واژگان آیلتس (آکادمیک) - جغرافیا

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد جغرافیا، مانند "قطب جنوب"، "شرقی"، "کوهستانی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
ashore [قید]
اجرا کردن

به‌سوی خشکی

Ex: Tourists waded ashore from the anchored ferry .

گردشگران از کشتی پهلو گرفته به سمت ساحل راه افتادند.

Arctic [اسم]
اجرا کردن

شمالگان

Ex: Icebreakers are essential for navigation in the Arctic .
bank [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The trees on the bank provided much-needed shade for the hikers resting by the river .

درختان روی کناره رودخانه سایه بسیار مورد نیاز را برای کوهنوردانی که در کنار رودخانه استراحت می‌کردند فراهم کردند.

bend [اسم]
اجرا کردن

پیچ

Ex: The river took a meandering bend through the picturesque valley .

رودخانه یک پیچ پرپیچ و خم را از میان دره‌ی نقاشی‌وار طی کرد.

coastline [اسم]
اجرا کردن

خط ساحلی

Ex: The country has a long and diverse coastline .

کشور دارای یک خط ساحلی طولانی و متنوع است.

eastern [صفت]
اجرا کردن

شرقی

Ex: The sun rises in the eastern part of the sky .

خورشید در بخش شرقی آسمان طلوع می‌کند.

western [صفت]
اجرا کردن

غربی

Ex: They live in a small village on the western edge of the country .

آن‌ها در یک روستای کوچک در لبه غربی کشور زندگی می‌کنند.

northern [صفت]
اجرا کردن

شمالی

Ex: The northern border of the state is marked by a river .

مرز شمالی ایالت با یک رودخانه مشخص شده است.

southern [صفت]
اجرا کردن

جنوبی

Ex: The southern coastline is a popular destination for tourists seeking coastal scenery .

خط ساحلی جنوبی مقصدی محبوب برای گردشگرانی است که به دنبال مناظر ساحلی هستند.

اجرا کردن

جغرافیایی

Ex:

مناطق جغرافیایی، مانند بیابان‌ها و جنگل‌های بارانی، دارای آب‌وهوا و اکوسیستم‌های متمایزی هستند.

port [اسم]
اجرا کردن

شهر بندری

Ex: Dockworkers at the port worked tirelessly to unload the cargo .
woodland [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The woodland was alive with the sounds of birds chirping and leaves rustling in the breeze .

جنگل با صدای پرندگان در حال آواز خواندن و برگ‌هایی که در باد زمزمه می‌کردند، زنده بود.

canyon [اسم]
اجرا کردن

ژرف‌دره

Ex: He took a photo of the sunset over the canyon .

او از غروب آفتاب بر فراز دره عکس گرفت.

highland [اسم]
اجرا کردن

کوهسار

Ex: The Tibetan Plateau is known as the " Roof of the World , " a vast highland with towering peaks and expansive plateaus .

فلات تبت به عنوان "بام جهان" شناخته می‌شود، یک سرزمین مرتفع وسیع با قله‌های بلند و فلات‌های گسترده.

glacier [اسم]
اجرا کردن

یخچال طبیعی

Ex:

او منابع انرژی تجدیدپذیر را به سوخت‌های فسیلی ترجیح می‌دهد.

reef [اسم]
اجرا کردن

صخره (مرجانی و...)

tropical [صفت]
اجرا کردن

استوایی

Ex:

طوفان‌های گرمسیری، مانند طوفان‌ها و توفان‌ها، می‌توانند باران‌های سنگین و بادهای شدید به همراه داشته باشند.

stream [اسم]
اجرا کردن

نهر

Ex: She washed her hands in the cold stream after the long walk .

او بعد از پیاده‌روی طولانی دست‌هایش را در جویبار سرد شست.

horizon [اسم]
اجرا کردن

افق

Ex: The plane disappeared over the horizon as it flew toward its destination .

هواپیما در حالی که به سمت مقصد خود پرواز می‌کرد، از روی افق ناپدید شد.

gulf [اسم]
اجرا کردن

خلیج

Ex: The gulf stream affects the climate of much of Western Europe .

گلف استریم بر آب و هوای بخش زیادی از اروپای غربی تأثیر می‌گذارد.

longitude [اسم]
اجرا کردن

طول جغرافیایی

Ex: Geographic information systems ( GIS ) rely on longitude and latitude coordinates for mapping .

سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای نقشه‌برداری به مختصات طول جغرافیایی و عرض جغرافیایی متکی هستند.

اجرا کردن

قله کوه

Ex:

طلوع آفتاب از قله کوه نفس‌گیر بود و صعود را ارزشمند کرد.

Arctic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به قطب شمال

Ex: Arctic communities rely on traditional knowledge and skills to thrive in their environment .

جوامع قطبی به دانش و مهارت‌های سنتی متکی هستند تا در محیط خود رشد کنند.

اجرا کردن

اصلاح‌شده ژنتیکی

Ex: Genetically modified animals are used in medical research to study human diseases .

حیوانات تراریخته در تحقیقات پزشکی برای مطالعه بیماری‌های انسانی استفاده می‌شوند.