واژگان آیلتس (آکادمیک) - جنگ
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره جنگ، مانند "نگهبان"، "سلاح"، "نیرو" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a fight between opposing armed forces, particularly during a war

نبرد, جنگ
سربازان با مرور استراتژی و تاکتیکها برای نبرد پیش رو آماده شدند.
a place with buildings and facilities for military operations and activities

پایگاه, مقر
پایگاه در نزدیکی ساحل واقع شده است.
to break apart violently and noisily in a way that causes destruction

منفجر شدن, ترکیدن
بمب منفجر شد، شیشهها را خرد کرد و به ساختمانها آسیب رساند.
a group of trained and organized people such as the police, soldiers, etc.

نیرو (پلیس و...)
نیروی عملیات ویژه برای مدیریت مأموریت پرخطر و ایمنسازی گروگانها مستقر شد.
to protect a person, place, or property against harm or an attack

محافظت کردن, نگهبانی کردن
یک نجاتغریق در استخر مستقر شده است تا شناگران را در برابر شرایط اضطراری محافظت کند.
to give an instruction to someone to do something through one's authority

دستور دادن, فرمان دادن
مدیر به تیم دستور داد که پروژه را تا پایان هفته تکمیل کنند.
a person, building, or area marked to be attacked

هدف
ارتش یک هدف کلیدی برای عملیات شناسایی کرد.
an object that can physically harm someone or something, such as a gun, bomb, knife, etc.

جنگافزار, سلاح
در اختیار داشتن سلاح مرگبار بدون مجوز جرمی جدی است.
the branch of the armed forces that operates in the air using fighter aircraft

نیروی هوایی
او تصمیم گرفت به نیروی هوایی بپیوندد تا خلبان شود و به کشورش خدمت کند.
weapons in general, especially those used by the military

تسلیحات
سربازان قبل از اعزام به خط مقدم، به طور گسترده در استفاده از انواع سلاحها آموزش دیدند.
to give an official order to a person or an animal to perform a particular task

فرمان دادن, دستور دادن
مربی به تیم دستور میدهد که روی استراتژی دفاعی خود تمرکز کنند.
a hostile encounter between armed forces during a war

درگیری نظامی
کشور در طول دهه در چندین درگیری درگیر بود.
to enter a territory using armed forces in order to occupy or take control of it

هجوم بردن, حمله کردن
از نظر تاریخی، امپراتوریها اغلب به دنبال حمله و گسترش قلمرو خود بودند.
relating to the study or principles of warfare

جنگی, نظامی
کتاب نظریه نظامی را در طول قرنها تحلیل میکند.
the branch of the armed forces that operates at sea using warships, destroyers, etc.

نیروی دریایی
او به نیروی دریایی پیوست تا به دنیا سفر کند و به کشورش خدمت کند.
a person who has just joined the military and is undergoing initial training or has recently begun service

سرباز جدید, نیروی جدید (در پلیس یا نیروهای مسلح)
به سربازان تازه یونیفرم داده شد و به پادگانها اختصاص یافتند.
the act of using violence such as killing people, bombing, etc. to gain political power

تروریسم, هراسافکنی
تلاشهای بینالمللی برای جلوگیری از تروریسم و ترویج صلح ادامه دارد.
armed forces or soldiers, especially by large numbers

سربازان
در طول رژه، هر دستهنظامی با هماهنگی کامل راهپیمایی کرد، آموزش سختگیرانه و انضباط خود را به نمایش گذاشت.
someone who enlists in the armed forces without being forced

سرباز داوطلب
an injury inflicted on the body especially one that seriously damages the skin or the flesh

زخم, جراحت
او زخم را با دقت تمیز کرد تا از عفونت جلوگیری کند.
to murder a prominent figure in a sudden attack, usually for political purposes

ترور کردن, به قتل رساندن
یک تیرانداز تنها تلاش کرد تا رئیس جمهور را در جریان مراسم عمومی ترور کند.
to violently damage or destroy something using explosives

منفجر کردن
معدنچیان برای رسیدن به کانیهای ارزشمند زیرین، سنگ را منفجر کردند.
someone who is killed or wounded during a war or an accident

تلفات, زخمی، کشته
در طول درگیری، آمار تلفات به شدت افزایش یافت، با گزارشهایی که نشان میدهد هزاران غیرنظامی جان خود را از دست دادند.
methods of warfare using chemical weapons

جنگ شیمیایی
ملتها پس از درک اثرات وحشتناک جنگ شیمیایی، موافقت کردند که آن را ممنوع کنند.
a person who is not a member of or not on active duty in armed forces or the police

فرد غیرنظامی
به عنوان یک غیرنظامی، به او اجازه دسترسی به پایگاه نظامی داده نشد.
a war that is between people who are in the same country

جنگ داخلی
جنگ داخلی انگلستان در قرن هفدهم حامیان پارلمان را در مقابل وفاداران به سلطنت قرار داد.
a state of unfriendly relationship between two states which are not openly at war with each other

جنگ سرد
علیرغم جنگ سرد، مذاکرات دیپلماتیک در پشت صحنه ادامه یافت.
unfriendly or aggressive toward others

پرخاشگر, خصمانه
همکار خصومتآمیز همکاری مؤثر را برای دیگران چالشبرانگیز کرد.
a weapon that carries explosives and can be guided to strike a distant target

موشک
موشکهای مدرن میتوانند صدها کیلومتر را با دقت طی کنند.
any object fired or thrown at a person or thing for the purpose of hurting or destroying them

پرتابه
جمعیت از پرتابههای مختلف برای اعتراض استفاده کردند، بطریها و سنگها را به سمت مقامات پرتاب کردند.
