واژگان آیلتس (آکادمیک) - قانون
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره قانون، مانند "قاضی"، "اتهام"، "قضایی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس لازم است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a legal professional qualified and licensed to advocate on behalf of clients in both lower and higher courts

وکیل دادگستری, وکیل مدافع
به عنوان یک وکیل، او به دلیل ذهن حقوقی تیز و ارائههای فصیح در دادگاه شناخته میشود.
to fail to obey the law

زیر پا گذاشتن (قانون و غیره)
نقض قوانین کپیرایت میتواند منجر به اقدام قانونی علیه تولیدکنندگان محتوا شود.
a person in a law court who is sued by someone else or is accused of committing a crime

مدعیعلیه, مدافع
متهم در طول دادگاه آرام باقی ماند و با وجود استدلالهای قوی دادستان، بر بیگناهی خود پافشاری کرد.
to decide whether or not a person is innocent in a court of law

حکم دادن (در دادگاه), قضاوت کردن
وکلای دادگستری استدلالهای خود را ارائه کردند تا دادگاه را متقاعد کنند به نفع آنها قضاوت کند.
a group of twelve citizens, who listen to the details of a case in the court of law in order to decide the guiltiness or innocence of a defendant

هیئتمنصفه
هیئت منصفه از افراد مختلف با حرفهها و پیشینههای گوناگون تشکیل شده بود.
a person who commits a crime

مجرم
خدمات اجتماعی میتواند راهی سازنده برای متخلفان باشد تا برای اعمال خود جبران کنند و به صورت مثبت به جامعه کمک کنند.
(in the UK) a lawyer who is entitled to give legal advice, prepare legal documents for contracts and defend people in lower courts of law

مشاور حقوقی
سولیسیتور شرایط قرارداد را به وضوح توضیح داد.
to try to charge someone officially with a crime in a court as the lawyer of the accuser

اقامه دعوی کردن
او یک متخصص را استخدام کرد تا به تعقیب پرونده کمک کند، و اطمینان حاصل کند که هر جنبه قانونی پوشش داده شده است.
to officially accuse someone of an offense

متهم کردن
در حال حاضر، تیم حقوقی افراد درگیر در رسوایی فساد را متهم میکند.
a legal process where a judge and jury examine evidence in court to decide if the accused is guilty

محاکمه
وکیل به طور گسترده برای محاکمه آماده شد، تمام مدارک لازم و اظهارات شاهدان را جمع آوری کرد.
the group of people in a court including the judge and the jury

دادگاه
دادگاه قبل از رسیدن به حکم ساعتها مشورت کرد.
to state in a court of law, in front of the judge and the jury, whether someone is guilty or not guilty of a crime

ادعا کردن (در دادگاه)
علیرغم شواهد علیه او، متهم انتخاب کرد که به دلیل جنون ادعای بیگناهی کند.
to officially decide and declare in a law court that someone is not guilty of a crime

تبرئه کردن
فرآیند تبرئه در نهایت منجر به تصمیم دادگاه برای تبرئه متهم از تمامی اتهامات شد.
(law) the permission for a prisoner to leave prison before the end of their imprisonment sentence, on the condition of good conduct

عفو مشروط
آزادی مشروط به مجرمان فرصت بازپروری و بازگشت به جامعه تحت نظارت را میدهد، با هدف کاهش تکرار جرم.
to officially state the punishment of someone found guilty in a court of law

محکوم کردن
پس از محاکمه، قاضی با دقت قاتل محکوم را محکوم کرد.
an official decision made by the jury in a court after the legal proceedings

حکم, قضاوت
رسانهها در مورد رأی تاریخی که سابقهای جدید در حقوق کیفری ایجاد کرد گزارش دادند.
to help someone to restore to a healthy and independent state after a period of imprisonment, addiction, illness, etc.

بازپروری کردن, احیا کردن
این برنامه با موفقیت بسیاری از افرادی که با سوء مصرف مواد دست و پنجه نرم میکردند را توانبخشی کرد.
a wrongful or immoral act

عمل اشتباه, خلاف
شرکت به دلیل کارهای نادرست مکرر او را اخراج کرد.
correction imposed as repayment for wrongdoing

جبران, تاوان
محاکمه شکلی از انتقام را برای خانوادههای قربانیان فراهم کرد.
having custody of someone or connected with the legal right to look after them

دارای حق حضانت
to make someone pay a sum of money as punishment for violation of the law

جریمه کردن
او به دلیل ریختن زباله در یک منطقه عمومی جریمه شد.
unpaid work done either as a form of punishment by a criminal or as a voluntary service by a citizen

خدمات اجتماعی, خدمات عمومی
او در خدمات اجتماعی تحقق یافت، با این دانش که تلاشهایش تأثیر مثبتی بر نیازمندان داشت.
the physical punishment of people, especially of children or convicts

تنبیه بدنی
بحث درباره تنبیه بدنی اغلب بر تعادل بین حقوق والدین و رفاه کودکان متمرکز است.
the killing of a criminal as punishment

مجازات اعدام
مجازات اعدام برای جرایمی در نظر گرفته شده است که تحت قانون شدیدترین محسوب میشوند، مانند قتل.
a thing that reduces the chances of someone doing something because it makes them aware of its difficulties or consequences

عامل بازدارنده, عامل منعکننده
فرآیند پیچیده درخواست به عنوان یک بازدارنده برای بسیاری از متقاضیان ثابت شد.
(of a person) tolerant, flexible, or relaxed in enforcing rules or standards, often forgiving and understanding toward others

بامدارا, منعطف، باارفاق
برخلاف پیشینی سختگیر خود، مدیر جدید رویکردی آسانگیر نسبت به تاخیر کارمندان در پیش گرفت و بیشتر بر بهرهوری تاکید کرد تا بر وقتشناسی.
a formal declaration by which someone is found guilty of a crime in a court of law

محکومیت
او از محکومیت او شوکه شده بود، زیرا همیشه بر بیگناهی خود پافشاری کرده بود.
belonging or appropriate for a court, a judge, or the administration of justice

قضائی
وکلای دادگستری نقش حیاتی در ارائه استدلالها و شواهد در برابر مقامات قضایی ایفا میکنند.
a formal rule or collection of rules enacted by a governing authority

قوانین
قانون ممنوعیت پلاستیکهای یکبار مصرف از سال آینده اجرایی میشود.
