واژگان آیلتس (آکادمیک) - ریاضیات و آمار

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد علت و معلول، مانند "کسر"، "عمودی"، "بخش" و غیره را که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
graph [اسم]
اجرا کردن

نمودار

Ex: A graph can show trends and patterns over time effectively .
sign [اسم]
اجرا کردن

علامت مثبت یا منفی (در ریاضی)

Ex: The equation includes terms of differing signs .
deduction [اسم]
اجرا کردن

کسر

Ex: The teacher explained that deduction is used to find the difference between two numbers .

معلم توضیح داد که کسر برای یافتن تفاوت بین دو عدد استفاده می‌شود.

اجرا کردن

از نظر قواعد ریاضی

Ex: The problem was solved mathematically , using equations and formulas to derive a precise solution .

مشکل به صورت ریاضی حل شد، با استفاده از معادلات و فرمول‌ها برای استخراج یک راه‌حل دقیق.

اجرا کردن

ریاضیدان

Ex: Many people admire the mathematician for his ability to explain complex ideas simply .

بسیاری از مردم به ریاضیدان به خاطر توانایی اش در توضیح ایده های پیچیده به سادگی تحسین می کنند.

parallel [صفت]
اجرا کردن

موازی

Ex: The two walls are parallel in the room .

دو دیوار در اتاق موازی هستند.

probability [اسم]
اجرا کردن

احتمال

Ex: The probability of it raining tomorrow is 70 percent .

احتمال بارندگی فردا 70 درصد است.

problem [اسم]
اجرا کردن

مسئله

Ex: The crossword puzzle was a fun problem to solve over breakfast .

پازل جدول کلمات یک مسئله سرگرم‌کننده برای حل کردن در حین صبحانه بود.

scale [اسم]
اجرا کردن

مقیاس

Ex: The artist had a remarkable ability to capture the scale of natural landscapes in his paintings .
square [اسم]
اجرا کردن

توان دوم (ریاضی)

vertical [صفت]
اجرا کردن

عمودی

Ex: The waterfall cascaded down the vertical cliff face .

آبشار از روی صخره عمودی پایین ریخت.

set [اسم]
اجرا کردن

مجموعه

Ex: The set of even numbers includes 2 , 4 , 6 , and so on .

مجموعه اعداد زوج شامل 2، 4، 6، و به همین ترتیب است.

axis [اسم]
اجرا کردن

محور

Ex: Every rotating body must have an axis of motion .
bracket [اسم]
اجرا کردن

کروشه

Ex: Programmers use curly brackets { } and square brackets [ ] in coding to define blocks and arrays , respectively .

برنامه‌نویسان از آکولاد { } و براکت [ ] در کدنویسی برای تعریف بلوک‌ها و آرایه‌ها استفاده می‌کنند.

equation [اسم]
اجرا کردن

معادله

Ex: Engineers use equations to model and predict the behavior of structures under different conditions .

مهندسان از معادلات برای مدلسازی و پیش‌بینی رفتار سازه‌ها در شرایط مختلف استفاده می‌کنند.

to deduce [فعل]
اجرا کردن

استنباط کردن

Ex: By analyzing the symptoms , the doctor could deduce the likely cause of the illness .

با تحلیل علائم، پزشک توانست علت احتمالی بیماری را استنباط کند.

formula [اسم]
اجرا کردن

فرمول (ریاضی)

Ex: The formula for calculating compound interest involves principal , interest rate , and time .

فرمول محاسبه بهره مرکب شامل اصل سرمایه، نرخ بهره و زمان می‌شود.

function [اسم]
اجرا کردن

تابع (ریاضی)

Ex: The function y = 2x + 3 describes a linear relationship where y changes with respect to changes in x.

تابع y = 2x + 3 یک رابطه خطی را توصیف می‌کند که در آن y نسبت به تغییرات x تغییر می‌کند.

ratio [اسم]
اجرا کردن

ضریب

Ex: The ratio between length and width determines the rectangle 's shape .
segment [اسم]
اجرا کردن

قطعه دایره

Ex: Architects often incorporate circular segments into designs for windows and archways .

معماران اغلب قطعات دایره‌ای را در طراحی پنجره‌ها و طاق‌ها به کار می‌برند.

asymmetric [صفت]
اجرا کردن

نامتقارن

Ex: The asymmetric pattern on the rug added visual interest to the room , with irregular shapes and colors .

الگوی نامتقارن روی فرش، با اشکال و رنگ‌های نامنظم، جذابیت بصری به اتاق اضافه کرد.

induction [اسم]
اجرا کردن

استقرا

Ex: By induction , he inferred that the new drug would work on all patients .
to divide [فعل]
اجرا کردن

تقسیم کردن (ریاضی)

Ex: If you divide 16 by 4 , the result is 4 .

اگر 16 را بر 4 تقسیم کنید، نتیجه 4 می‌شود.

percentage [اسم]
اجرا کردن

درصد

Ex: What percentage of your income do you spend on rent each month ?

هر ماه چند درصد از درآمدتان را صرف اجاره می‌کنید؟

algebra [اسم]
اجرا کردن

جبر (ریاضی)

Ex:

پروفسور مفاهیم جدید جبری را در سخنرانی امروز معرفی کرد.

calculus [اسم]
اجرا کردن

حسابان

Ex: The integral in calculus helps calculate total quantities from rates .

انتگرال در حساب دیفرانسیل و انتگرال به محاسبه مقادیر کلی از نرخ‌ها کمک می‌کند.

geometry [اسم]
اجرا کردن

هندسه

Ex: Learning geometry helps improve spatial reasoning skills .

یادگیری هندسه به بهبود مهارت‌های استدلال فضایی کمک می‌کند.

arithmetic [اسم]
اجرا کردن

حساب (شاخه‌ای از ریاضی)

Ex:

معلم امروز در درس روی حساب تمرکز کرد، جمع و تفریق را پوشش داد.

mean [اسم]
اجرا کردن

میانگین (ریاضی)

Ex:

برای یافتن میانگین، همه مقادیر را جمع کنید و بر تعداد مقادیر تقسیم کنید.

variable [اسم]
اجرا کردن

متغیر (ریاضی)

Ex: The value of a variable in an equation can be solved for using techniques like substitution or elimination .

مقدار یک متغیر در یک معادله می‌تواند با استفاده از تکنیک‌هایی مانند جایگزینی یا حذف حل شود.