واژگان آیلتس (آکادمیک) - زیست‌شناسی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد زیست‌شناسی، مانند "چرخه"، "ژن"، "حاصلخیز" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
biology [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: They spent the summer conducting biology experiments in the university lab .

آنها تابستان را به انجام آزمایش‌های زیست‌شناسی در آزمایشگاه دانشگاه گذراندند.

biologist [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناس

Ex: He became a biologist because of his deep fascination with how different species adapt to their environments .

او به دلیل علاقه عمیقش به چگونگی سازگاری گونه‌های مختلف با محیط‌هایشان، زیست‌شناس شد.

cycle [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex: Understanding biological cycles helps scientists study the health of ecosystems .

درک چرخه‌های زیستی به دانشمندان کمک می‌کند تا سلامت اکوسیستم‌ها را مطالعه کنند.

to divide [فعل]
اجرا کردن

تقسیم کردن

Ex: Last year , the government divided the large region into smaller administrative units .

سال گذشته، دولت منطقه بزرگ را به واحدهای اداری کوچکتر تقسیم کرد.

bacteria [اسم]
اجرا کردن

باکتری

Ex: The scientist studied the bacteria under a microscope to identify their characteristics .

دانشمند باکتری‌ها را زیر میکروسکوپ مطالعه کرد تا ویژگی‌های آنها را شناسایی کند.

cell [اسم]
اجرا کردن

سلول

Ex: Cells can be classified into two main categories : prokaryotic cells , lacking a nucleus , and eukaryotic cells , which have a nucleus enclosed within a membrane .

سلول‌ها را می‌توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: سلول‌های پروکاریوتی، که فاقد هسته هستند، و سلول‌های یوکاریوتی، که هسته‌ای محصور در غشاء دارند.

DNA [اسم]
اجرا کردن

دی‌ان‌ای

Ex: Scientists use DNA analysis to identify individuals in criminal investigations .

دانشمندان از تجزیه و تحلیل DNA برای شناسایی افراد در تحقیقات جنایی استفاده می‌کنند.

biological [صفت]
اجرا کردن

بیولوژیکی

Ex: Biological experiments often involve observing the behavior of organisms in controlled settings .

آزمایش‌های زیستی اغلب شامل مشاهده رفتار ارگانیسم‌ها در محیط‌های کنترل‌شده می‌شوند.

evolution [اسم]
اجرا کردن

فرگشت

Ex: The fossil record provides evidence of the evolution of life forms from simple single-celled organisms to complex multicellular ones .

سوابق فسیلی شواهدی از تکامل اشکال زندگی از موجودات تک سلولی ساده تا موجودات چند سلولی پیچیده ارائه می‌دهد.

to evolve [فعل]
اجرا کردن

تکامل یافتن (زیست‌شناسی)

Ex: Whales , originally land-dwelling mammals , evolved over millions of years to adapt to aquatic environments

نهنگ‌ها، که در اصل پستانداران ساکن خشکی بودند، طی میلیون‌ها سال تکامل یافتند تا با محیط‌های آبی سازگار شوند.

gene [اسم]
اجرا کردن

ژن

Ex: His athletic abilities might be related to a specific gene he inherited .

توانایی‌های ورزشی او ممکن است به یک ژن خاص که به ارث برده مربوط باشد.

genetics [اسم]
اجرا کردن

علم ژنتیک

Ex: She is pursuing a degree in genetics to research genetic disorders .

او برای تحقیق در مورد اختلالات ژنتیکی در حال تحصیل در مقطع ژنتیک است.

organism [اسم]
اجرا کردن

جاندار

Ex: Scientists study how environmental changes affect the behavior and survival of organisms .

دانشمندان مطالعه می‌کنند که چگونه تغییرات محیطی بر رفتار و بقای ارگانیسم‌ها تأثیر می‌گذارد.

species [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: The domestic dog is a species of the genus Canis that has been selectively bred by humans for thousands of years .

سگ خانگی یک گونه از سرده Canis است که برای هزاران سال توسط انسان‌ها به صورت انتخابی پرورش داده شده است.

fertile [صفت]
اجرا کردن

بارور

Ex: The fertile land near the river produces abundant harvests each year .

زمین حاصلخیز نزدیک رودخانه هر سال محصولات فراوانی تولید می‌کند.

mutation [اسم]
اجرا کردن

جهش (زیست‌شناسی)

Ex: Scientists are studying the mutation responsible for giving certain plants drought resistance .

دانشمندان در حال مطالعه جهش مسئول مقاومت به خشکی در برخی گیاهان هستند.

organic [صفت]
اجرا کردن

آلی

Ex: Organic pollutants , such as pesticides and industrial chemicals , can have adverse effects on the environment and living organisms .

آلاینده‌های آلی، مانند آفت‌کش‌ها و مواد شیمیایی صنعتی، می‌توانند اثرات نامطلوبی بر محیط زیست و موجودات زنده داشته باشند.

metabolism [اسم]
اجرا کردن

متابولیسم

Ex: Some people have a fast metabolism , allowing them to burn calories quickly even at rest .

برخی افراد متابولیسم سریعی دارند که به آنها اجازه می‌دهد حتی در حالت استراحت نیز کالری‌ها را سریع بسوزانند.

اجرا کردن

تولیدمثل کردن

Ex: Microorganisms can reproduce rapidly , increasing their population .

میکروارگانیسم‌ها می‌توانند به سرعت تولید مثل کنند و جمعیت خود را افزایش دهند.

parasite [اسم]
اجرا کردن

انگل

Ex: Scientists are studying the life cycle of the parasite to develop better treatments and preventative measures for the diseases it causes .

دانشمندان در حال مطالعه چرخه زندگی انگل هستند تا درمان‌ها و اقدامات پیشگیرانه بهتری برای بیماری‌هایی که ایجاد می‌کند، توسعه دهند.

tissue [اسم]
اجرا کردن

بافت

Ex:

بافت عصبی تکانه‌های الکتریکی را در سراسر بدن حمل می‌کند و ارتباط بین سلول‌ها را تسهیل می‌نماید.

antibody [اسم]
اجرا کردن

پادتن

Ex:

پادتن‌های مونوکلونال برخی سرطان‌ها را درمان می‌کنند.

dominant [صفت]
اجرا کردن

غالب (ژنتیک)

Ex:

یک ژن غالب برای موهای صاف می‌تواند هر ژن مغلوب برای موهای موج‌دار را پنهان کند.

اجرا کردن

مهندسی ژنتیک

Ex: Critics of genetic engineering argue that modifying the genomes of organisms could have unforeseen environmental and health consequences .

منتقدان مهندسی ژنتیک استدلال می‌کنند که تغییر ژنوم موجودات زنده می‌تواند پیامدهای غیرمنتظره‌ای برای محیط زیست و سلامت داشته باشد.

male [صفت]
اجرا کردن

مذکر

Ex: Jack noticed the male cardinal 's brighter colors compared to the female as they foraged for food .

جک متوجه رنگ‌های روشن‌تر کاردینال نر در مقایسه با ماده شد در حالی که آنها در جستجوی غذا بودند.

female [صفت]
اجرا کردن

مؤنث

Ex: Despite being smaller , the female octopus displays incredible intelligence and problem-solving abilities .

علیرغم کوچکتر بودن، ماده اختاپوس هوش و توانایی‌های حل مسئله باورنکردنی را نشان می‌دهد.

RNA [اسم]
اجرا کردن

آران‌ای

Ex:

آر ان ای ریبوزومی به جمع آوری اسیدهای آمینه به پروتئین‌ها کمک می‌کند.

virus [اسم]
اجرا کردن

ویروس

Ex: Viruses can be spread through coughing and sneezing .

ویروس‌ها می‌توانند از طریق سرفه و عطسه پخش شوند.