی بینی را رد کرد و تغییر ظاهر خود را به تکنیک‌های آرایش نسبت داد.

paramedic [اسم]
اجرا کردن

بهیار

Ex:

پارامدیک CPR نجات‌بخش را به بیمار تجویز کرد قبل از اینکه او را به بیمارستان منتقل کند.

physician [اسم]
اجرا کردن

پزشک

Ex: Physicians must stay updated with the latest medical research and treatments to provide optimal care .

پزشکان باید با آخرین تحقیقات و درمان‌های پزشکی به‌روز باشند تا مراقبت بهینه ارائه دهند.

اجرا کردن

روان‌پزشک

Ex: As a child psychiatrist , he works with young patients to address behavioral and emotional issues .

به عنوان یک روانپزشک کودک، او با بیماران جوان کار می‌کند تا مسائل رفتاری و عاطفی را برطرف کند.

to soothe [فعل]
اجرا کردن

آرام کردن

Ex: He is soothing his sore throat with a warm cup of tea .

او با یک فنجان چای گرم گلودردش را تسکین می‌دهد.

to stitch [فعل]
اجرا کردن

بخیه زدن

Ex: The nurse stitched the laceration on the child 's knee to stop the bleeding .

پرستار زخم روی زانوی کودک را دوخت تا خونریزی را متوقف کند.

اجرا کردن

واکسینه کردن

Ex: Healthcare workers play a vital role in the community by regularly vaccinating individuals to prevent the spread of diseases .

کارکنان بهداشت و درمان با واکسینه کردن منظم افراد برای جلوگیری از شیوع بیماری‌ها، نقش حیاتی در جامعه ایفا می‌کنند.

ward [اسم]
اجرا کردن

بخش (بیمارستان)

Ex: They visited the psychiatric ward to see a friend who was receiving treatment .

آن‌ها به بخش روانپزشکی سر زدند تا دوستی را که تحت درمان بود ببینند.