واژگان آیلتس (آکادمیک) - دین

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد دین، مانند "اعتقاد"، "وزیر"، "مقدس" و غیره را که برای آزمون آیلتس لازم است یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
belief [اسم]
اجرا کردن

باور

Ex: His belief in karma led him to always act with kindness towards others .

باور او به کارما باعث شد همیشه با مهربانی با دیگران رفتار کند.

ceremony [اسم]
اجرا کردن

مراسم

Ex: She participated in an ancient ceremony to celebrate the harvest season .

او در یک مراسم باستانی برای جشن گرفتن فصل برداشت شرکت کرد.

custom [اسم]
اجرا کردن

سنت

Ex: In their culture , it is a custom to bow as a sign of respect .
priest [اسم]
اجرا کردن

کشیش

Ex: The priest heard confessions every Saturday afternoon .

کشیش هر شنبه بعد از ظهر اعترافات را می‌شنید.

religious [صفت]
اجرا کردن

مذهبی

Ex: He observed religious customs and traditions passed down through generations .

او به آداب و رسوم مذهبی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود، پایبند بود.

prayer [اسم]
اجرا کردن

دعاکردن

Ex: During times of hardship , many turn to prayer as a source of comfort and hope .
anniversary [اسم]
اجرا کردن

سالگرد

Ex: The couple exchanged gifts to mark their tenth anniversary .

زوجین به مناسبت دهمین سالگرد ازدواجشان به یکدیگر هدیه دادند.

to convert [فعل]
اجرا کردن

تغییر مذهب دادن

Ex: Ahmed 's study of Islamic philosophy and theology inspired him to convert to Islam .

مطالعه احمد در فلسفه و الهیات اسلامی او را به گرایش به اسلام الهام بخشید.

minister [اسم]
اجرا کردن

کشیش

Ex: She decided to become a minister after feeling called to serve others through her faith .

او پس از احساس فراخوانده شدن برای خدمت به دیگران از طریق ایمانش، تصمیم گرفت وزیر شود.

service [اسم]
اجرا کردن

مراسم (کلیسا)

Ex: The memorial service honored the life of a beloved community member .

مراسم یادبود زندگی یک عضو محبوب جامعه را گرامی داشت.

soul [اسم]
اجرا کردن

روح

Ex: Meditation and prayer are practices that help him nourish his soul .

مدیتیشن و نماز تمرین‌هایی هستند که به او کمک می‌کنند روح خود را تغذیه کند.

spiritual [صفت]
اجرا کردن

مذهبی

Ex: The cathedral 's architecture evoked a sense of spiritual awe and reverence .

معماری کلیسا احساسی از ترس و احترام معنوی را برانگیخت.

اجرا کردن

بزرگداشت (به یاد کسی) بر پا کردن

Ex: A special event was organized to commemorate the scientist 's groundbreaking discovery .

یک رویداد ویژه برای یادبود کشف انقلابی دانشمند سازماندهی شد.

monastery [اسم]
اجرا کردن

دیر (مسیحیان)

Ex: The monastery is known for its centuries-old manuscripts and religious artifacts .

صومعه به دلیل دستنوشته‌های چند صد ساله و آثار مذهبی‌اش شناخته شده است.

ritual [اسم]
اجرا کردن

آیین

Ex:

شرکت‌کنندگان در مراسم، آیین خم شدن و خواندن دعاها را دنبال کردند.

reunion [اسم]
اجرا کردن

اتحاد مجدد

Ex: A military reunion was arranged for veterans to share their experiences .

یک دیدار نظامی برای کهنه‌سربازان ترتیب داده شد تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.

sacrifice [اسم]
اجرا کردن

قربانی (مذهبی)

Ex: Human sacrifices were part of certain historical rites .
sacred [صفت]
اجرا کردن

مذهبی

Ex: The temple is a sacred place of worship for Hindus .

معبد یک مکان مقدس برای عبادت هندوها است.

to worship [فعل]
اجرا کردن

عبادت کردن

Ex: In traditional cultures , people would gather at the sacred stone circle to worship the sun god and celebrate the changing seasons .

در فرهنگ‌های سنتی، مردم در دایره‌ی سنگی مقدس جمع می‌شدند تا پرستش خدای خورشید را انجام دهند و تغییر فصل‌ها را جشن بگیرند.

afterlife [اسم]
اجرا کردن

زندگی پس از مرگ

Ex: Philosophers have long debated whether the afterlife truly exists .

فیلسوفان مدت‌هاست درباره اینکه آیا زندگی پس از مرگ واقعاً وجود دارد یا نه بحث کرده‌اند.

atheism [اسم]
اجرا کردن

خداناباوری

Ex: The rise of atheism in the community led to more secular events .

افزایش بی‌خدایی در جامعه منجر به رویدادهای سکولار بیشتری شد.

baptism [اسم]
اجرا کردن

غسل تعمید

Ex: During the baptism , the priest poured water over the child 's head .

در طول تعمید، کشیش آب را بر سر کودک ریخت.

clergy [اسم]
اجرا کردن

روحانیون

Ex: The clergy discussed the new policy at their monthly meeting .

روحانیون در جلسه ماهانه خود درباره سیاست جدید بحث کردند.

deity [اسم]
اجرا کردن

الهه

Ex: The statue in the shrine depicted a revered deity .

مجسمه در حرم یک خدای مورد احترام را به تصویر کشیده بود.

fanaticism [اسم]
اجرا کردن

تعصب

Ex: Many historical tragedies have been the result of unchecked fanaticism and extreme ideologies .

بسیاری از تراژدی‌های تاریخی نتیجه تعصب کنترل نشده و ایدئولوژی‌های افراطی بوده‌اند.

Gospel [اسم]
اجرا کردن

انجیل (عهد جدید)

Ex: She quoted a verse from the Gospel of John during the discussion .
divine [صفت]
اجرا کردن

مقدس

Ex: She made a divine vow to serve the deity faithfully .