واژگان آیلتس (آکادمیک) - معماری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد معماری، مانند "محوطه دانشگاه"، "رها شده"، "فضای باز" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
campus [اسم]
اجرا کردن

پردیس دانشگاهی

Ex: The campus is known for its beautiful landscaping and green spaces .

محوطه دانشگاه به دلیل فضای سبز و مناظر زیبایش معروف است.

cathedral [اسم]
اجرا کردن

کلیسای جامع

Ex: The cathedral 's bell tower can be seen from miles away , making it a landmark in the city .
cottage [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: The old cottage at the edge of the village has been restored beautifully .

کلبه قدیمی در حاشیه روستا به زیبایی بازسازی شده است.

frame [اسم]
اجرا کردن

بدنه

Ex: Assembling the frame of the new bed took them the entire afternoon .

سرهم بندی قاب تخت جدید تمام بعدازظهر آنها را گرفت.

impressive [صفت]
اجرا کردن

تحسین‌برانگیز

Ex: Her impressive leadership skills helped guide the team to success .

مهارت‌های رهبری تحسین‌برانگیز او به هدایت تیم به سمت موفقیت کمک کرد.

indoors [قید]
اجرا کردن

داخل ساختمان

Ex:

او ترجیح می‌دهد در داخل سالن ورزشی کار کند تا اینکه بیرون بدود.

skyscraper [اسم]
اجرا کردن

آسمان‌خراش

Ex: From the top of the skyscraper , you can see the entire city .

از بالای آسمانخراش، می‌توانید تمام شهر را ببینید.

plan [اسم]
اجرا کردن

نقشه (ترسیم‌شده)

Ex: The builder followed the plan of the house to ensure accurate construction .

سازنده طرح خانه را دنبال کرد تا ساخت و ساز دقیق را تضمین کند.

abandoned [صفت]
اجرا کردن

متروکه

Ex: An abandoned suitcase lay in the empty station .

یک چمدان رها شده در ایستگاه خالی افتاده بود.

aisle [اسم]
اجرا کردن

راهرو (بین صندلی‌ها)

Ex: They sat in the middle seats , so they had to get up and step into the aisle each time someone needed to pass by .

آنها در صندلی‌های وسط نشستند، بنابراین هر بار که کسی نیاز به عبور داشت، باید بلند می‌شدند و به راهرو می‌رفتند.

cellar [اسم]
اجرا کردن

زیرزمین

Ex: He installed a temperature control system in the cellar to keep his wine collection at the perfect temperature .

او یک سیستم کنترل دما در انبار زیرزمینی نصب کرد تا مجموعه شراب خود را در دمای مناسب نگه دارد.

to collapse [فعل]
اجرا کردن

فرو ریختن

Ex: A gas explosion in the factory caused a section of the building to collapse .

انفجار گاز در کارخانه باعث فروریختن بخشی از ساختمان شد.

concrete [اسم]
اجرا کردن

بتن

Ex: They added rebar to the concrete for extra reinforcement .

آنها میلگرد را به بتن اضافه کردند تا مقاومت بیشتری داشته باشد.

اجرا کردن

ساختن

Ex: Architects designed the blueprint , and construction crews worked together to construct the modern skyscraper .

معماران طرح را طراحی کردند و تیم‌های ساختمانی برای ساختن آسمان‌خراش مدرن با هم همکاری کردند.

اجرا کردن

معاصر

Ex: Technologies like smartphones have become an integral part of contemporary daily life .

فناوری‌هایی مانند تلفن‌های هوشمند به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره معاصر تبدیل شده‌اند.

downtown [قید]
اجرا کردن

به مرکز شهر

Ex:

او در مرکز شهر، نزدیک منطقه مالی کار می‌کند.

estate [اسم]
اجرا کردن

ملک

Ex: After his passing , the estate was divided among his children , each receiving a portion of the land .

پس از فوت او، ملک بین فرزندانش تقسیم شد، هر کدام بخشی از زمین را دریافت کردند.

outdoors [قید]
اجرا کردن

بیرون

Ex: They set up a projector and watched a movie outdoors .

آن‌ها یک پروژکتور راه اندازی کردند و یک فیلم در فضای باز تماشا کردند.

external [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: She used an external microphone to capture high-quality audio for her podcast recordings .

او از یک میکروفون خارجی برای ضبط صدای با کیفیت بالا برای پادکست‌هایش استفاده کرد.

greenhouse [اسم]
اجرا کردن

گلخانه

Ex: They installed a ventilation system in the greenhouse to regulate temperature .

آن‌ها یک سیستم تهویه در گلخانه نصب کردند تا دما را تنظیم کنند.

landmark [اسم]
اجرا کردن

بنای تاریخی

Ex: The Taj Mahal in India , with its stunning white marble architecture , is a universally recognized landmark .

تاج‌محل در هند، با معماری خیره‌کننده‌ی مرمر سفیدش، یک نشانه جهانی شناخته‌شده است.

property [اسم]
اجرا کردن

ملک

Ex: Property values in the city have been steadily increasing due to high demand and limited supply .

ارزش ملک در شهر به دلیل تقاضای بالا و عرضه محدود به طور پیوسته در حال افزایش است.

to restore [فعل]
اجرا کردن

مرمت کردن

Ex: After the fire , they worked tirelessly to restore the damaged house to its former glory .

پس از آتش‌سوزی، آنها بی‌وقفه کار کردند تا خانه آسیب‌دیده را به شکوه سابقش بازگردانند.

rural [صفت]
اجرا کردن

روستایی

Ex: Rural schools may face challenges in providing resources and opportunities for their students .

مدارس روستایی ممکن است با چالش‌هایی در تأمین منابع و فرصت‌ها برای دانش‌آموزان خود مواجه شوند.

urban [صفت]
اجرا کردن

شهری

Ex: Researchers studied urban migration patterns over the last decade .

محققان الگوهای مهاجرت شهری را در دهه گذشته مطالعه کردند.

spacious [صفت]
اجرا کردن

جادار

Ex: Their new house was spacious enough to accommodate their growing family comfortably .

خانه جدیدشان به اندازه کافی وسیع بود تا خانواده در حال رشدشان را به راحتی در خود جای دهد.