واژگان آیلتس (آکادمیک) - شیمی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد شیمی، مانند "آرسنیک"، "کاتالیزور"، "تقطیر"، و غیره را که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
carbon [اسم]
اجرا کردن

کربن

Ex: The industrial process emits large amounts of carbon into the atmosphere .

فرآیند صنعتی مقادیر زیادی کربن را در اتمسفر منتشر می‌کند.

copper [اسم]
اجرا کردن

مس

Ex: The ancient Egyptians used copper for making tools , jewelry , and decorative items .

مصریان باستان از مس برای ساخت ابزار، جواهرات و وسایل تزئینی استفاده می‌کردند.

gold [اسم]
اجرا کردن

طلا

Ex: The crown jewels of the monarch are encrusted with diamonds and set in gold .

جواهرات تاج پادشاه با الماس تزئین شده و در طلا قرار گرفته‌اند.

iron [اسم]
اجرا کردن

آهن

Ex: Iron plays a crucial role in transporting oxygen from the lungs to the rest of the body .

آهن نقش حیاتی در انتقال اکسیژن از ریه‌ها به بقیه بدن دارد.

lead [اسم]
اجرا کردن

سرب (شیمی)

Ex: Despite its toxicity , lead was extensively used in the past for various applications , including soldering and radiation shielding .

علیرغم سمیت آن، سرب در گذشته به طور گسترده برای کاربردهای مختلف از جمله لحیم کاری و محافظت در برابر تشعشع استفاده می‌شد.

acid [اسم]
اجرا کردن

اسید

Ex:

دانشمند با احتیاط اسید سولفوریک را در آزمایشگاه جابه‌جا کرد، آگاه از خواص بسیار خورنده آن.

catalyst [اسم]
اجرا کردن

کاتالیزور

Ex: Platinum nanoparticles acted as an effective catalyst for the reaction , significantly lowering the activation energy needed .

نانوذرات پلاتین به عنوان یک کاتالیزور مؤثر برای واکنش عمل کردند و انرژی فعالسازی مورد نیاز را به میزان قابل توجهی کاهش دادند.

element [اسم]
اجرا کردن

عنصر

Ex: Hydrogen is the simplest element , with only one proton in its nucleus .

عنصر ساده‌ترین هیدروژن است، با تنها یک پروتون در هسته آن.

compound [اسم]
اجرا کردن

ترکیب (شیمیایی)

Ex: Table salt is a compound made from sodium and chlorine .

نمک خوراکی یک ترکیب ساخته شده از سدیم و کلر است.

to hydrate [فعل]
اجرا کردن

هیدراته کردن

Ex:

سولفات مس بی‌آب به راحتی در محیط‌های مرطوب هیدراته می‌شود.

mixture [اسم]
اجرا کردن

مخلوط

Ex: Oil and water create a mixture that separates when left undisturbed .

روغن و آب یک مخلوط ایجاد می‌کنند که هنگام بی‌حرکت ماندن جدا می‌شود.

balanced [صفت]
اجرا کردن

متوازن

Ex: The dancer demonstrated grace and agility with her balanced movements .

رقصنده با حرکات متعادل خود ظرافت و چابکی را نشان داد.

to behave [فعل]
اجرا کردن

واکنش نشان دادن

Ex: Water behaves uniquely at freezing temperatures , expanding instead of contracting .

آب در دمای انجماد به روشی منحصر به فرد رفتار می‌کند، به جای انقباض، منبسط می‌شود.

bond [اسم]
اجرا کردن

پیوند شیمیایی

Ex: The strength of a chemical bond is determined by factors such as bond length , bond angle , and bond energy .

قدرت یک پیوند شیمیایی توسط عواملی مانند طول پیوند، زاویه پیوند و انرژی پیوند تعیین می‌شود.

to catalyze [فعل]
اجرا کردن

کاتالیز کردن

Ex: In the presence of sunlight , chlorophyll in plant cells can catalyze the conversion of carbon dioxide and water into glucose .

در حضور نور خورشید، کلروفیل در سلول‌های گیاهی می‌تواند تبدیل دی‌اکسید کربن و آب به گلوکز را کاتالیز کند.

اجرا کردن

آب از دست دادن

Ex: When excess water is removed , cement can dehydrate , leading to a loss of strength and durability .

وقتی آب اضافی حذف می‌شود، سیمان می‌تواند آب خود را از دست بدهد، که منجر به از دست رفتن استحکام و دوام می‌شود.

to distill [فعل]
اجرا کردن

تقطیر کردن

Ex:

دانشمندان در حال تقطیر مخلوط بودند تا اجزای آن را جدا کنند.

equation [اسم]
اجرا کردن

معادله شیمیایی

Ex: The laboratory notebook contained all reaction equations .
formula [اسم]
اجرا کردن

فرمول شیمیایی

Ex: The compound 's formula indicates the ratio of atoms .
اجرا کردن

رسوب کردن

Ex: As the temperature dropped , the dissolved minerals in the water started to precipitate , forming deposits on the surface of the pipes .

با کاهش دما، مواد معدنی حل شده در آب شروع به ته نشین شدن کردند و رسوباتی روی سطح لوله‌ها تشکیل دادند.

reaction [اسم]
اجرا کردن

واکنش

Ex: The reaction released heat , indicating it was exothermic .

واکنش گرما آزاد کرد که نشان می‌دهد گرماده بود.

aluminum [اسم]
اجرا کردن

آلومینیم

Ex:

آلومینیوم معمولاً برای بسته‌بندی غذا استفاده می‌شود زیرا مانعی در برابر رطوبت، نور و هوا فراهم می‌کند.