واژگان آیلتس (آکادمیک) - نمودارها و ارقام

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد نمودارها و اشکال، مانند "افقی"، "نمودار"، "به تصویر کشیدن" و غیره را که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
bar chart [اسم]
اجرا کردن

نمودار میله‌ای

Ex: Each bar in the bar chart represents a specific category .

هر میله در نمودار میله‌ای یک دسته خاص را نشان می‌دهد.

diagram [اسم]
اجرا کردن

نمودار

Ex: The textbook featured a diagram of the human circulatory system to aid in learning .

کتاب درسی شامل یک نمودار از سیستم گردش خون انسان برای کمک به یادگیری بود.

pie chart [اسم]
اجرا کردن

نمودار دایره‌ای

Ex: To visualize the survey results , we created a pie chart representing the percentage of different age groups .

برای تجسم نتایج نظرسنجی، یک نمودار دایره‌ای ایجاد کردیم که درصد گروه‌های سنی مختلف را نشان می‌دهد.

table [اسم]
اجرا کردن

نمودار

Ex:

جدول تناوبی عناصر را بر اساس عدد اتمی و خواص سازماندهی می‌کند.

axis [اسم]
اجرا کردن

محور

Ex: Every rotating body must have an axis of motion .
horizontal [صفت]
اجرا کردن

افقی

Ex: The beams of sunlight entered the room through the horizontal blinds .

پرتوهای نور خورشید از طریق پرده‌های افقی وارد اتاق شدند.

vertical [صفت]
اجرا کردن

عمودی

Ex: The waterfall cascaded down the vertical cliff face .

آبشار از روی صخره عمودی پایین ریخت.

column [اسم]
اجرا کردن

ستون

Ex: Add the numbers in the rightmost column to calculate the total .

برای محاسبه مجموع، اعداد را در ستون سمت راست اضافه کنید.

row [اسم]
اجرا کردن

ردیف

Ex: The farmer planted the seeds in a neat row , ensuring each one was spaced evenly apart .

کشاورز دانه‌ها را در یک ردیف منظم کاشت، مطمئن شد که هر کدام به طور مساوی فاصله دارند.

key [اسم]
اجرا کردن

نقشه راهنما

Ex:

کلید نمودار معانی اشکال مختلف روی نمودار را فهرست می‌کند.

segment [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex: The project is divided into five segments .
to depict [فعل]
اجرا کردن

به تصویر کشیدن

Ex: The photograph depicts a bustling city street , capturing the energy and diversity of urban life .
اجرا کردن

بازنمایی کردن

Ex: The logo they designed last year represented the company 's innovative spirit .

لوگویی که سال گذشته طراحی کردند، نمایانگر روحیه نوآورانه شرکت بود.

chart [اسم]
اجرا کردن

نمودار

Ex: They created a chart to track the progress of the project milestones .

آن‌ها یک نمودار برای ردیابی پیشرفت نقاط عطف پروژه ایجاد کردند.

coordinate [اسم]
اجرا کردن

مختصات

Ex:

ستاره‌شناسان از مختصات سماوی برای تعیین موقعیت ستاره‌ها استفاده می‌کنند.

design [اسم]
اجرا کردن

طراحی

Ex: They approved the final design for the logo .

آنها طرح نهایی لوگو را تأیید کردند.

graph [اسم]
اجرا کردن

نمودار

Ex: A graph can show trends and patterns over time effectively .
spreadsheet [اسم]
اجرا کردن

گسترده برگ (رایانه)

Ex: The budget spreadsheet includes formulas for automatically calculating totals and generating visual charts .

صفحه گسترده بودجه شامل فرمول‌هایی برای محاسبه خودکار مجموع‌ها و تولید نمودارهای بصری است.

اجرا کردن

نمودار ون

Ex: In the debate , the speaker used a Venn diagram to visually explain the common ground between the two opposing viewpoints .

در مناظره، سخنران از نمودار ون برای توضیح بصری زمینه مشترک بین دو دیدگاه مخالف استفاده کرد.

line graph [اسم]
اجرا کردن

نمودار خطی

Ex: A line graph can help track trends in sales for a business .

یک نمودار خطی می‌تواند به ردیابی روند فروش برای یک کسب‌وکار کمک کند.