واژگان آیلتس (آکادمیک) - سیاست

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره سیاست، مانند "کنگره"، "فدرال"، "رأی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس لازم است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
affair [اسم]
اجرا کردن

رویداد

Ex: The town organized a cultural affair each summer .
bill [اسم]
اجرا کردن

لایحه

Ex: After several debates , the bill was passed and became law .
Congress [اسم]
اجرا کردن

کنگره ایالات متحده آمریکا

Ex:
council [اسم]
اجرا کردن

شورا

Ex: Residents can submit complaints to the council office .

ساکنان می‌توانند شکایات خود را به دفتر شورا ارائه دهند.

to debate [فعل]
اجرا کردن

مناظره کردن

Ex: Scientists debated the validity of the new research findings during the conference .

دانشمندان در مورد اعتبار یافته‌های جدید تحقیقاتی در طول کنفرانس بحث کردند.

democracy [اسم]
اجرا کردن

دولت برخوردار از دموکراسی

Ex: A functioning democracy ensures that all voices are heard through representation .

یک دموکراسی کارآمد تضمین می‌کند که همه صداها از طریق نمایندگی شنیده شوند.

to elect [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن (از طریق رأی‌گیری)

Ex: Over the years , voters in the region have elected leaders with diverse backgrounds .
to govern [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: Social norms govern how we interact with others in society .

هنجارهای اجتماعی حکمفرما هستند بر چگونگی تعامل ما با دیگران در جامعه.

activist [اسم]
اجرا کردن

فعال (سیاسی، اجتماعی)

Ex: Many activists are using social media to spread awareness and gather support for their causes .

بسیاری از فعالان از رسانه‌های اجتماعی برای گسترش آگاهی و جمع‌آوری حمایت برای اهداف خود استفاده می‌کنند.

absolutism [اسم]
اجرا کردن

مطلق‌گرایی

Ex: The rise of absolutism in the 17th century reshaped European politics .
alliance [اسم]
اجرا کردن

ائتلاف

Ex: The environmental organization formed an alliance with local communities to promote sustainable practices .
ambassador [اسم]
اجرا کردن

سفیر

Ex: He served as an ambassador for over a decade , advocating for his country 's interests abroad .

او به مدت بیش از یک دهه به عنوان سفیر خدمت کرد و از منافع کشورش در خارج از کشور دفاع کرد.

autonomy [اسم]
اجرا کردن

خودمختاری

Ex: The treaty ensured the cultural autonomy of the indigenous communities .

معاهده خودمختاری فرهنگی جوامع بومی را تضمین کرد.

ballot [اسم]
اجرا کردن

برگه رأی

Ex: Election officials prepared the ballots in advance .
bilateral [صفت]
اجرا کردن

متقابل

Ex: The bilateral aid package was designed to help both countries .

بسته کمک دو جانبه برای کمک به هر دو کشور طراحی شده بود.

bureau [اسم]
اجرا کردن

اداره

Ex: Citizens can contact the consumer affairs bureau to report issues with products and services , seeking assistance and resolution .

شهروندان می‌توانند برای گزارش مشکلات مربوط به محصولات و خدمات، با دفتر امور مصرف‌کنندگان تماس بگیرند و درخواست کمک و راه‌حل کنند.

capitalism [اسم]
اجرا کردن

نظام سرمایه‌داری

Ex: Capitalism encourages competition and innovation among businesses to meet consumer demand .

سرمایه‌داری رقابت و نوآوری را در میان کسب‌وکارها برای پاسخگویی به تقاضای مصرف‌کننده تشویق می‌کند.

diplomacy [اسم]
اجرا کردن

دیپلماسی

Ex: The crisis was resolved through quiet diplomacy behind the scenes .
اجرا کردن

قانون اساسی

Ex: In Canada , the constitution includes both written laws and unwritten conventions that shape the functioning of the government .

در کانادا، قانون اساسی شامل قوانین مکتوب و کنوانسیون‌های نانوشته‌ای است که عملکرد دولت را شکل می‌دهد.

اجرا کردن

اتحادیه اروپا

Ex: The European Union has a common currency , the euro , used by 19 of its members .

اتحادیه اروپا یک ارز مشترک دارد، یورو، که توسط 19 عضو آن استفاده می‌شود.

fanatic [اسم]
اجرا کردن

فرد تندرو

Ex: She was known as a sports fanatic , following every game with fervent dedication .

او به عنوان یک فناتیک ورزشی شناخته می‌شد، که هر بازی را با تعصب شدید دنبال می‌کرد.

ideological [صفت]
اجرا کردن

ایدئولوژیکی

Ex: The ideological differences between the two candidates became apparent during the debate .

تفاوت‌های ایدئولوژیک بین دو نامزد در طول مناظره آشکار شد.

اجرا کردن

استقلال

Ex: Independence allows individuals to pursue their dreams without external restrictions .

استقلال به افراد اجازه می‌دهد تا بدون محدودیت‌های خارجی به دنبال رویاهای خود بروند.

اجرا کردن

در سطح بین‌المللی

Ex: The company expanded its operations internationally , opening branches in various countries .

شرکت عملیات خود را در سطح بین‌المللی گسترش داد و در کشورهای مختلف شعبه باز کرد.

globalism [اسم]
اجرا کردن

جهانی‌گرایی

Ex: The rise of globalism has been facilitated by advancements in technology , which make communication and transportation across borders easier .

ظهور جهانی‌گرایی توسط پیشرفت‌های تکنولوژیکی تسهیل شده است، که ارتباطات و حمل و نقل مرزی را آسان‌تر می‌کند.

اجرا کردن

سیستم سهمیه‌بندی

Ex: Under the quota system , only a certain number of immigrants could enter each year .

تحت سیستم سهمیه‌بندی، تنها تعداد مشخصی از مهاجران می‌توانستند هر سال وارد شوند.

refoulement [اسم]
اجرا کردن

بازگرداندن پناهندگان

Ex: The court ruled that the government 's actions constituted refoulement and ordered them to cease deportations immediately .

دادگاه حکم داد که اقدامات دولت refoulement را تشکیل می‌دهد و به آنها دستور داد که فوراً اخراج‌ها را متوقف کنند.

anarchy [اسم]
اجرا کردن

هرج‌ومرج

Ex:

هرج و مرج در خیابان‌ها حاکم بود در حالی که جناح‌های مختلف برای کنترل می‌جنگیدند.