واژگان آیلتس (آکادمیک) - مهاجرت
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مهاجرت، مانند "مهاجر"، "بیگانه"، "اردوگاه" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
someone who comes to live in a foreign country

مهاجر, کوچنشین
مهاجر تطبیق با تفاوتهای فرهنگی در خانه جدیدش را چالشبرانگیز یافت.
a person who is foreign or not native to a particular country or environment

تبعه خارجی, بیگانه
او در جامعه به عنوان یک خارجی در نظر گرفته میشد، که از خارج به آنجا نقل مکان کرده بود.
to leave one's own country in order to live in a foreign country

مهاجرت کردن
هر ساله هزاران نفر از کشورهای در حال توسعه مهاجرت میکنند تا به دنبال چشماندازهای اقتصادی بهتر در اروپای غربی و آمریکای شمالی باشند.
the fact or process of coming to another country to permanently live there

مهاجرت
سیاستهای جدید مهاجرت با هدف کنترل جریان افراد مرزی طراحی شدهاند.
a person who is forced to leave their own country because of war, natural disaster, etc.

پناهنده, آواره
او از کشور جنگزدهاش گریخت و در یک کشور همسایه درخواست وضعیت پناهندگی کرد.
to go and reside in a place as a permanent home

ساکن شدن, اقامت کردن
خانواده تصمیم گرفت در شهر ساحلی ساکن شود تا از ریتم آرامتر زندگی لذت ببرد.
an official mark on someone's passport that allows them to enter or stay in a country

ویزا
او یک ویزای کاری برای زندگی و کار در استرالیا به مدت یک سال گرفت.
the protection that a country grants to someone who has fled their home country because of political reasons

پناهندگی سیاسی
درخواست پناهندگی سیاسی او پس از بررسی دقیق تأیید شد.
the act of permanently leaving one's own country to go and live in another

مهاجرت
بسیاری از جوانان مهاجرت را برای فرصتهای شغلی بهتر در نظر میگیرند.
to come to a foreign country and live there permanently

مهاجرت کردن, مهاجرت کردن
خانواده تصمیم گرفتند به کانادا مهاجرت کنند تا کیفیت زندگی بهتری داشته باشند.
to move from a country or region in search of a better job or living conditions

مهاجرت کردن, کوچ کردن
کارگران ماهر در صنعت فناوری اغلب به مراکز فناوری مانند سیلیکون ولی مهاجرت میکنند.
a person who is not a member of a particular group, society, etc.

بیگانه, خارجی
با وجود سالها کار در آنجا، او هنوز توسط گارد قدیمی به عنوان یک غریبه رفتار میشد.
a community established by people living far from their homeland who retain nationality and cultural ties, without being governed by the home state

کلونی
تجارت بین سکونتگاه و میهن همچنان فعال باقی ماند.
to force a foreigner to leave a country, usually because they have broken the law

اخراج کردن (از کشور میزبان), دیپورت کردن
مأموران گشت مرزی در حال حاضر گروهی از مهاجران دستگیر شده در نزدیکی مرز جنوبی را اخراج میکنند.
an official document that allows a foreigner to work and reside permanently in the United States

کارت سبز, گرین کارت
to grant citizenship to a foreigner

تبعه کردن, به تابعیت کشوری درآوردن، شهروند کردن
دولت تصمیم گرفت چند پناهندهای را که بیش از پنج سال در کشور زندگی کرده بودند تابعیت دهد.
forbidden by the law

غیرقانونی
رانندگی با ماشین بدون گواهینامه رانندگی معتبر غیرقانونی است.
a piece of document which shows a person has the right to work in a particular country

مجوز کار
a military facility where troops are stationed for training or operational purposes

اردوگاه (نظامی), پناهگاه موقت
روحیه در اردوگاه در زمان استراحتشان بالا بود.
to make someone leave their home by force, particularly because of an unpleasant event

بیرون راندن, آواره کردن
بلایای طبیعی مانند طوفان و سیل قدرت جابجایی جوامع کامل را دارند.
a person who is not a legal citizen of the country or city they work or live in

غیرشهروند, خارجی
بسیاری از کشورها شرایط خاص ویزا برای غیر شهروندانی که مایل به کار یا تحصیل در مرزهایشان هستند دارند.
a person actively looking for something, such as truth, knowledge, opportunity, or direction

جستجوگر, جویا، جوینده
او یک جستجوگر کتابها و نسخههای خطی نادر بود.
a facility in which people, such as refugees, young offenders, etc. are held for a short period of time

بازداشتگاه, زندان
کودکان در یک مرکز بازداشت نگهداری میشدند در حالی که والدینشان مدارک را مرتب میکردند.
the act or process of granting a foreigner the citizenship of a country

اعطای تابعیت
a person who moves to a new area to live and establish a community

مهاجر, ساکن
مهاجران زمین را برای کشت محصولات پاکسازی کردند.
the expulsion of a non-citizen or foreigner from a country, often for being undesirable or violating laws

اخراج (از کشور میزبان), دیپورت
اخراج پس از تخلفات مکرر از مقررات ویزا انجام شد.
in a way that lasts or remains unchanged for a very long time

دائماً, بهطور دائم
شرکت به طور دائمی به یک ساختمان اداری جدید نقل مکان کرد.
for a limited period of time

بهطور موقت, موقتاً
او موقتاً به عنوان مشاور برای پروژه کار کرد.
the act of taking control of another country and sending people to settle there

استعمار
بسیاری از فرهنگهای بومی در طول استعمار آفریقا نابود شدند.
